چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶ 17 January 2018
تماس با ما دربارۀ ما پیوندها RSS
 
 
 
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۰ شهريور ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۲۲
۰
 
بیان ما:یکی از پرسش‌هایی که همواره ذهن بسیاری از مردمان را به خود معطوف نموده، این است که چرا به رغم تلاش‌های مستمر و خستگی ناپذیر و مجاهدت ها و جانسپاری‌های بسیاری از مصلحان، آزاد اندیشان و رهبران دینی و سیاسی عالم در جهت تشکیل چنین مدینه فاضله ای، این مهم تحقق و تبلور عینی و خارجی نیافته است و چرا انبیاء و اولیاء الهی و ائمه معصومین(ع) موفق نشده اند مأموریت و رسالت خویش را چنانکه باید در این زمینه به انجام برسانند.
حسن مهرنیا، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با تأکید به فرمایشات مولای متقیان، حضرت علی(ع) در کتاب گرانسنگ نهج البلاغه به بررسی اجمالی این مسئله و آسیب شناسی آن پرداخته‌اند؛
*وضعیت عقیدتی-سیاسی، فرهنگی و اجتماعی زمانه امام علی(ع) به چه شکل بود و از نظر ایشان موانع تحقق حکومت دینی چیستند؟
حضرت علی (ع) یکی از مهمترین موانع تحقق حکومت دینی را بی وفایی و سست عنصری دینداران و متدینین و یاران و اطرافیانش می داند.
حضرت علی(ع) یکی از مهمترین موانع تحقق حکومت دینی را بی وفایی و سست عنصری دینداران و متدینین و یاران و اطرافیانش می داند. ایشان در مورد آن افراد می فرمایند: «آنان بیدارانی خفته، شاهدانی غایب، ناظرانی کور، شنوندگانی کر، سخنگویانی لال، بدن های حاضرِ بی جان، عقولی غایب، دلهایی جن زده و عاری از مردانگی هستند ... آنان خیانتگران به امانت، اهل فساد و تباهی در سرزمین خویش هستند و نمی توان به آنها تکیه کرد و در وقت حاجت بدانها دل خوش داشت».
به علاوه، در خطبه ۲۷ نهج البلاغه آمده است که ایشان پس از شنیدن خبر حمله لشکری از طرف معاویه به شهر انبار، فرمودند: «بدانید که من شب و روز و نهان و آشکار، شما را به جنگ این قوم دعوت کردم، به شما گفتم که با اینان بجنگید پیش از اینکه با شما بجنگند، به خدا قسم هیچ ملّتی در خانه‏اش مورد حمله قرار نگرفت مگر اینکه ذلیل شد.»  
حضرت علی (ع) در خطبة ۲۹ نیز فرموده‌اند: «ای مردمِ بظاهر متّحد و هماهنگ، و از نظر آراء و آرمان، پراکنده و ناهماهنگ. لاف دلیریتان گویی سنگهای سخت را درهم شکند، امّا در عمل چندان سست و ضعیف‏اید که دشمن را علیه شما بر انگیزد. در نشستهایتان چنین و چنان گویید و از رزم‏آوری خود دم زنید امّا هنگامه کارزار، فرار را برقرار برگزینید و کنج عافیت نشینید».
ایشان  در خطبه ۳۹  هنگام دعوت از یاران به جهاد، خود را گرفتار مردمی دانسته‌اند که دستورشان را اطاعت و دعوتشان را اجابت نمی کنند و ادامه می دهند: «ای بی اصلها! در یاری پروردگارتان منتظر چه هستید؟ آیا دین ندارید که شما را گرد هم و یا غیرتی که به خشمتان آورد؟ در میان شما به پا خاسته ‏ام و هر چه فریاد می‏کشم و یاوری می‏طلبم، سخنم را نمی‏شنوید و از دستورم اطاعت نمی‏ کنید ... شما را به یاری ‏برادرانتان دعوت کردم، همانند شتری که از درد بنالد آه و ناله سر داده یا همانند حیوانی‏ که پشتش زخم باشد کندی کردید».
