۰
تاریخ انتشار
جمعه ۱۴ دی ۱۳۹۷ ساعت ۲۲:۲۵
کد مطلب : ۱۸۳۵۶

قربانی بعدی نسل هزاره؟ ازدواج و بچه دار شدن!/ریچل ری


خیلی از جوانان نسل هزاره با نرخ های فزاینده طلاق و خانواده های فروپاشیده بزرگ شده اند، در نتیجه بسیار کمتر احتمال دارد که آنها خریدار ایده ازدواج به عنوان تنها و بهترین شکل رابطه برای خودشان باشند.
قربانی بعدی نسل هزاره؟ ازدواج و بچه دار شدن!
 
به جای منتظر ماندن برای مقاله بعدی وال استریت جورنال  برای  مطرح کردن نظرات «کارشناسان» برخی صنایع تا بگویند جوانان هزاره ای دیگر چه چیزی را قربانی کرده اند، بیایید پیش بینی کنیم که قربانی بعدی آنها چه خواهد بود. حدس بعدی من این است: هزاره ای ها ازدواج و پدر و مادر شدن را قربانی خواهند کرد.
این حرف را به این دلیل نمی زنم که من ضد ازدواج یا بچه هستم بلکه در این وضعیت اقتصادی،  عواملی که زمانی دلایل اصلی برخورداری از یک دوران بزرگسالی با ثبات و حتی خوشبختی قلمداد می شدند، هر چه می گذرد به چیزهای تجملاتی تبدیل می شوند.
من و دوستانم معمولا از طرح و نقشه هایمان برای آینده سخن می گوییم و اگرچه برخی از آنها از قصد خود برای ازدواج سخن می گویند، ولی معمولا صحبت های ما حول این متمرکز می شود که ازدواج کردن چقدر پر هزینه شده است. از طرفی با توجه به بدهی های کمرشکن تحصیلات دانشگاهی، اجاره های هنگفت و هزینه زندگی که جمع آنها از دستمزدهای پایین بسیار فراتر می رود، مقدار اندکی برای پس انداز کردن باقی می ماند یا اصولا چیزی برای پس انداز باقی نمی ماند. در نتیجه غالبا این احساس به انسان دست می دهد که  چنین بودجه ای تنها برای یک یا دو نفر گنجایش دارد، اگر اصولا گنجایشی داشته باشد.
از نظر برخی دیگر، تاریخ ازدواج با ریشه های پدرسالارانه و نقل و انتقال اموال (هم زنان و هم دارایی های واقعی) برخی مردان و زنان را وامی دارد که به کلی این مقوله را از زندگی خود کنار بگذارند.
 آنتونیا هال روانشناس و کارشناس روابط و نویسنده «راهنمای نهایی داشتن زندگی رضایتمندانه برای همه» در سال 2016 به هاستل گفته بود: «پارادایم ها در حال تغییر هستند و مدل قدیمی عهد و پیمان های الزام آور ازدواج که تایید کننده رابطه یک نفر بود دیگر  موضوعیت ندارند. خیلی از جوانان نسل هزاره با نرخ های فزاینده طلاق و خانواده های فروپاشیده بزرگ شده اند، در نتیجه بسیار کمتر احتمال دارد که آنها خریدار ایده ازدواج به عنوان تنها و بهترین شکل رابطه برای خودشان باشند. اگر افزایش هزینه ها و وام های تحصیلی را نیز به این بیفزایید، هزاره ای ها از نظر مالی کمتر احساس امنیت می کنند و این وضعیت موجب می شود آنها به سمت چیزی که یک قرارداد الزام آور یا همان ازدواج است نروند که اهمیت آن نیز برای آنها بسیار کمتر از دیگر اشکال رابطه است. با وجود یک فرهنگ اتصال به شبکه  تا شیوه های زندگی چند شریکی و روابط آزاد، شاهد گسترش دیدگاه ها درباره اشکال مختلف زندگی اشتراکی هستیم. این وضعیت  جوانان را علاقه مند کرده تا به کندوکاو بیشتر در مورد گزینه هایی فراتر از روش از مد افتاده «یک شیوه برای همه» که همان ازدواج باشد بپردازند.»
