۰
تاریخ انتشار
پنجشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۰۸:۰۰
کد مطلب : ۱۹۶۵۸

قواعدی از هدایت امام در ابتدای نهضت انقلاب اسلامی؛ صف اول نماز جماعت نوفل لوشاتو و گله بعضی از افراد از اشغال جایشان/واکنش امام دربرابر آنان چه بود؟

قواعدی از هدایت امام در ابتدای نهضت انقلاب اسلامی؛
صف اول نماز جماعت نوفل لوشاتو و گله بعضی از افراد از اشغال جایشان/واکنش امام دربرابر آنان چه بود؟
با هدایت دکتر یزدی بعضی از چهره‌های علمی‌ در‎ ‎‌صف‌ اول جماعت نشسته‌ و در انتظار ورود امام‌ بودند، چند تن‌ از برادران‌‌ که‌ غالباً ‌‎ ‎‌پشت‌ سر امام‌ در صف اول اقامه‌ نماز می‌کردند، جای‌ همیشگی خود را اشغال‌ شده‌‎ ‎‌یافتند و به‌ یکی‌ از مسئولان دفتر نسبت به این مساله گله کردند.

گاه‌ اتفاق‌ می‌افتاد که‌ بعضی از برادران از یک‌ حرکت‌ تاکتیکی‌ و تبلیغاتی‌ سوء برداشت‌ کرده‌ و اختلافاتی‌‎ ‎‌را یا چه‌ بسا کدورتهایی‌ را باعث‌ می‌شدند.‌
‌‎ ‎‌‌به‌ عنوان‌ مثال‌ در یکی‌ از روزها که‌ چندین‌ دوربین‌ تلویزیونی، خود را برای‌ ضبط‌ نماز‎ ‎‌جماعت‌امام‌ آماده کرده‌ بودند، از تعدادی شخصیتهای علمی‌ و مشهور و مسلمان‌ ایرانی‎ ‎‌که‌ در محیط‌های آکادمیک کشورهای خود صاحب‌ نام‌ و عنوانی‌ بودند و در عین حال‌‎ ‎‌خود را در اختیار امام‌ و راه‌ ایشان و اهداف انقلاب قرار داده‌ و آماده اقامه‌ نماز جماعت‌‎ ‎‌می‌شدند، خواستیم‌ که‌ در اطراف‌ و در صف‌ اول‌ و نزدیک‌ به‌ امام‌ بایستند، تا گفته‌ نشود ‎‌که‌ پیروان‌ ایشان، فقط‌ مردم‌ کوچه‌ و خیابان‌ و تعدادی‌ از روحانیون‌ خاص هستند و‎ ‎‌روشنفکران‌ دانشگاهی پیوندی‌ با ایشان‌ ندارند. خصوصاً آنکه‌ در همین‌ رسانه‌ها از علما‎ ‎‌و مراجع میانه‌رو و مخالف نظر و راه‌ امام‌ پیوسته سخن‌ به‌ میان‌ می‌آمد. بدیهی‌ است که‌‎ ‎‌این‌ پیشنهاد صرفاً یک‌ شگرد تبلیغاتی بوده‌ و به‌ قصد خنثی‌ کردن شیطنتهای‌ رسانه‌ای‌‎ ‎‌مطرح‌ شده‌ بود. زمانی‌ که‌ با هدایت دکتر یزدی این‌ چهره‌های علمی‌ بدین منظور در‎ ‎‌صف‌ اول جماعت نشسته‌ و در انتظار ورود امام‌ بودند، چند تن‌ از برادران‌‌ که‌ غالباً ‌‎ ‎‌پشت‌ سر امام‌ در صف اول اقامه‌ نماز می‌کردند، جای‌ همیشگی خود را اشغال‌ شده‌‎ ‎‌یافتند و به‌ یکی‌ از مسئولان دفتر گلایه‌ کرده و اظهار داشته‌ بودند که‌ فردی‌ خاص‌ از ‌‎ ‎‌نزدیکان‌ امام‌ که‌ خود و سازمانش به گمان او ارتباط‌ چندانی‌ با روحانیت ندارند و چه‌‎ ‎‌بسا ضد آخوند هم‌ باشند در صدد هستند بین‌ امام‌ و روحانیت فاصله‌ و شکاف‌ ایجاد‎ ‎‌کنند! این نوع ساده انگاری و احساس دودلی بسیار رنج‌آور بود.‌
