۰
تاریخ انتشار
سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۳۹
کد مطلب : ۱۵۲۵۲

زلزله کرمانشاه، درس‌هایی که گرفتیم، درس‌هایی که نگرفتیم/تابناک



دقیقاً یک سال پیش و در چنین لحظاتی، زمین این بار در مناطق غربی استان کرمانشاه با شدتی مضاعف به لرزه درآمد تا حاصل آن آوار شدن ده‌ها هزار خانه و آواره شدن هزاران شهروند کرمانشاهی باشد؛ رخدادی تلخ که به رغم گذشت یک سال از زمان وقوعش، هنوز آلام برآمده از آن فروکش نکرده و حکایت‌های تأثربرانگیز زلزله همچنان به روز می‌شود و در برابر دیدگان میلیون‌ها شهروند ایرانی به تصویر درمی‌آید.

دقیقاً یک سال پیش و در چنین لحظاتی، زمین این بار در مناطق غربی استان کرمانشاه با شدتی مضاعف به لرزه درآمد تا حاصل آن آوار شدن ده‌ها هزار خانه و آواره شدن هزاران شهروند کرمانشاهی باشد؛ رخدادی تلخ که به رغم گذشت یک سال از زمان وقوعش، هنوز آلام برآمده از آن فروکش نکرده و حکایت‌های تأثربرانگیز زلزله همچنان به روز می‌شود و در برابر دیدگان میلیون‌ها شهروند ایرانی به تصویر درمی‌آید.
به گزارش «تابناک»؛ شامگاه ۲۱ آبان سال ۱۳۹۶، زلزله‌ای به بزرگی ۷.۳ ریشتر مناطق غربی استان کرمانشاه از جمله شهرستان‌های سرپل ذهاب، ثلاث باباجانی و قصر شیرین را به لرزه درآورد و منجر به درگذشت بیش از ۵۰۰ شهروند و مجروح شدن هزاران تن دیگر شد؛ زلزله‌ای که هرچند پیشتر نیز با چنین ابعادی در نقاط دیگر کشور تکرار شده بود، به لحاظ مدیریت بحران و تسریع در فرایند امدادرسانی، شاهد پیشرفت قابل تأملی در آن نبودیم.
بر اساس اطلاعات موجود، شهر ازگله نزدیک‌ترین شهر به کانون زلزله (۵ کیلومتر) و عمق زمین لرزه ۱۱ کیلومتر محاسبه شد؛ زمین لرزه‌ای که به علت عمق کم و مدت زیاد در کل منطقه شمال غرب کشور و حتی در جنوب شرق ترکیه، غرب عراق، شمال کویت و عربستان سعودی هم احساس شد.
به صورت دقیق و بر اساس آمار رسمی در جریان زلزله کرمانشاه، ۶۲۰ تن جان خود را از دست دادند و ۹۳۸۸ تن دیگر نیز مجروح شدند. همچنین در این زلزله به هزاران خانه مسکونی، اداری و سازمانی خسارات شدیدی وارد شد که آثار آن حتی پس از یک سال، همچنان در این منطقه از کشور دیده می‌شود.
هر چند بلافاصله پس از وقوع زلزله، سازمان‌های امدادی و خدمات رسان به این ماجرا ورود کردند و نهایت تلاش خود را در فرایند امدادرسانی به کار بستند، هنوز در بسیاری از روستا‌های شهرستان‌های غربی کرمانشاه، مردم زلزله زده خانه ندارند و پس از تخریب خانه‌های مسکونی، دیگر امکان ساخت مجدد واحد مسکونی را به دست نیاوردند.
شرایطی که البته با ورود شمار بسیاری از نهاد‌های خیریه و سازمان‌های حمایتی رو به سامان است و در این فرایند، جمع زیادی از شهروندان نیز موفق به سکونت در خانه‌های تازه ساخت خود شدند، اما هنوز افراد فاقد مسکن و کسانی که روزگارشان از طریق سکونت در کانکس می‌گذرد، در این منطقه حضور دارند.
زلزله کرمانشاه و جریحه دار شدن احساسات عمومی، فرصتی شد تا عده‌ای چهره‌های شاخص ورزشی، هنری و سیاسی مستقل و بدون هماهنگی با نهاد‌های دولتی اقدام به جمع آوری کمک‌های مردمی کنند و اکنون در آستانه یک سالگی این زلزله، همین اقدام نه تنها موجب خدمت مؤثر و قابل ذکری به شهروندان زلزله زده نشده، بلکه جنجال‌های حقوقی و رسانه‌ای فراوانی را پیرامون نحوه هزینه کردن این کمک‌ها ایجاد کرده است.