 امام علی (ع) در لیله الهریر و در مورد بحث حکمیت می فرمایند: «من با کمک چه کسی بجنگم و به که اعتماد کنم؟ عجبا من می خواهم به وسیله شما بیماری ها را مداوا کنم، اما شما خود دردمندید».
*خصوصیات اخلاقی مردمان زمانه و یاران امام علی(ع)چگونه بود؟ چرا نتوانستند حضرت را یاری کنند؟
به نظر ایشان عمده ترین مشکل این مردم، جهالت و نادانی و بی بصیرتی آنان نسبت به وضع زمانه است که مهمترین شروط تشکیل یک حکومت دینی است و متأسفانه در دوران امامت ائمه معصومین علیهم السلام کمتر شاهد آن بودیم. انحرافات عقیدتی، بدعت گذاری و فقدان هویت دینی (که خود معلول غلبه تفکر جاهلیِ قومی و قبیله ای است)، از نظر آن حضرت از دیگر عوامل انحراف در جامعه و عدم تحقق حکومت دینی است. 
دنیاگرایی و اشرافی گری مردمان پس از رحلت نبی مکرم اسلام(ص) و فتوحات مسلمانان در مناطقی چون عراق، مصر، شام و ایران؛ و دریافت جزیه و مالیات برای دارالخلافه از دیگر عوامل بود و رقابت های قومی و قبیله ای، کینه ورزی ها و عداوت شخصی برخی صحابه با حضرت علی در غزوات پیامبر نیز از موانع تحقق حکومت دینی بود.
*آیا امیرالمومنین (ع) امام در جهت تحقق حکومت دینی تلاش کردند؟ چه اقداماتی انجام دادند؟
 امام در  جهت وحدت مسلمین و تعالی آگاهی مردمان، کمک فکری می کردند؛ برای مثال می توان به کمک های فکری امام به خلفاء اشاره کرد. امام علیه السلام برای اینکه از انحرافات فکری و عقیدتی جامعه اسلامی ممانعت به عمل آورده و از دین اسلام پاسداری کنند، تا جایی که ممکن بوده در زمینه های نظامی، دینی و اعتقادی به نصیحت و خیرخواهی خلفای پیشین پرداختند.
به علاوه می‌توان به رفتار امام با امّ المؤمنین، عایشه و دفاع از حقوق همسران پیامبر (ص) به رغم صحنه گردانی سیاست های طلحه و زبیر و خروج بر آن حضرت اشاره کرد.  
 برخورد امام با خوارج به رغم مشکلات اخلاقی، عقیدتی و کلامی آنان  و بدعت گذاری در دین مثال زدنی است. شهید مطهری در این زمینه می گوید: «زمانی که امام در رأس قدرت بود نه خوارج را که رعیت وی بودند زندانی کرد، نه شلاقشان زد، و نه سهم آنها از بیت المال را قطع کرد. بلکه آنها در همه جا در اظهار عقیده آزاد بودند».
*از نظر مولای متقیان، وظیفه حاکمیت در قبال مردم چیست؟
امام به منظور حفظ حکومت و خلافت خود هیچگاه حاضر نشدند از طرق و ابزارهای نادرست استفاده کنند یا با دست و دل بازی در تقسیم بیت المال برای خود حامیانی به دست آورند
 امام علی (ع) با مسئول دانستن حاکم زمانه در قبال مردم او را به سعه صدر و داشتن روحیه تساهل و تسامح، خوش خلقی، مشورت با زیردستان، لزوم رعایت آزادی بیان، عفو و گذشت، عدالت، قانونگرایی، و انسان مداری دعوت می کند و والیان را از غلیان احساسات، شتابزدگی و تصمیم های نابخردانه و ناروا (مثلاً در خطبه ۵۳) برحذر می دارد و از همین رو بود که جرج جرداق در وصف او می گوید: «علی علیه السلام کسی بود که به خاطر عشق به انسانیت و رستگاری و نجات آنها؛ و از فرط ترحم و دلسوزی حتی در پایان نبرد بر کشته های دشمن هم می گریست» .  
