شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶ 21 October 2017
تماس با ما دربارۀ ما پیوندها RSS
 
 
 
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۳۵
۰
 
بیان ما:یکی از آسیب های جدی دموکراسی جنبه های پوپولیسیتی و سواستفاده برخی از نخبگان از رای اکثریت در جهت مطامع شخصی خویش است و همچنین برخی از روسای جمهور خود را قدرت مطلقه می انگارند.
 تعدادی از رسانه ها و فعالین فضای مجازی با برداشت گزینشی از بخشی از گفتگوهای دو تن از نمایندگان مجلس، اینگونه برداشت کردند که  مجلس در حال نگارش نامه ای به مقام معظم رهبری برای تغییر در قانون اساسی کشور و بازگشت به نظام پارلمانی است. در همین حال برخی از رسانه ها نیز طرح این موضوع را به معنای تلاش برای در دست گرفتن سکان هدایت قوه مجریه توسط علی لاریجانی، رئیس کنونی مجلس ارزیابی کردند.

البته بحث اصلی مربوط به نظام پارلمانی به سال 1390 و سخنرانی مقام معظم رهبری در مجمع مردم کرمانشاه برمی گردد. ایشان در آن سخنرانی تغییر خطوط هندسی نظام را لازمه کار دانستند و در مثالی از سیاسست های اصل 44 قانون اساسی سخن گفتند که روندها تغییر پیدا کرد.

در همین حال در زمینه تغییر خطوط هندسی نظام تغییر نظام نخست وزیری به ریاستی را در اواخر دهه 60عنوان کردند که این امر نیز براساس مطلوبیت زمان و مولفه های دیگر انجام پذیرفت و بالعکس آن نیز امکان پذیر است:" امروز نظام ما نظام ریاستی است؛ یعنی مردم با رأی مستقیمِ خودشان رئیس جمهور را انتخاب میکنند؛ تا الان هم شیوه‌ی بسیار خوب و تجربه‌شده‌ای است. اگر یک روزی در آینده‌های دور یا نزدیک - که احتمالاً در آینده‌های نزدیک، چنین چیزی پیش نمی‌آید - احساس بشود که به جای نظام ریاستی مثلاً نظام پارلمانی مطلوب است - مثل اینکه در بعضی از کشورهای دنیا معمول است - هیچ اشکالی ندارد؛ نظام جمهوری اسلامی میتواند این خط هندسی را به این خط دیگر هندسی تبدیل کند؛ تفاوتی نمیکند. و از این قبیل."

در آن زمان نیز بحث هایی پیرامون چنین تغییراتی در رسانه ها شکل گرفت و برداشت های ناصوابی درباره وجود اختلافات در نظام جمهوری اسلامی در رسانه های معاند صورت پذیرفت ولی شرایط و زمان طرح این مسائل یعنی زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد، به گونه ای بود که اصلاح طلبان تا حدودی از این امر استقبال نیز کردند!

اما در حالیکه در هفته اخیر مجددا مساله تغییر نظام ریاستی مطرح شده، این جریان به تکاپو افتاده و با عنوان کردن مسائلی در پشت پرده و توهم توطئه هایی سعی می کنند این برداشت را القا کنند که طیفی در تلاش برای بستن روزنه های دموکراسی و تاثیرگذاری رای مردم در انتخابات و به انحصار درآوردن قوه مجریه است.

این در حالیست که رهبر معظم انقلاب در همان سخنرانی معروف خود تغییرات در خطوط هندسی نظام را متکی به اصول و برگرفته از اصول اسلامی می دانند:" البته همین تغییر هم باید متکی به اصول باشد.

همین نگاهِ دوباره و نوسازی و بازسازی هم بایستی ناظر به اصول باشد؛ برگرفته و برخاسته‌ی از اصول اسلامی باشد. مثلاً فرض بفرمائید شایسته‌سالاری. احساس بشود که شایسته‌سالاری، به این شکل، بهتر تحقق پیدا میکند؛ یا عدالت، به این شکل، بهتر تحقق پیدا میکند."

