پایگاه خبری بيان ما 20 خرداد 1398 ساعت 6:23 http://www.bayanema.ir/news/26564/آلمان-انتظاری-داریم-وقتی-یک-باک-بنزین-هم-ظریف-نداد -------------------------------------------------- عنوان : از آلمان چه انتظاری داریم وقتی یک باک بنزین هم به ظریف نداد -------------------------------------------------- متن : آلمان، کشوری که به پادوی آمریکا مشهور است و بدون اجازه واشنگتن حتی نمی تواند در خاک خود یک باک بنزین به هواپیمای حامل ظریف بدهد، چه به نقش آفرینی برای احقاق حقوق ایران؟! هایکو ماس وزیر امور خارجه آلمان امروز(دوشنبه) با مقامات کشورمان در تهران دیدار می کند. سفر وزیر خارجه آلمان به تهران تحت عنوان واسطه(میان ایران و آمریکا) در حالی است که وزارت خارجه آلمان در روزهای گذشته در بیانیه ای گستاخانه و وقیحانه تاکید کرده بود: اجرای کامل برجام از جانب ایران، عاملی کلیدی برای ثبات در منطقه است! آلمان به هیچ عنوان به بی عملی خود و دیگر اعضای اروپایی برجام (فرانسه،انگلیس) در اجرای تعهدات اشاره ای نکرده است و در شرایطی که در مقابل ایران بدهکار است، ژست طلبکار به خود گرفته و مدعی شده است که ایران باید بدون هیچ چشم داشتی تعهدات برجامی خود را یکطرفه انجام بدهد! اکنون بیش از یکماه از ضرب الاجل 60 روزه ایران به اروپا سپری شده است. در شرایط فعلی آلمان باید پاسخ دهد که در راستای این ضرب الاجل چه اقداماتی انجام داده است، نه اینکه ایران را- که به گواه 15 گزارش آژانس انرژی اتمی به تمامی تعهدات خود عمل کرده- در جایگاه متهم نشانده و بازخواست کند! انجام تعهدات در حد چسباندن پوستر! در مهرماه 96 آلمان در اقدامی مزورانه با نصب پوستر آری به برجام بر دیوار سفارت این کشور در تهران، مدعی شد که دولت متبوعش در کنار مردم ایران به برجام پایبند است. این در حالی است که وزیر خارجه این کشور در همان مقطع در اظهارنظری گستاخانه تاکید کرد که برلین آمادگی دارد فشار دیپلماتیک بر ایران را همراه با آمریکا افزایش دهد. سفارت آلمان در تهران در آن مقطع عکس هایی در فضای مجازی منتشر کرد. در این عکس ها سفیر آلمان در کنار پوسترهایی، با شهروندان تهرانی در حال گفت وگو بود. در این پوسترها اظهار نظرهای زیگمار گابریل، وزیر امور خارجه وقت آلمان و سفیران این کشور در ایران و آمریکا به چشم می خورد. در این پوستر نوشته شده بود: ما علاقه ای نداریم توافق هسته ای با ایران را به خطر بیاندازیم چه رسد به اینکه آن را فسخ کنیم؛ نه امروز و نه در آینده. این اقدام مزورانه از سوی سفارت آلمان و ژست مضحک همراهی با مردم ایران در حالی رخ داد که آلمان پس از اجرای برجام- همانند پیش از برجام- هیچگاه با مردم ایران همراه نبود. شروط گستاخانه! زیگمار گابریل معاون صدراعظم و وزیر وقت اقتصاد آلمان-مهرماه ۹۵- (9 ماه پس از آغاز اجرای برجام) قبل از سفر به کشورمان در مصاحبه با هفته نامه آلمانی اشپیگل در اظهارنظری گستاخانه گفته بود: آلمان تنها در صورتی با ایران روابط عادی و دوستانه برقرار خواهد کرد که ایران موجودیت اسرائیل را به رسمیت بشناسد. گابریل تاکید کرده بود:سفر من در جهت منافع آلمان و اروپا صورت می گیرد و با ایران درباره مسائل اخلاقی، حقوق بشر، تسلیحات نظامی گفت وگو کرده و از نقش ایران در هم پیمانی با دولت بشار اسد انتقاد خواهم کرد! وی همچنین پس از ورود به ایران در اقدامی گستاخانه در نشست مشترک تجاری ایران و آلمان که در اتاق بازرگانی ایران تشکیل شده بود، جمهوری اسلامی ایران را به وحشی گری! متهم کرد و گفته بود: تمامی نیروهای درگیر در جنگ سوریه باید نقطه پایانی بر اعمال وحشیانه بگذارند که این امر در مورد ایران و روسیه نیز صادق است که از رژیم بشار اسد، رئیس جمهور سوریه حمایت می کنند! علاوه بر این، در مهرماه ۹۵ خبری در رسانه ها با این عنوان منتشر شد که نزدیک به یک سال است رئیس جمهور کشورمان قصد سفر به آلمان را دارد ولی دولت آلمان به بهانه های مختلف که برخی از این بهانه ها خالی از تحقیر نیست تاکنون با سفر وی موافقت نکرده است! در پاییز 95 سفیر آلمان در واشنگتن در مصاحبه با ان پی آر اعلام کرد کشورش نگرانی های مشترکی با دولت آمریکا درباره فعالیت های منطقه ای و برنامه موشکی ایران