۰
تاریخ انتشار
شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۴۷
کد مطلب : ۱۴۸۴۳

بسته اخبار حوادث دوازدهم آبان ماه؛

بسته اخبار حوادث دوازدهم آبان ماه؛

بسته اخبار حوادث دوازدهم آبان ماه؛
زن شکاک همسرش را در آتش زنده زنده کباب کرد + عکس/ اعتراف عجیب مرد درفش به‌دست: حس یک آدم آهنی را داشتم
مهم‌ترین حوادث امروز (شنبه؛ دوازدهم آبان ماه) را می‌توانید در این بسته خبری بخوانید.
به گزارش خبرنگار بیان ما به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان؛ مهم‌ترین حوادث امروز (شنبه؛ 12 آبان ماه) را می‌توانید در این بسته خبری بخوانید.
زن شکاک همسرش را در آتش زنده زنده کباب کرد + عکس
زن شکاک، شوهر خود را در اتاق زندانی کرد و خانه را به آتش کشید.
افسر پلیس پس از کشتن دوستش، خودکشی کرد + عکس
افسر پلیس که دوستش را سهوا با شلیک گلوله به قتل رسانده بود، بلافاصله خودش را هم کشت.
مهریه‌ بهانه مرد معتاد برای دزدین طلاهای تازه عروس و داماد
به‌ گزارش گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان؛ مرد جوان حتی یک لحظه هم نمی‌توانست از فکر طلاها و سکه‌هایی که شب عقد به یکی از اقوامش داده بودند، بیرون بیاید. آنقدر به طلاها فکر کرده بود که چند شبی می‌شد که خواب سرقت این طلاها را می‌دید. مدام با خودش درگیر بود، از یک طرف وجدانش که از مجازات سرقت می‌گفت و از طرف دیگر هم حکم دادگاه برای پرداخت مهریه 514 سکه‌ای همسرش خاطرش را آشفته می‌کرد. بالاخره هم دلش را به دریا زد و نقشه‌ای را که هر شب خوابش را می‌دید، اجرا کرد.
گزارش سرقت از خانه تازه عروس و داماد
چندی پیش مرد جوانی با پلیس تماس گرفت و از سرقت شبانه خانه‌اش خبر داد. او گفت: نیمه شب وقتی از مهمانی یکی از اقوام به خانه‌مان برگشتیم متوجه شدم در ورودی شکسته و همه طلا و جواهرات همسرم را که کادوی عروسی‌مان بود دزدیده بودند. نمی‌دانم چه کسی این کار را انجام داده، اما فکر می‌کنم دزد باید آشنا باشد.
با شکایت مرد جوان تحقیقات پلیسی آغاز شد. در نخستین گام کارآگاهان به بازبینی دوربین‌های مداربسته اطراف محل سرقت پرداختند. دوربین‌ها نشان می‌داد در شب سرقت، مرد و زنی جوان که کلاه و ماسک بهداشتی به سر و صورت‌شان داشتند وارد خانه شده و پس از لحظاتی ساختمان را ترک کردند. با اینکه زن و مرد جوان، سر و صورتشان را کامل بسته بودند، اما تازه داماد، مردجوان را که از اقوامشان بود، شناسایی کرد. او گفت: شاپور چند وقتی است که معتاد شده و همسرش او را ترک کرده است. او وضع مالی خوبی ندارد و چند باری هم به خانه ما آمده است. به هر حال هیکل و ظاهر سارق به‌نظر می‌رسد که همین شاپور باشد، اما زن جوان را نمی‌شناسم.
با اظهارات صاحبخانه کارآگاهان به سراغ شاپور رفتند و او را بازداشت کردند. شاپور که ابتدا منکر سرقت بود زمانی که با مدارک پلیسی مواجه شد، به سرقت اعتراف کرد.