تقلیل دادن مباحث کلان از سوی جریان های سیاسی به سهم خواهی ها و  طرح توطئه برای مردم سالاری دینی جفای است که راه را برای اصلاحات ساختاری و اساسی می بندد. چنین رفتارهای همزمان با طرح تغییر نظام پارلمانی به ریاستی نیز صورت می گرفت. در آن زمان در حالیکه موقعیت هاشمی رفسنجانی را در جناح راست محافظه کار تفسیر می کردند، چپ ها تغییرات اینچنینی را تلاش برای قبضه کردن قدرت توسط رئیس جمهور تفسیر می کردند که از قضا آن زمان هاشمی رفسنجانی مورد حمایت چپ ها یا اصلاح طلبان کنونی قرار نداشت.

تفسیر به رای و براساس منافع حزبی و جناحی، از هر دگرگونی در نظام چنین برداشت هایی را نیز به دنبال دارد.
از سوی دیگر فعالیت های حزبی بیشتر در نظام پارلمانی نمود پیدا می کند و در بسیاری از کشورهای جهان که این نظام حاکم است، احزاب قدرتمند و تاثیرگذاری در عرصه سیاسی شکل گرفته و تعیین کننده سیاست های کلان در پارلمان و دستگاه اجرایی هستند.

ضعف های نظام ریاستی در بحث انتخابات و عدم پاسخگویی به مشکلات توسط منتخبان در ایران نیز وجود دارد. در حالیکه در نظام پارلمانی احزاب می بایست نه تنها به اعضای خود بلکه به افکار عمومی نیز پاسخگو باشند و کنش ها بر این اساس توسط مردم رصد می شوند.

با عبور از این مزایا، باید گفت که در هفته های اخیر، علی لاریجانی به سیبل مستقیم رسانه ها تبدیل شده و از جلوس وی با رئیس دولت اصلاحات در حسینه جماران تا طرح نظام پارلمانی توسط برخی از نمایندگان، لاریجانی هدف قرار گرفته است. برخی بر این نظرند که لاریجانی در تلاش است تا به هر صورت شده سکان دستگاه اجرایی کشور را در دست گیرد.

بحث هایی که باعث تقلیل دادن تغییرات در قانون اساسی برای تغییر نظام ریاستی شده است. این در حالیست که حضور نمایندگان از طیف های مختلف و به دست آوردن اکثریت پارلمان در انتخابات می تواند در انتخاب نخست وزیر تاثیرگذار باشد. اکثریتی که ممکن است توسط اصلاح طلبان یا اصولگرایان به دست آید و فرد منتخب شده یا معرفی شده توسط رئیس جمهور و با آرای نمایندگان سکان هدایت دستگاه اجرایی را در دست گیرد.

علاوه بر این باید عنوان داشت، در دوره های اخیر روسای جمهور منتخب از سوی مردم، در دوره های انتخاباتی بدون توجه به اختیارات و توانایی های خود، وعده ها و شعارهایی را برای جذب رای به جامعه تزریق کرده اند که در عمل هیچ خبری از آنها نمی شود. همچنین با روش های پوپولیستی و انحراف افکار عمومی، جذب آراء به سوی نامزدی خاص صورت پذیرفته که این در شان نظامی چون جمهوری اسلامی نیست تا برخی کنش هایی از خود بروز دهند که با اصول و ارزش های انقلاب منافات داشته باشد.

هرچند این ضعف ها به معنای لزوم تغییرات سریع در نظام ریاستی نیست و شاید بتواند با آسیب شناسی هایی راه را برای چنین بهره برداری هایی از رای مردم بست ولی یکی از روش ها همان تغییر نظام به نظام پارلمانی است که احزاب می بایست پاسخگو باشند و دامنه شعارها و وعده ها براساس واقعیات می توانند تنظیم شوند.

به هر حال برخی از جریان سیاسی که در دوره های اخیر خود را پیروز انتخابات ارزیابی می کنند، طرح نظام پارلمانی را که یکی از نمودهای مردمسالاری است، قرار گرفتن در برابر خواست مردم تفسیر می کنند که این گونه تفسیرها با آرمان ها و شعارهای آنها درباره دموکراسی در تضاد است و بیشتر در تلاش اند تا بذر بی اعتمادی به نظام را از این طریق به جامعه تزریق کنند!
 
کد مطلب : 4304
Share/Save/Bookmark
 
 
 
 
 
 
 


ارسال