امام به منظور حفظ حکومت و خلافت خود هیچگاه حاضر نشدند از طرق و ابزارهای نادرست استفاده کنند یا با دست و دل بازی در تقسیم بیت المال برای خود حامیانی به دست آورند. از نظر ایشان، عمل نادرست، فی نفسه زشت و منکر است و هیچ توجیهی نمی توان برای آن داشت.
*به نظر ایشان، وظیفه مردم در قبال حاکمیت چیست و چه تبیینی داشتند؟
از نظر امام، در حکومت دینی هر یک از شهروندان و تبعه دولت متقابلاً در قبال حکومت های خود از تکالیفی برخوردارند و در قبال گمراهی و عقب ماندگی جامعه مسئول هستند. مؤمنان و مسلمانان باید همیشه هوشیار بوده و با برخورداری از آگاهی و بصیرت دینی و سیاسی، آزادمنشی و عدالت خواهی، روحیه استکبارستیزی و حق طلبی، ایثار و فداکاری، و همچنین شجاعت جهاد در راه خدا، پشتوانه ای محکم برای تحقق شعائر و آرمانهای دینی و انقلابی باشند.     
هر حکومتی در معرض اشتباه و انحراف است و نباید هیچ زمامدار و کارگزاری را مصون از اشتباه دانست؛ بلکه باید پیوسته از آنان پرسش نموده و سوال کرد تا مبادا به سمت خودرأیی و تجاوز و طغیان گرایش پیدا نموده و فعال مایشاء و فاعل مایرید گردند
به نظر ایشان، هر حکومتی در معرض اشتباه و انحراف است و نباید هیچ زمامدار و کارگزاری را مصون از اشتباه دانست؛ بلکه باید پیوسته از آنان پرسش نموده و سوال کرد تا مبادا به سمت خودرأیی و تجاوز و طغیان گرایش پیدا نموده و فعال مایشاء و فاعل مایرید گردند و قدرت آنان را مرعوب خود سازد؛  زیرا «من استبدَّ برأیه زلَّ» و «بئس الاستعداد الاستبداد» و یا «من استبدَّ برأیه هلکَ».
چنانکه می دانیم، حضرت علی(ع) در دوران حیات مبارک خویش صرفاً به دنبال اجرای حدود و قوانین الهی و جلب رضای حق بود و در راه نیل جامعه انسانی به آزادی و آزادگی از هیچ کوششی فروگذار نکرد و هرگز حاضر نشد برای جیفه بی ارزش دنیا از حدود الهی تجاوز کند. از سوی دیگر، اشاره نمودیم که در زمانه آن حضرت، بی فایی و بدعهدی و بی بصیرتی یاران و اطرافیان امام شرایطی را فراهم آورده بود که عملاً تحقق حکومت دینی امکانپذیر نبود. یاران و اطرافیان امام در این دوران چنان گرفتار عواطف و احساسات قومی و مذهبی و تعلقات مادی شده بودند که امیدی به اصلاح آنان نبود. از سوی دیگر، آن عدّه افراد با بصیرت و آگاه و مریدان وفادار اندکی که در کنار آن حضرت بودند نیز به تدریج از میان برداشته شدند و او را یار و یاوری نماند.  
البته این وضعیت و شرایط تنها مختص دوران امام علی (ع) نبوده؛ بلکه در دوران حیات پربار سایر ائمه علیهم السلام و نیز در طول تاریخ و دوران حیات انبیاء عظام الهی نیز چنین بوده است و پیوسته حزب الشیطان موانعی را بر سر راه آنان نهاده و مانع از تشکیل حکومت عدل الهی شده اند. آنان کار را به جایی رسانده اند که اینک عده ای از همان دنیاطلبان و دین گریزان، عدم الوجدان را دلیل بر عدم وجود رابطه میان دین و دولت دانسته و از لزوم به حاشیه راندن دین و گرایش به سمت یک زندگی مادی و سکولار دم می زنند.
 
کد مطلب : 1984
Share/Save/Bookmark
 
 
 
 
 
 
 


ارسال