او گفت: من آدم تندخویی هستم و دست بزن دارم، همین موضوع هم هر روز بین من و همسرم فاصله انداخته بود. این مشکلات به قدری زیاد شد که او از من طلاق گرفت. مهریه همسرم 514 سکه بود و باید آن را به‌صورت قسطی پرداخت می‌کردم. همه این مشکلات سبب شد بعد از مدتی به مواد روی بیاورم و معتاد شیشه شدم. اما کاش همه چیز به اینجا ختم می‌شد، قیمت سکه روز‌به‌روز بیشتر می‌شد و من توانایی پرداخت آن را نداشتم. نمی‌دانستم باید چه کار کنم، تا اینکه به عروسی یکی از اقوام دعوت شدم و در آنجا برق طلا و سکه‌هایی که عروس و داماد به‌عنوان کادوی ازدواج دریافت کردند، مرا به وسوسه انداخت. آنقدر درگیر این فکر شده بودم که شب‌ها خواب سرقت از خانه آن‌ها را می‌دیدم. خواب می‌دیدم پس از شکاندن در و وارد شدن به خانه، همه طلاها و سکه‌ها را برداشته و مال خودم کرده‌ام. سرانجام تصمیم گرفتم این نقشه را عملی کنم.
مرد جوان ادامه داد: من برای مصرف مواد به پاتوق موادفروشان می‌رفتم و آنجا با زنی آشنا شدم. او به تازگی معتاد شده بود. وقتی از خواب‌هایم برایش گفتم او هم با من همراه شد و گفت حاضر است در این سرقت مرا کمک کند. همه چیز دست به دست هم داده بود تا من سرقت را انجام دهم. از سویی با خودم گفتم وضع مالی عروس و داماد خوب است و طلا و سکه‌هایی که سرقت می‌کنم کادوهایی است که دیگران به آن‌ها داده‌اند. با این افکار خودم را مجاب کردم که سرقت را انجام دهم. بنابراین آن شب وقتی مطمئن شدم کسی در خانه نیست، با همان زن معتاد وارد خانه شدیم و همه طلا و سکه‌ها را برداشتیم. من صورتم را کامل پوشانده بودم و آن زن را با خودم بردم تا همه فکر کنند سارقان زوج بودند، اما باز هم لو رفتم.
با اعتراف مرد جوان به سرقت، متهم پس از تشکیل پرونده روانه زندان شد و تحقیقات برای دستگیری زن شیشه‌ای در دستور کار مأموران قرار گرفت.
منبع: روزنامه ایران
اعتراف عجیب مرد درفش به‌دست: حس یک آدم آهنی را داشتم
 آخرین روز‌های مهر ماه تعدادی از زنان و دختران شرق تهران توسط یک موتورسوار مورد حمله قرار گرفته و با شی‌ء تیزی مجروح شدند. با گزارش این اتفاق مأموران بلافاصله به محل اعزام شدند و سرانجام پس از بررسی‌های تخصصی شبانه روزی عامل این حمله‌های دیوانه وار شناسایی و دستگیر شد. متهم در جریان بازجویی‌ها به جرمش اعتراف کرد و انگیزه‌اش را نفرت از زنان عنوان کرد. به این ترتیب پرونده تشکیل شد و متهم با صدور قرار قانونی در اختیار کارآگاهان اداره شانزدهم پلیس آگاهی پایتخت قرار گرفت و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد.
اعتراف عجیب مرد درفش به‌دست؛حس یک آدم آهنی را داشتم
گفتگو با متهم
لاغر اندام است. با قدی متوسط و چهره‌ای تکیده و چشم‌های بی‌فروغی که برای مدت زمان زیادی یک مسیر را هدف می‌گیرد، به دیوار تکیه داده است. گفتگو با مردی که با درفش به دختران و زنان حمله کرده و می‌گوید انگیزه‌اش برای این کار نفرت از زنان است، کار سختی بود. سکوت‌های طولانی‌اش در برابر بسیاری از پرسش‌هایم حتی کار را به مراتب سخت‌تر می‌کرد. مرد ۴۱ ساله در این گفتگو از انگیزه اش، کودکی‌اش و جزئیات صحنه‌های دردناکی گفت که برای زنان به وجود آورده بود.