بنابراین هزاره ای ها عمدتا انتخاب می کنند که دیرتر ازدواج کنند و قبل از تصمیم گیری درباره گام نهایی – اگر اصولا ازدواج کنند-  به امنیت مالی و مسیر شغلی و مالکیت خانه اولویت می دهند. میانگین  سن ازدواج از سال 1963 یعنی زمانی که این سن برای زنان 21 و برای مردان 23 سال بود، هم اکنون به 27 سال برای زنان و 29 سال برای مردان رسیده و افزایشی شش ساله را نشان می دهد (هر چند که شخصا به نظر من هر دو این اعداد پایین هستند.)
اما در سال 2015 از 5 جوان هزاره ای فقط دو نفر ازدواج کرده اند، در حالی که در سال 1980 از هر سه فرد بزرگسال دو نفر ازدواج می کردند. از نظر فرهنگی ازدواج  دیگر برای بزرگسالان تنها و تنها هدف  نیست و به خصوص زنان هر چه می گذرد مقوله ازدواج را به عنوان چیزی که به آنها ارزش می دهد رد می کنند.
وقتی پای فرزند به میان می آید، طبق اعلام مرکز امراض و پیشگیری، نرخ زاد و ولد در ایالات متحده در سال 2017 به پایین ترین حد خود در تمام زمان ها رسیده است. با این حال شاهد افزایش تعداد زنانی هستیم که هنگام اولین زایمان خود بیشتر از 35 سال سن دارند، مسئله ای که به روشنی بازتاب دهنده پیشرفت های پزشکی و افزایش این امکان برای زنان است که در زمانی دیرتر در زندگی شان به موضوع ازدواج فکر کنند.
پدر و مادر شدن در سنین بالاتر یا تصمیم به صرفنظر کردن همیشگی از بچه دار شدن را می توان با نگرانی های اقتصادی نیز مرتبط کرد. بزرگ کردن بچه کار پرهزینه ای است و در بسیاری مناطق نرخ های مراقبت از کودک بسیارگزاف است. به نوشته کانورسیشن «هزینه مراقبت از کودک برای اطفال بیشتر از شهریه چهارساله یک  کالج دولتی چهارساله در 28 ایالت و ناحیه کلمبیاست. به همین ترتیب هزینه مراقبت از کودکان 4 ساله  بیشتر از شهریه کالج های دولتی در 15 ایالت و ناحیه کلمبیاست.»
ما داستان های زیادی را در این باره شنیده ایم که چگونه حتی خانواده هایی که هر دو والد درآن حضور دارند مجبور به  اتخاذ تصمیمات چالش آور در ارتباط با آینده خانواده شان می شوند. حتی اگر هم پدر و هم مادر بخواهند کار کنند، هزینه های مراقبت از کودک ممکن است به سرعت از میزان درآمد سالانه یکی از آنها فراتر برود. بیشتر کودکان تک سرپرست حتی گزینه های کمتری در اختیار دارند و عموما مجبور به اتکا به اعضای خانواده خود برای پوشش این هزینه هستند.
اگرچه خانواده های کم درآمد گاه می توانند کمک های مالی دولتی دریافت کنند، ولی این کمک ها چیزی نیست که خانواده ها بتوانند هم اکنون روی آن اتکا کنند. به گزارش نشریه ال: «کمک هزینه های برنامه های مختلف فدرال درطول 12 سال گذشته به پایین ترین حد خود رسیده است. امروز تنها 15 درصد از کودکان واجد صلاحیت، یارانه های فدرال دریافت می کنند. برنامه «کمک مالی مراقبت و رشد کودک» که عمده ترین منبع این نوع حمایت ها محسوب می شود هم اکنون کمترین تعداد کودکان را از سال 1998 به این سو تحت پوشش قرار می دهد و 364 هزار کودک بین سال های 2006 و 2014 از فهرست آن خارج شده اند. یارانه ها نیز  به هر کس که خیلی بالاتر از خط فقر زندگی می کند تعلق نمی گیرد.»