دارد. وی ضمن اشاره به رایزنی آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان با ترامپ درباره برجام گفته بود:صدراعظم، این نکته را به صراحت اعلام کرد که ما نگرانی های مشترکی با آمریکا درباره فعالیت های مخرب ایران در منطقه، آزمایش های موشکی این کشور و نقض حقوق بشر و غیره داریم و می توانیم درباره آنها بحث کنیم. باک بنزین آلمان در پسابرجام به هیچ عنوان به تعهدات خود عمل نکرد. برای نمونه در اسفند 96 کشور آلمان در توهینی آشکار و اقدامی گستاخانه از تأمین سوخت هواپیمای حامل محمدجواد ظریف، وزیر خارجه کشورمان امتناع کرد. همچنین در تیر ۹۷، آلمان در اقدامی غیرقانونی و با دلایل واهی، آقای اسدالله اسدی دیپلمات ایرانی را که از مصونیت دیپلماتیک برخوردار بود، بازداشت کرد. در تابستان ۹۷ نیز بعد از خروج آمریکا از برجام، شرکت های اروپایی از جمله چند شرکت آلمانی بدون توجه به تعهدات خود برای خروج از ایران صف کشیدند. همچنین در مهر ۹۷، هایکو ماس وزیر خارجه آلمان گفت: با آمریکا اهداف مشترکی را درقبال ایران دنبال می کنیم. ما فقط از نظر مسیرهایی که دنبال می کنیم با یکدیگر اختلاف داریم. در آذر 97 نیز همزمان با ادعای اروپا مبنی بر گشایش کانال مالی، شرکت مخابرات آلمان در اقدامی گستاخانه خطوط تلفن و اینترنت بانک های ایرانی مستقر در این کشور را قطع کرد. موارد فوق تنها بخشی از بی عملی آلمان در اجرای تعهدات برجامی است. پادوی آمریکا مقامات آلمان مدعی شده اند که هدفشان از سفر به تهران، واسطه گری در راستای حفظ برجام و کاهش تنش میان ایران و آمریکا است. این در حالی است که آلمان کشوری است که به پادوی آمریکا مشهور است. آلمان بعد از جنگ جهانی دوم و تا چند سال قبل، تحت قیمومیت 4 کشور آمریکا، انگلیس، فرانسه و روسیه اداره می شد و هرگاه برخی از مطبوعات آلمانی خواستار استقلال آلمان از این قیمومیت چهارگانه می شدند، پاسخ آمریکایی ها و فرانسوی ها و انگلیسی ها و روس ها این بود که آلمان لیاقت استقلال ندارد. در حال حاضر کشور آلمان بدون اجازه سه کشور آمریکا، انگلیس و فرانسه حق هیچگونه اقدام مستقلی را ندارد. دولت آلمان در جریان جنگ تحمیلی تامین کننده سلاح های شیمیایی برای صدام بود که پرونده این جنایت هنوز مفتوح است اما، نکته جالب توجه اینکه، یکی از مقامات آلمانی در پاسخ به اعتراض ایران گفته بود: می دانید که ما در فروش تسلیحات شیمیایی به عراق از خود اختیاری نداشته ایم! کشوری که به پادوی آمریکا مشهور است و بدون اجازه واشنگتن حتی نمی تواند در خاک خود یک باک بنزین به هواپیمای حامل ظریف بدهد، چه به نقش آفرینی برای احقاق حقوق ایران؟! بازی با معیشت مردم! در روزهای اخیر و همزمان با سفر مقامات ژاپنی و آلمانی به تهران، یک جریان سیاسی خاص با فضاسازی کاذب اینگونه وانمود کردند که این دو سفر موجب شده تا دلار سیر نزولی به خود گرفته و همچنان در حال کاهش است. این جریان سیاسی در پی آن است تا در ادامه اینگونه القاء کند که سفر واسطه های آمریکا به ایران، قیمت دلار را اینگونه کاهش داد، حالا ببینید اگر با ترامپ مستقیم مذاکره کنیم، چه شود! این ادعای مضحک که چیزی جز بازی با معیشت مردم نیست، در حالی است که در سال 94، برخی دولتمردان در کنار رسانه های زنجیره ای به گونه ای درباره نتایج اقتصادی برجام فضاسازی کردند که عده ای از مردم با در دست گرفتن اسکناس 1 دلاری در کنار اسکناس های هزار و پانصد تومانی، تصور می کردند که قیمت هر دلار در ماه های آینده به هزارتومان کاهش خواهد یافت. اما همان طور که منتقدان نیز در آن مقطع به درستی اشاره کردند، نه تنها این اتفاق رخ نداد، بلکه قیمت دلار تا آستانه 20 هزارتومان نیز افزایش یافت. این در حالی بود که قیمت دلار پیش از برجام حدود 3 هزارتومان بود. اما علت نوسانات متعدد قیمت دلار از دو حال خارج نیست. یا دستکاری مصنوعی است و اگر اینطور نیست، دولت توانایی مدیریت بازار ارز را ندارد. دولت می بایست روند خسارت بار شرطی سازی مردم و گره زدن اقتصاد به سیاست خارجی را متوقف کند. روندی که یک روز با گره زدن معیشت مردم به برجام و یک روز با مرتبط کردن اقتصاد کشور به بسته های اروپایی و حالا نیز با گره زدن معیشت مردم به سفر واسطه ها رخ داده است.