از دوران کودکی‌ات بگو؟
مادرم روی خواهرم حساس بود و از من می‌خواست مراقبش باشم. من باید سرکار می‌رفتم، مشکلات زندگی را تحمل می‌کردم و مسئولیت زیادی روی دوشم قرار داشت. برایم سخت بود و فشار روحی زیادی داشتم. از سویی بی‌اعتنایی‌های خانواده پدری‌ام باعث شد تا ترس از ازدواج پیدا کنم. بعد از مدتی هم از خانه بیرون زدم، چون می‌ترسیدم که با اعضای خانواده‌ام دعوا کنم و آن‌ها را کتک بزنم. من آن زمان ورزش می‌کردم و می‌ترسیدم از زورم علیه اعضای خانواده‌ام استفاده کنم. مدت زیادی هم مشروب مصرف کردم. با کار‌هایی که کردم باعث مرگ مادرم شدم.
مگر مادرت را چطور از دست دادی؟
مادرم سرطان سینه گرفت و فوت کرد. با خودم می‌گفتم کار‌های من باعث شده او عصبی و سرطانش وخیم‌تر شود. مادر موجود مقدسی است؛ تنها کسی است که از زمان به دنیا آمدن با تو است و همراهت است. من قدر مادرم را ندانستم و سال‌ها با این عذاب وجدان سر کردم.
با همسرت چطور آشنا شدی؟
او را خودم انتخاب کردم. اما فکر اینکه پول از کجا بیاورم و آینده پسر دو ساله‌ام چه می‌شود باعث شد شب تا صبح کابوس ببینم. در بیداری هم لحظه‌ای نمی‌شد که به این مسائل فکر نکنم. همه این فشار‌های مالی و دخالت‌های خانواده همسرم هم باعث شد که او به خانه پدرش برود.
چه شد که دست به این کار زدی؟
مشکل اقتصادی، یک مقدار دخالت‌های بی‌مورد اقوام همسرم و یکی دو مورد دیگر هم می‌تواند باشد که بهتر است از آن‌ها نگویم. نمی‌فهمیدم چکار می‌کنم. دست خودم نبود، درست مثل یک آدم آهنی عمل می‌کردم.
انگیزه ات از این کار چه بود؟‌
می‌خواستم زن‌ها را اذیت کنم. خسته شده بودم.
زمانی که این کار را انجام می‌دادی چه حسی داشتی؟
حس خاصی نداشتم، فقط می‌خواستم کاری کنم تا از زن‌ها انتقام بگیرم. وقتی درفش را به زنان می‌زدم هیچ حسی نبود، اما احساس آرامش هم نمی‌کردم. فقط خسته شده بودم و می‌خواستم اذیت کنم. هدف من زن و مرد یا بزرگ و کوچک نبود.
چه اتفاقی می‌افتاد که ناگهان به کسی حمله می‌کردی؟
هر زمانی که مغزم به من دستور می‌داد. مغزم می‌گفت: این حرکت را انجام بده و من انجام می‌دادم. هر انسانی جایزالخطاست، اما کار من خیلی بد بود.
این ماجرا ربطی هم به همسرت دارد؟
همسرم؛ مشکلات اقتصادی و اجاره خانه باعث شده بود که دیگه کشش نداشته باشم.
درفش را از کجا آوردی؟
خودم درست کرده بودم.
فکر می‌کردی دستگیر شوی؟
شب قبل از دستگیری‌ام حسش به من دست داد. قبل از دستگیری حتی احساس می‌کردم خودم را باید تحویل دهم. از زندگی خسته شده بودم، می‌خواستم خودم راخلاص کنم. با خودم می‌گفتم برای چه باید کار کنم، سختی بکشم، مریضی را تحمل کنم! کاری که با زنان کردم زشت بود و می‌دانستم. قبل از دستگیری حتی درفش را در باغچه مخفی کردم. می‌توانستم فرار کنم. اماعذاب وجدان داشتم. حال روحی‌ام بد بود، با خودم می‌گفتم وقتی کسی را اذیت کردم باید مجازات شوم.