‌‎مطالبی‌ از این‌ نوع‌ در آن‌ روزهای‌ آخر رواج‌ بیشتری‌ پیدا کرده‌ بود. من‌ این‌ مساله‌ و نیز‎ ‎‌درگیریهای‌ جناحی‌ گروههای‌ یادشده‌ را با امام‌ در میان‌ گذاردم. در سخنانی‌ که‌ امام‌ بعد‎ ‎‌از رفتن‌ شاه‌ در زیر چادر باغ‌ ایراد کردند بدین‌ نکته‌ پرداخته‌ و گفتند:‌
‌‌«.وحدت کلمه، للَّهِ بودن، این پیروزى را به شما داده تا حالا. این وحدت کلمه را حفظش کنید. این حزب بازى را کنار بگذارید، این جبهه بازى را کنار بگذارید، این آخوند و دانشگاهى را کنار بگذارید؛ خدا مى‌ داند ضرر به شما مى‌ زند، ضربه مى‌ زند به شماها هر کدام. در خارجْ آدم مى‌ آید مى‌ بیند که جبهه‌ هاى مختلف است. آن به آن مى‌ گوید و به او مى‌ گوید، او چه مى‌ کند او چه مى‌ کند. کنار بگذارید آقا. اگر چنانچه مسلمانید مسلمانى اقتضاى این مى‌ کند که کنار بگذارید؛ اگر ملى هستید ملى بودن اقتضاى این کار را مى‌ کند؛ اگر عاقلید عقلْ اقتضاى این را مى‌ کند. اینها را دیگران درست کردند به اعتقاد من. دیگران درست کردند که ما را متفرق از هم بکنند. کنار بگذارید این مسائل را، با هم بشوید: یَد اللَّه مَعَ الجَماعَة همه با هم بشوید... اتفاق کلمه داشته باشید که اگر این پایگاه اتفاق کلمه را از شما گرفتند بدانید که شکست مى‌ خورید.»‌(صحیفه امام؛ ج 5، ص 515-516)
‌‌همین‌ مطلب‌ را امام‌ در پیامی‌ به‌ مردم‌ که‌ از آنان‌ برای‌ برگزاری‌ راهپیمایی در روز ‌‎ ‎‌اربعین‌ (22 روز بعد) دعوت‌ کرده‌ بودند، متذکر شدند و آنان‌ را از هر نوع‌ تشنج‌ در ‌‎ ‎‌راهپیمایی‌ روز اربعین‌ برحذر داشتند. راهپیمایی‌ مزبور با شکوهی نظیر مراسم‌ تاسوعا و‎ ‎‌عاشورا در سراسر کشور برگزار شد. گرچه‌ در پاره‌ای از شهرها از جمله‌ نجف‌آباد،‎ ‎‌سبزوار، کرمانشاه، مسجد سلیمان‌ با یورش مزدوران‌ ارتش‌ و به‌ دستور دولت‌ بختیار به‌‎ ‎‌قتل‌ صدها نفر منجر شد.‌
‌‌غروب آن روز به‌ امام‌ خبر رسید که صدها تن‌ از افسران‌ پایگاه‌ هوایی‌ بندرعباس و‎ ‎‌نیز همافران و درجه‌داران پایگاه‌ هوایی‌ همدان‌ با صدور قطعنامه‌های جداگانه‌ای‌ با امام‌‎ ‎‌و انقلاب بیعت کرده‌ و دست‌ به‌ راهپیمایی‌ و نیز اعتصاب زده‌اند. در گزارشهای امرای‎ ‎‌ارتش به‌ ریاست‌ ستاد و نیز به‌ شورای‌ امنیت ملی کشور هر روز بیش‌ از پیش‌ از فرار ‎‌سربازان‌ و عدم‌ تمکین‌ فرمان‌ مافوق و تزلزل‌ در صفوف‌ نظامیان‌ اظهار نگرانی‌ شده‌ ‌‎ ‎‌است.‌
‌‎
 
منبع: جماران برشی از کتاب خاطرات سیاسی اجتماعی دکتر صادق طباطبایی؛ ج 3، ص 189 و 192-193؛ چاپ سوم (1392)؛ ناشر: چاپ و نشر عروج.
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما

تازه ترين عناوين
دریچه افکار