۰
تاریخ انتشار
سه شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۱۹:۴۶
کد مطلب : ۱۳۹۹۰

چک کردن قیمت‌ها توسط روحانی چه فایده‌ای دارد؟

 
سیدمصطفی هاشمی‌طبا، نامزد انتخابات ریاست جمهوری گذشته به آرمان گفته است:   من معتقدم که با گفتار درمانی و حرف کار حل نمی‌شود بلکه این گفتار باید به عرصه عمل کشیده شود و عملگرایی را از دولت شاهد باشیم. من واقعا دلم می‌خواهد به میان اقشار مختلف مردم در نقاط مختلف شهر و کشور بروم و این سوال را مطرح کنم که چقدر به آینده امید دارند. نگاه کنید؛ همین الان یک میلیون و هشتصد هزار ایرانی برای گرین کارت درخواست داده‌ و ثبت نام کرده‌اند. این مساله چنین مفهومی را به ذهن متبادر می‌کند که این تعداد که حتما توانایی مالی دارند از کشور بروند.
من فکر می‌کنم اشکال کار این است که دولت، سایر مقامات، روشنفکران و اقتصاددانان نمی‌گویند که باید چه مدل و رویکردی پیاده شود و تبعات و آینده‌اش چیست؟ صرفا همه هر کاری را انجام می‌دهند می‌گویند آینده‌اش خیلی عالی است؛ در حالی که مبتدا باید با خبر بخواند. اخیرا اقتصاددانان ۲ نامه به رئیس جمهور نوشتند و مطالب نسبتا خوبی را مطرح کردند، اما نگفتند که اگر این طرح‌هایی که ارائه دادند عملی شود چه نتیجه و پیامدهایی برای مردم دارد.
کما اینکه یک قانون بودجه تصویب می‌شود، اما هیچگونه پیامدی از آن برای مردم بازگو نمی‌شود. برنامه ششم نوشته می‌شود، اما ضمن اینکه غیرعملی و غیر اجرایی است هیچ تصویری از آینده نمی‌دهد که اگر این برنامه در کشور اجرا شود چه اتفاقاتی در کشور خواهد افتاد. بنابر این تا وقتی که مردم ندانند که در آینده چه اتفاقاتی خواهد افتاد و نتیجه سیاست‌های متخذه دولت چیست نسبت به آینده امیدواری نخواهند یافت. لذا با حرف، تبلیغات و... امید مردم زنده نمی‌شود. به‌خصوص که در حال حاضر با کشورهای دیگر به‌ویژه آمریکا درگیر و به صورت نیم بند با اروپا، روسیه و چین هستیم. از این رو هیچ چیز ثبات ندارد که دل مردم به آینده قرص باشد. حداقل من این روحیه را در وجود خودم می‌بینم.
دولت ما بسیار بزرگ و تعهدات جاری مالی آن نیز بسیار زیاد شده و از پس این تعهدات بر نمی‌آید و مجبور است تا از هر طریقی شده پول جور کند تا بتواند حقوق و هزینه‌های جاری را دهد و به موسسات مختلف کمک کند. مشکلات از اینجا ناشی می‌شود که دولت بزرگ ناکارآمد و پرهزینه است، در نتیجه برخی تئوری دادند که دولت ارز را بیست هزار تومان کند و از آنجا بدهی‌های خود را بدهد، اما این مساله نیز در آینده مثل بهمن بر سر دولت فرود خواهد آمد. همه دولت‌های پس از انقلاب به جای اینکه انقباضی کار کنند و تعهدات را کم کنند، تعهدات دولت را هر چه بیشتر کردند. به جای اینکه تلاش کنند از سرمایه‌های مردم برای توسعه کشور استفاده شود به سرمایه‌های مردم بهره دادند که نمونه آن سود ۱۶۰۰ میلیاردی نقدینگی است. البته این حاصل کار دولت آقای روحانی نیست، گرچه تاثیر داشته، اما در طول این ۴۰ سال همیشه اینطور بوده است.
به نظر من دولت باید با مساله ارز کاملا انقباضی برخورد کند. البته تبعاتی در جامعه دارد، دولت امکانات ارزی وسیعی ندارد که بتواند ارز را در جامعه پخش کند و تاکنون نیز هر کاری انجام داده غلط بوده است. همانطور که رئیس جدید بانک مرکزی گفته ارز، خون اقتصاد کشور است که نباید هدر برود، طبیعتا وقتی دولت با ارز انقباضی برخورد کند ارز در بازار گران خواهد شد. من مخالف این تلقی هستم که ارز بازار را با ارز دولتی یکی کنیم. مگر می‌شود؟ اینهمه آقای سیف و اقتصاددانان وابسته به رئیس‌جمهور شعار دادند که می‌خواهیم ارز را تک نرخی کنیم، اما چنین کاری امکان ندارد.