طعمه هایت خصوصیت خاصی داشتند؟
نه، اصلاً، هیچ فرقی برای من نداشت. تنها دختران و زنانی را که در یک خیابان خلوت در حال عبور بودند، انتخاب می‌کردم.
اگر به گذشته برگردیم، باز هم این کار را می‌کنی؟
نباید تکرار شود، چون چیزی عاید من نمی‌شود.
دستگیر نمی‌شدی تا کی ادامه می‌دادی؟‌
نمی‌دانم.
سابقه بیماری داشتی؟
بله، تحت نظرم.
چرا وقتی این اتفاق برایت افتاد پیش دکتر نرفتی تا از او کمک بگیری؟
۱۳-۱۲ سال است که دارو مصرف می‌کنم و خسته شده بودم. مشروب هم مغزم را معیوب کرده بود.
شغلت چیست؟
کار‌های ساختمانی انجام می‌دهم، اما نمی‌توانستم خوب کار کنم. سرکار که می‌رفتم کشش کار نداشتم و زود خسته می‌شدم.
یعنی اگر کار داشتی سراغ این کار نمی‌رفتی؟
پول یک بعد قضیه است و مسائل عاطفی و خانوادگی بعد دیگر ماجراست که سعی می‌کردم با آن کنار بیایم. ۷ سال قبل ۴۰ میلیون تومان پولم را خوردند و هر چه دنبالشان رفتم تا پولم را بگیرم نشد و این موضوع هم به من فشار آورد.
از بچگی کار می‌کردی؟
بله. من از همان دوران کودکی‌ام از مدرسه بیزار بودم. از مدرسه می‌ترسیدم و گریه می‌کردم، اما با همان گریه می‌رفتم. آن زمان اثاث مردم را روی فرغون می‌گذاشتم و می‌بردم به خانه‌ها. مثل الان ماشین‌های مدل بالا نبود که آن زمان پیکان و وانت و پلاک قرمز بود. معلوم نیست بعضی‌ها پول‌هایشان را از کجا می‌آورند و این مسأله مرا ناراحت کرده و می‌کند.
بعد از آزادی چه می‌کنی؟
خانه دو میلیاردی را که ارث پدری‌ام بود می‌فروشم و به حلبی آباد می‌روم. زندگی در آن خانه‌ها به مراتب خیلی بهتر از زندگی در خانه موروثی است که.
حرف آخر؟
پشیمانم.
منبع: ایران
۳۳ مصدوم بر اثر واژگونی اتوبوس در گالیکش/ اعزام بالگرد به محل حادثه + تصاویر
کمال غریبی سرپرست مرکز مدیریت حوادث و فوریت‌های پزشکی دانشگاه علوم پزشکی گلستان  گفت: صبح امروز  یک دستگاه اتوبوس حوالی روستای پرسه سو شهرستان گالیکش واژگون شد .
وی ادامه داد: با اطلاع ماموران مرکز فوریت های پزشکی ، ۱۰  دستگاه آمبولانس و یک فروند بالگرد به محل اعزام شد .
کمال غریبی افزود: این حادثه ۳۳ مجروح بر جای گذاشت که با اقدامات درمانی اولیه ، به بیمارستان های رسول اکرم کلاله ، شهید مطهری و تامین اجتماعی گنبدکاووس و فاطمه زهرا مینودشت اعزام شدند.
مرکز پلیس راه استان گلستان اعلام کرد: علت حادثه در دست بررسی است.
 
۳۳ مصدوم بر اثر واژگونی اتوبوس در گالیکش/ اعزام بالگرد به محل حادثه
۳۳ مصدوم بر اثر واژگونی اتوبوس در گالیکش/ اعزام بالگرد به محل حادثه + تصایر

مامور نیروی انتظامی اهواز به شهادت رسید
فرمانده نیروی انتظامی اهواز از شهادت یک مامور این نیرو در درگیری مسلحانه با سارقان خبر داد.
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما

تازه ترين عناوين
دریچه افکار