زلزله‌ای که از آن سخن به میان است، نهاد‌های مسئول و دولتی را از مردم و مجموعه‌های خصوصی در امر کمک رسانی به شهروندان زلزله زده عقب انداخت و در حالی که مدیران و نهاد‌های وابسته به سازمان‌های حاکمیتی هنوز در رسیدن به یک وحدت نظر و اقدام هماهنگ دچار مشکل بودند، فرصتی فراهم کرد تا هزاران شهروند ایرانی بدون انتظار برای تصمیم گیری قاطع مسئولان مستقیم وارد میدان خدمت به آسیب دیدگان شوند.
در این اتفاق مهیب، علاوه بر سازه و واحد‌های عمرانی قدیمی و فرسوده که تخریبشان موضوع عجیبی نبود، برخی سازه‌های نوساز مثل مجتمع‌های مسکن مهر و بیمارستان‌های بزرگ منطقه نیز دچار تخریب جدی شدند که چرایی بروز این آسیب‌ها و مقصران دقیق آن، هنوز شفاف برای افکار عمومی روشن نشده است.
هرچند زلزله غرب کرمانشاه سابق بر این و در مناطق دیگری از کشور مثل ورزقان، بم و بوئین زهرا نیز تکرار شده بود، مدیریت بحران و فرایند امداد رسانی به آسیب دیدگان این زلزله نسبت به زلزله‌های گذشته توفیق چندانی نداشت که در تأیید این ادعا می‌توان استمرار سکونت هزارن شهروند در کانکس و جنجال‌های فراوان در مورد چرایی تخریب سازه‌های عمرانی نوساز را به عنوان نمونه مورد اشاره قرار داد.
حالا پس از یک سال از زمان وقوع زلزله، با اینکه به مدد برخی مجموعه‌های غیر دولتی و دولتی تا حدودی مشکلات مرتبط با آسیب دیدگان زلزله کاهش یافته است، شرایط کنونی به قدری رضایت بخش نیست که بتوان به آسانی از کنار کاستی‌ها و ناکارآمدی‌ها عبور کرد.
نبود هماهنگی در فرایند امداد و نجات در روز‌های ابتدایی حادثه، توزیع ناعادلانه و بی برنامه اقلام و مواد غذایی، مشخص نبودن تکلیف و سرانجام کمک‌های مردمی به چهره‌های سرشناس، عدم ارائه گزارش دقیق از سوی مجموعه‌هایی مثل هلال احمر در مورد کمک‌های جمع آوری و توزیع شده، اخبار ضد و نقیضی که در مورد مبالغ سنگین ایاب و ذهاب کارکنان برخی نهاد‌ها مثل بنیاد مسکن انقلاب اسلامی برای سفر به مناطق زلزله زده منتشر شد و... تنها بخشی از اشکالاتی است که نشان داد، متولیان ارشد کشور از زلزله‌های گذشته به اندازه کافی درس و تجربه حاصل نکرده اند.
اکنون و در شرایطی که یک سال از زلزله کرمانشاه می‌گذرد، دو پرسش اساسی ذهن فکر بسیاری از افراد دلسوز و دغدغه‌مند را به خود مشغول کرده است.
نخست اینکه آیا زلزله کرمانشاه بر خلاف زلزله‌های گذشته درس عبرتی برای مدیران و متولیان ارشد کشور خواهد شد تا در صورت تکرار حادثه مشابه، این بار با کم‌ترین خطا و بیشترین کیفیت خدمت رسانی به آسیب دیدگان را آغاز کنند؟
و پرسش دیگر آنکه دقیقاً در چه تاریخ و زمانی پرونده حکایت‌های تلخ زلزله کرمانشاه بسته می‌شود و با سکونت همه شهروندان بی خانمان این زلزله در خانه‌های دائمی و بازگشت آن‌ها به زندگی عادی، روز‌های امیدوار کننده شهرستان‌های غربی کرمانشاه یعنی سرپل ذهاب، قصر شیرین و ثلاث باباجانی آغاز خواهد شد؟
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما

تازه ترين عناوين
دریچه افکار