دولت باید نیازهای جامعه را با ارز و قیمت مشخص تامین کند و قیمت بازار آزاد هر چقدر شد، بشود. وظیفه دولت اداره کشور است نه اینکه نرخ ارز را برای برخی افراد پایین بیاورد. کسانی که می‌خواهند سرمایه خود را خارج کنند بروند ارز گران بخرند. بالاخره هر کشوری باید به شکلی در اقتصاد خود را اداره کند. اینجا است که هیچ کس شجاعت گفتن ندارد که باید اینگونه کار انجام داد و با این روش، با چنین تبعاتی روبه‌رو می‌شویم. دولت باید یک نرخ ارز دولتی داشته باشد و نیازهای اساسی و اصولی کشور را با نرخ مشخص تامین کند تا تولید کشور به ثبات برسد. حال اگر کسانی هستند که ارز بازار آزاد می‌خواهند به دولت چه ارتباطی دارد. ارز بشود صد هزارتومان آنکه می‌خواهد سرمایه خارج کند برود با این قیمت تهیه کند، اما هیچ کس جرأت ندارد این حرف را بزند، دولت هم جرأت ندارد و نمی‌گوید.
مگر الان دولت ارز مسافری را ۱۱ هزار تومان نمی‌فروشد، پس خود گران کرده است. اینکه چند نرخ ۴۲۰۰ تومانی، ۸۰۰۰ تومانی ، توافقی، ۱۱۰۰۰هزارتومانی برای ارز باشد خیلی بد است. نمی‌توان اینگونه کشور را اداره کرد. بانک مرکزی باید با یک نرخ ارز صادراتی را بخرد و با یک نرخ به مردم، وارد کنندگان و کارخانجات بفروشد و آن نرخ ثابت باشد. حال اگر ریزشی در بازار ارز اتفاق می‌افتد و می‌خواهند ارز را به هر قیمتی بفروشند به دولت ارتباطی ندارد. ما نمی‌توانیم کاری غیر از این انجام دهیم.
آقای روحانی در دانشگاه تهران گفت من هر روز قیمت‌ها را چک می‌کنم، خوب چک کردن قیمت‌ها که کار سختی نیست، اما در شرایطی که ما داریم هیچ دولت و حاکمیتی نمی‌تواند این مسائل را طوری پیش ببرد که معیشت مردم بهتر شود. ما در شرایطی که در کشور داریم، نمی‌توانیم انبساطی زندگی کنیم. گرچه اعتقاد ندارم که زندگی اکثر مردم خوب نیست، چرا که نسبت به خیلی از کشورهای دیگر خیلی بهتر و نسبت به برخی دیگر از کشورها بدتر است. محرومین ما هنوز محرومند و مهاجرت به داخل شهرها زیاد است، اما دولت با این وضع نمی‌تواند مشکلات را حل کند. اینها که سیاهنمایی می‌کنند و علیه دولت اقدام سیاسی انجام می‌دهند اگر خودشان روی کار بیایند امکان ندارد کاری از پیش ببرند و خراب‌تر می‌کنند. باز دولت آقای روحانی مقداری عقلایی کار می‌کند، اما دیگرانی که شعار می‌دهند کاملا ضد عقل شعار می‌دهند.
حتی معتقدم هیچ حکومتی مثل جمهوری اسلامی نمی‌تواند مسائل داخلی کشور خود را حل کند، اما شرط دارد. شرطش این است که مسئولان واقعی بیندیشند و وعده ندهند. به مردم بگویند که واقعیت چیست. اینکه سازمان برنامه می‌گوید ۲ بسته حمایتی داریم این بسته‌ها باز نشوند بهتر است. مشکلات کشور با این حرف‌ها درست نمی‌شود. باید با مسائل به‌طور واقعی برخورد کنیم، من این جرأت را دارم که بگویم کشور ما سیاست‌های انقباضی شدید لازم دارد تا بتوانیم سرمایه کشور را درست هدایت کنیم که آینده خوبی داشته باشیم.
معتقدم که   تغییرات هیچ تاثیر مثبتی نخواهد داشت. تغییر آقای شریعتمداری کار بیهوده‌ای است، چرا که اگر وی وزیر کارآمد است باید در همان وزارت صمت نگه داشته شود، اما اگر ناتوان است و خوب کار نکرده دلیلی ندارد که برای وزارت کار معرفی شود لذا کلا معرفی وی مردود است. نفرات دیگری نیز که برای وزارت اقتصاد و راه در نظر گرفته شدند از همکاران سازمان برنامه هستند. سازمان برنامه نیز ضعیف‌ترین عملکرد را داشته، حال اگر دولت می‌خواهد برای هماهنگی بیشتر وزارتخانه‌ها وزارت راه و اقتصاد را از همان همکارانی که در سازمان برنامه کار خاصی برای کشور انجام ندادند انتخاب کند، اینها گزینه‌های مناسبی نیستند و من اصلا موافق آنها نیستم.
* تعادل
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما

تازه ترين عناوين
دریچه افکار