مسائل اقتصادی مرتبط با بچه دار شدن می تواند تمام جوانان هزاره ای را مرعوب کند، به خصوص زنان که بچه دار شدن اثرات بیشتری بر امنیت مالی فردی آنها دارد. توجه بسیار زیادی به شکاف دستمزد مردان و زنان شده – هر چند هیچ اقدامی در این باره صورت نگرفته است- اما داده های اخیر نشان می دهند که  این شکاف عمدتا به شکاف دستمزد مادران تبدیل شده است. به نوشته نیویورک تایمز زنانی که ازدواج نکرده اند و فرزندی ندارند، درآمدی بسیاری نزدیک به درآمد مردان دارند. این روزنامه به دلایل متعدد این امر اشاره می کند، اما در نهایت به این می رسد که دستمزد در میان وظایف مختلف کاری دربسیاری خانوارها چقدر است یا دست کم اینکه کارفرمایان بر این گمانند که چنین وضعیتی وجود دارد.
اگر ما درجامعه ای برابر زندگی می کردیم که در آن مشاغل خوب، مسکن با هزینه قابل پرداخت، دسترسی به تحصیلات با کیفیت و مراقبت های درمانی وجود داشت و مراقبت از کودک کاملا به عنوان یک حق دیده می شد نه امری تجملی،  حدس زدن در این باره که آمار ازدواج و پدر و مادر شدن حتما تغییر می کرد چیز دور از ذهنی نبود. با این حال این موضوع خاص آمریکا نیست، با توجه به اینکه به طور کلی انتخاب مردم  آوردن فرزندان کمتر است و تا سنین بالاتری برای بچه دار شدن منتظر می مانند و اصولا بسیاری حتی با داشتن شغلی پردرآمد تعداد فرزندانی کمتری دارند، نرخ های زاد و ولد در سراسر جهان کاهش یافته است.
دانمارک با برنامه رفاه اجتماعی قدرتمندش، بیشترین سهم را از کودکان متولد شده در  آزمایشگاه نیز دارد که نشان می دهد از جمله به این دلیل که زنان قادرند درباره سال های باروری خود و وضعیت مادر شدنشان گزینه های دیگری داشته باشند، دست به انتخاب های فعالانه ای می زنند. بالا بودن هزینه های مراقبت از کودک نیز مانعی بر سر راه آنها نیست؛ در این کشور زوج ها کمتر از 11 درصد از درآمد خود را صرف هزینه های مراقبت از کودک می کنند و این رقم برای والدین تک سرپرست به کمتر از 3 درصد کاهش می یابد. (در مقایسه با آمریکا که رقم مراقبت از کودک در خانواده های دو سرپرست 25 درصد درآمد آنهاست و برای خانواده های تک سرپرست 52 درصد.)
دیگر عواملی که موجب می شود هزاراه ای ها احساس تیره و تارتری نسبت به دورنمای بچه دار شدن کنند، زندگی در یک فرهنگ خشونت و اقتصادی که بر اساس مدل کار کن تا زنده بمانی است که شامل اکثریت مردم می شود، حال فجایع آب و هوایی پیش رو به جای خود. اما اگر ایالات متحده آنگونه که جمهوریخواهان ادعا می کنند واقعا به واحد خانواده اهمیتی می دهد، شاید آنها بتوانند با تقویت سیاست هایی کار را شروع کنند که اولویت را به حیات زنان و کودکان می دهند. گرچه قطعا آنها راهی طولانی در پیش رو دارند.
برای هزاره ای ها به نظر می رسد که انتخاب ها یا توانایی هدایت به سمت آینده، متغیر گمشده ای در بخش بیشتری از دوران بزرگسالی ما باشد. بنابراین شاید ما در معرض یورشی دمادم به سبک قتل های سریالی آمریکایی قرار داشته باشیم. اگر تصمیم گیری ها برای خرید خانه یا برگزاری یک مجلس عروسی که خانواده ها و دوستانمان بتوانند در آن حضور بیابند یا حتی داشتن فرزند پیشاپیش موضوعیتی نداشته باشد، دست کم هنوز می توانیم روی مسائل پیش پا افتاده زندگی مان کنترل داشته باشیم، چیزهایی مثل تهیه ساندویچ تن ماهی برای ناهارمان.
نویسنده: ریچل ری (Rachel Leah)  از نویسندگان سایت سالون
منبع: فارس به نقل از yon.ir/HfHTJ
انتهای پیام. 
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما

تازه ترين عناوين
دریچه افکار