۰
تاریخ انتشار
پنجشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۷ ساعت ۰۷:۵۵
کد مطلب : ۱۸۷۲۶

چرا دولت‌های دوم شکست می‌خورند؟


روزنامه وطن امروز  گزارشی با عنوان چرا دولت‌های دوم شکست می‌خورند؟ منتشر کرد و طی آن به چرایی و چگونگی سرنوشت یکسان دولت‌های دوم ایران پرداخت و نوشت: - «هر دولتی که در ۴ سال اول رای بیاورد برای ۴ سال دوم نیز رای خواهد آورد!»
این را می‌شود یکی از کلیشه‌ای‌ترین گزاره‌های موجود در دیالوگ‌های سیاسی و روزمره مردم دانست؛ گزاره‌ای که لزوما نمی‌توان آن را اثبات کرد، اما «تکرار» و «تجربه» آن باعث شد از نظر بخش عمده‌ای از جامعه به‌عنوان یک گزاره غیرقابل نقض تلقی شود.
- «مردم ایران همیشه برای لجاجت سیاسی با جریانی که دولت را در دست دارد به گزینه مقابل آن‌ها رای داده‌اند، پس هرکس معترض‌تر باشد موفق‌تر نیز می‌شود».

شاید لازم باشد پیش از پرداختن به عوامل و عناصر تعیین‌کننده در جریان شکست دولت‌ها ابتدا نگاهی گذرا به نحوه روی کارآمدن دولت متمادی داشته باشیم و بر این مبنا با چشم دوختن به این مساله که چگونه دولت‌ها سعی در مهیا کردن فضا جهت روی کارآمدن خود داشته‌اند، بحث را به پیش ببریم. با استثنا دانستن آغاز به کار دولت سازندگی که در فضای پس از رحلت بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی امام خمینی (ره) و در شرایطی که رقیب جدی و مطرحی در برابر مرحوم هاشمی‌رفسنجانی قرار نداشته است روی کار آمد، باقی دولت‌ها در جریان سوار شدن بر امواج نارضایتی از دولت مستقر و با تعریف خود در قالب یک «دگری» نفی‌کننده موفق به کسب آرای عمومی شده‌اند. غیرقابل پیش‌بینی بودن و حتی غافلگیر‌کننده بودن نتیجه انتخابات برای نخبگان سیاسی در سال‌های ۷۶، ۸۴ و ۹۲ بخوبی گویای آن بوده است که ماهیت سلبی آرا و تاثیر‌گذاری و تاثیرپذیری از قطب‌بندی‌های سیاسی نقش تعیین‌کننده‌ای در جریان انتقال قدرت سیاسی داشته است. در این میان آنچه کمتر مورد اشاره قرار گرفته اثرات بلندمدت رفتار موفق سیاسی در جریان پیروزی‌های انتخاباتی است که موجب «کوتاه‌مدت» و «قراردادی» بودن حمایت‌های عمومی از دولت‌های پیروز بوده است. از سوی دیگر نقش تعیین‌کننده «دگری‌سازی» برای کسب آرای سلبی، فضا را به سمت عملگرایی سیاسی و تبدیل شدن ائتلاف‌های سیاسی به ائتلاف‌هایی نه بر مبنای گفتمانی که بر مبنای شکست رقیب مشترک برده است که اثرات آن را می‌توان در جریان تغییر جبهه دادن‌های متعدد چهره‌های سرشناس جریان‌های سیاسی دید؛ انداختن نیم‌نگاهی به لیست انتخاباتی جامعه روحانیت مبارز در انتخابات ششمین دوره مجلس شورای اسلامی و سرنوشت متفاوت و متناقض اعضای آن در جریان رقابت‌های سیاسی یا تضاد فکری و عملی حاکم بر مجمع روحانیون مبارز در حد فاصل ۲ دهه ۶۰ تا ۸۰ بخوبی اثرات وضعی این مساله را نشان می‌دهد. نکته دیگر که در بررسی پروسه پیروزی سیاسی در ایران واجد اهمیت است، نقش تعیین‌کننده تقلیل‌گرایی سیاسی در نحوه رفتار تبلیغاتی و سیاسی جامعه ایران است. از آنجا که انتخابات و جریان انتقال قدرت سیاسی همواره در ایران بازه‌ای کوتاه‌مدت داشته است و در اغلب موارد این زمان کم تبدیل به عاملی جهت چهره کردن اشخاص ناشناخته شده، میان فرد پیروز و میزان توانایی در تقلیل و ساده‌سازی مشکلات جاری و ارائه راهکار برای حل آنان نسبتی مستقیم وجود داشته است. برخورد مصداقی با نحوه طرح صورت مساله بحران‌ها پیرامون مفاهیم آزادی، توسعه، عدالت، دیپلماسی و... و همچنین راه‌حل‌های ابداعی بخوبی می‌تواند نمایانگر وضعیت ضعیف و مبتنی بر هیجان در فضای انتخاباتی ایران باشد. دیگر نکته مهم که پیش از پرداختن به مدل‌های شکست دولت دوم در ایران باید به آن پرداخت نحوه مواجهه دولت‌های مختلف پیرامون دوگانه حق و تکلیف زمامداری بوده است. مبهم بودن دامنه تکالیف نهاد‌های سیاسی باعث شده دولت در منظومه تعریفی خود همواره با پیش کشیدن حداکثری از حوزه نفوذ و تاثیرگذاری به حیطه‌ای فراتر از اختیارات خود نیز ورود کند و پس از آن هنگام کسب قدرت با پیش کشیدن برخی ابهام‌های ساختاری خود را دارای حداقلی‌ترین دایره نفوذ نداند و در برابر تکمیل نشدن پازل تکالیف خود به در دسترس نبودن توانایی حقوقی خود بپردازد. نحوه برخورد دولت تدبیر و امید با سوژه «بودجه» در حالی که بیشترین تاثیرگذاری بر آن را دارد و منحرف کردن آن به سمت تاثیر ۲۰ درصدی دولت در نحوه تخصیص بودجه‌ها مثالی روشن از این مساله است. بی‌تردید در تبیین رفتار سیاسی جامعه ایران با نهاد دولت (و بالعکس) می‌توان مباحث بسیط‌تری را مطرح کرد، اما کفایت کردن بر همین مقدمه تا حد زیادی می‌تواند راه را برای تبیین الگوی شکست‌پذیری دولت‌های دوم فراهم کند. در یک قیاس کلی می‌توان تجربه شکست دولت‌های ششم، هشتم، دهم و دوازدهم را حول چند محور مهم دید که مهم‌ترین آن‌ها عبارت از «تکبر سیاسی در تبیین آینده»، «تلاش برای انشعاب تشکیلاتی و عبور از حامیان سیاسی»، «خلق نقدینگی مضاعف با نیت کوتاه‌مدت انتخاباتی» و «خلق تعارض سیاسی با حاکمیت» است.
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما

تازه ترين عناوين
دریچه افکار