۰
تاریخ انتشار
جمعه ۳۰ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۱۷:۵۸
کد مطلب : ۱۲۴۲۷

بخشی از زيباييی‌های وقايع کربلا

بخشی از زيباييی‌های وقايع کربلا:
🌹🍃زيباترين خواهش يک زن { همراه کردن زهير با امام حسين (عليه السلام) توسط همسرش}
🍃🌹🍃زيبا ترين بازگشت { توبه حر و الحاق به سپاه امام حسين (عليه السلام)}
🍃🌹🍃زيباترين وفا داری { نخوردن آب در شط فرات ابالفضل (عليه السلام) }
🍃🌹🍃زيبا ترين جنگ { نبرد حضرت علي اکبر (عليه السلام) با دشمن}
🍃🌹🍃زيبا ترين واکنش { پرتاب کردن سر و هب توسط مادرش به طرف دشمن}
🍃🌹🍃زيبا ترين پاسخ {احلی من العسل (شهادت برای من شیرین‌تر از عسل است) جناب قاسم ابن الحسن(عليه السلام)}
🍃🌹🍃زيبا ترين هديه {تقديم عون و محمد به امام حسين (عليه السلام) توسط مادرشان حضرت زينب (سلام الله عليها)}
🍃🌹🍃زيبا ترين نماز { نماز ظهر عاشورا در زير باران تير}
🍃🌹🍃زيبا ترين جانثاری { حائل قرار دادن دستها، توسط عبدالله ابن حسن (عليه السلام) و دفاع از عمو }
🍃🌹🍃زيبا ترين سخنرانی { سخنرانی امام سجاد (عليه السلام) و حضرت زينب (سلام الله عليها) در کاخ ظلم }
🔻و از همه زيبايي ها زيباتر جمله « ما رأيتُ الا جميلاً » که حضرت زينب (سلام الله عليها) حيدر وار بيان کرد. وقتی که یزید با کنایه از ایشان پرسید:خب، چه دیدی؟ و خانم جواب دادند: غیر از زیبایی چیزی ندیدم!🍃
عصر روز یازدهم ،کاروان میخواست حرکت کنه ... امیرقافله زینبه...گفتن :کاروانتو آماده کن ...ناقه های عریان آوردن...زینب تنها...به هربدبختی بود ، تنها دونه دونه این بچه هاروسوار کرد...بعضیاشون از شتر می افتادن...بعضیاشون بدن های برهنه رو ازبالای بلندی می دیدن ،خودشونو پرت می کردن پایین...کار زینب زیادمی شد...دوباره همه رو سوار کرد...سواربرناقه های عریان کرد...
زین العابدین رو سوار کرد...حالاخودش می خواد سوار شه، یاد روز دوم می افته...هیچکسی نیست زینبو کمک کنه ...رکاب بگیره براش ، یاریش کنه ..."یامجیب المضطر...بحق المضطر...اجب المضطر ونحوالمضطرون ...امن یجیب المضطراذا دعاه ..."
حالا بالاخره کاروان راه افتاد ...کاروان راه افتاد...
یه وقت زینب نگاه کرد ، دید زین العابدین الان قالب تهی میکنه ...خیره خیره به این بدن پاک نگاه میکنه ...صدا زد..."یاحجة الباقین و یا ثِمال الماضین! مالی اَراک تَجودُ بِنَفسِک...؟!" ای یادگار گذشته ها ... ای امید آینده ها ...چرا داری باجون خودت بازی می کنی ؟!توحجت خدایی ...یه وقت نگاه کرد به عمه،فرمود:عمه مگراین بدن حجت خدانیست ؟!
 
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما