۰
تاریخ انتشار
شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۱۹
کد مطلب : ۲۰۰۹۲

رضا صفری.. تاکتیک « می خواهند در پیاده روها دیوار بکشند» فقط یک بار جواب می دهد!

رضا صفری.. تاکتیک « می خواهند در پیاده روها دیوار بکشند» فقط یک بار جواب می دهد!

بهتر است که دولت بیش از این خودزنی نکرده و به فکر حل مشکلات مردمی باشد که از بی تدبیری ژنرال های آن! جانشان به لب رسیده است.
 
 گاهی اوقات احساس می‌کنیم که جناب روحانی، رئیس جمهور کشوری غیر از  کشور جمهوری اسلامی ایران است؛ سوال هایی در ذهن ساخته و جواب آن را هم خود می دهد؛ و یا گزارش هایی را ارائه می دهد که مردم با گوشت و خون خود خلاف آن را احساس می کنند؛ ایشان در دیدار وزیر، معاونین و مدیران وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات جملاتی را بر زبان آورده که با واکنش جامعه ی رسانه ای، خواص و مراجع تقلید روبرو شده است.
 پرداختن به حواشی، از خصوصیات آشکار رئیس جمهور، و مخصوصاً اصلاح طلبان بوده و اساساً زنده ماندن نام آنها در سپهر سیاست کشور، تا زمانی است که در دریای حواشی شنا کنند و دیگران را هم به جای توجه به مسائل اصلی، به گرداب حواشی بکشند؛
 این شیوه برای خواص به اندازه ای نخ نما شده که نیاز به پرداختن ندارد اما  حال که رئیس جمهور اصرار دارد تا از مسائل اصلی فاصله بگیرد، چند جمله را باید متذکر شویم تا یک بار دیگر به خلاف خواست جناب روحانی  به اصل قضیه ای که ایشان فراموش کرده برسیم:
* برگشتن به دوران قاجار!؟
رئیس جمهور گفته است که : « مقاومت در برابر فناوری ها و تحولات نوین، رویکردی قدیمی است» « شناخت درست و فرهنگ سازی، تنها راه مدیریت و پیشگیری از مشکلات فناوری است »« نمی توانیم زندگی مردم را از تحولات فناوری و ارتباطی جدا کنیم»
از آنجایی که سیاست چندساله دولت نشان داده که در جاهایی با مدیریت فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه قاجار شباهت دارد، رئیس جمهور نیز از نظر نگاه به تکنولوژی هنوز در حال پاسخگویی به سؤالات و دغدغه های همان زمان است؛ منتقدین رئیس جمهور اگر بیشتر از ایشان از فناوری ها و تحولات نوین استفاده نکنند، کمتر از ایشان هم از آنها استفاده نخواهند کرد.
 هیچ کس نمی گوید به عصر درشکه برگردیم؛ مگر آنکه دولت با سیاسی کاری خود مردم را مجبور  کند تا با پرداخت پول های هنگفت، ارابه های تاریخ مصرف گذشته ی ایرانخوردرو و سایپا را سوار شوند؛ و علاوه بر آن از جیب همین مردم، پول زبان بسته برای جلوگیری از ورشکستگی آنها اختصاص دهد.
کسی نگفت که با اسب و قاطر در سطح شهرها تردد کنیم و یا نامه به کبوتر بسپاریم؛ اما قرار هم نیست به خاطر کم کاری و نگاه عهد قجری برخی از مسئولین، هر کسی محرم اسرار ملت ایران شده و اطلاعات کشور  به همین راحتی در اختیار برنامه ریزان و دشمنان خارجی باشد؛ امروزه ثروتمند ترین شرکت ها در دنیا، شرکت های فعال در زمینه ی  فناوری ارتباطات، اطلاعات و تکنولوژی های مربوط به آن هستند؛ طلای نامرئی در زمان ما همان اطلاعاتی است که جناب روحانی به عمق اهمیت آن پی نبرده اند.
* اشتباه گرفتن جایگاه ریاست جمهوری با جایگاه سخنرانی و معلم پرورشی
از آنجایی که رئیس جمهور، جلسات دولت را بهترین مکان برای تمرین سخنرانی می دانند، این بار سخن از کلیشه ی فرهنگ سازی بر زبان می آورد اما باید پرسید که آیا همان فرهنگ سازی صورت گرفته در زمینه ی حجاب و عفاف مدنظر ایشان است- که هیچ گاه نفهمیدیم به کدام سوراخ گریخت و چه کسی را باید  به خاطر آن بازخواست کنیم؟ -  یا فرهنگ سازی موجود در سند 2030 ؟
بسیاری از اوقات، اولین مخاطب سخنان رئیس جمهور، خود اوست؛ همه ی مردم، تقریباً خوب و بد را می دانند؛ اما شخص رئیس جمهور در مورد اجرا و عدم اجرای این خوب و بد در دولت چه کار می کند؟ مردم او را انتخاب نکرده اند که به جلسات بیاید و سخنرانی کند؛ باید ها و نباید ها به درد مردم نمی خورد؛ رئیس جمهور معلم پرورشی نیست بلکه بالاترین مقام و مرجع اجرایی کشور برای اجرای همین امور است.
انتظار داریم رئیس جمهور در جلسات مربوط به اداره ی امور کشور، مدیران خود را بازخواست کند، مثلاً در همین جلسه به جای صحبت از تاریخچه ی دوش و خزینه ی حمام!!! و بیان خاطرات خود ، از وزارت ارتباطات بخواهد که در مورد شبکه ی ملی اطلاعات، حمایت از پیامرسان های داخلی، علت گرانی اینترنت، فضای افسارگسیخته ی مجازی و ...توضیح دهد.
* اسلام رحمانی روحانی و تناقضات آن
 عملکرد جناب رئیس جمهور، نشان داده است که شاید توانایی مذاکره و امتیاز دادن را داشته باشد اما در اداره کردن معیشت و زندگی مردم  ناتوان و بی تدبیر بوده و از طرفی در فهم مسائل دینی نیز ذهن ایشان قاصر است؛ تا جایی که یکی از مراجع تقلید  اخیراً به دلیل اظهارات پوپولیستی رئیس جمهور  در جلسه ی مذکور گفته است : « اقتصاد، سیاست و اداره ی کشور برای شما، ولی بیان احکام شرعی را برای حوزه بگذارید؛»
رئیس جمهور با اظهار نظرهای خاص خود بارها نشان داده است که به خلاف ادعای دین شناسی که دارد، بهتر است دیگر در زمینه های دینی نظریه پردازی و اظهار نظر نکند؛ زیرا ممکن است یا به اشتباه سخن بگوید و یا اینکه موجب تزریق لیبرالیسم در امور اجرایی کشور شود.
 چند نمونه وجود دارد  که رئیس جمهور در تفسیر دین نیز نان به نرخ روز می خورند.
 در جریان مذاکرات برجام، سخن از صلح امام حسن علیه السلام به زبان می آورد؛ اما هیچ گاه نمی گوید که راحت طلبی و سختی جهاد در برابر دشمن کار را به برجام نافرجام رساند، نه خیانت برخی از یاران در داخل کشور که بخواهیم  آن را با صلح امام حسن مقایسه کنیم؛ اگر تحمیلی بوده باشد، این تحمیل از جانب کسانی است که سخن از صلح امام حسن بر زبان می آورند.
 یا اینکه هنگام مذاکرات، از کربلایی که در ذهن خود ساخته، درس مذاکره ی امام حسین علیه السلام با دشمنان می گیرد؛ اما هنگامی که در برجام شکست می خورد، از همان کربلا، درس ایستادگی و مقاوت می گیرد!
بعید نیست که در آینده ی نزدیک، رئیس جمهور fatf   را با صلح حدیبیه و امثال آن مقایسه کند؛ کاری که قبلاً در مورد برجام صورت گرفته بود؛ اما باید دانست که صلح حدیبیه به فتح مکه و پیروزی اسلام منجر شد، در صورتی که وزیر امور خارجه و رئیس جمهور هیچ تضمینی برای حل مشکلات کشور بعد از  تصویب  fatf نمی دهند؛ و به دلیل ناتوانی در اداره ی کشور درمانده شده اند.
علاوه بر آن، یکی از عجایب روزگار این است که جناب روحانی اسلام را در زمان ما به گونه ای تفسیر کرده اند که هم  امام خمینی ره در آن به عنوان یک احیاگر قلمداد می شود و هم جمهوری اسلامی را تا مرحله ی  حکومت واتیکان  تنزل می دهد!!! شاید این از اثرات تحصیل در اسکاتلند باشد و بعید است که در حوزه ی علمیه این سخنان را یاد گرفته باشند!
* اینها هم خواسته های مردم هستند
 روحانی گفته است که : « نمی‌توان با خواست عمومی مردم مبارزه کرد و این کار نه شدنی و نه مشروع و قانونی خواهد بود »
خواست عموم مردم به خودی خود، نه بیانگر شرعی بودن و نه بیانگر خلاف شرع بودن امور است؛ هرچند که خواست عموم مردم، مورد احترام است اما در هیچ کجای منابع دینی به عنوان یکی از ادله ی اثبات احکام شریعت ذکر نگردیده است تا مخالفت با آن خلاف شرع محسوب شود؛
اساساً حکومت ها نقش اساسی در تعیین خواست مردم می توانند ایفا کنند؛ در صورتی که مردم حق را ببینند و از سوی مسئولین نیز فریب و نیرنگ وجود نداشته و دیوار اعتماد فرونریخته باشد، حتماً با حکومت در اجرای عدالت همکاری خواهند کرد؛
 معصومین علیهم السلام تمام تلاش خود را کرده اند که خواست عموم مردم مطابق با شریعت محمدیه باشد، نه اینکه دست روی دست گذاشته باشند تا مردم به هر طرف که می خواهند بروند و در دام سیاست بازها بیفتند؛ البته هیچ کس را هم به اجبار مسلمان نکرده اند، اما بعد از مسلمان شدن پایبندی به احکام را از آنها خواسته و امر به معروف و نهی از منکر را هم به درستی انجام داده اند؛
ما به رئیس جمهور که به دنبال اجرای خواست عموم مردم است و مخالفت با آن را خلاف شرع می دانند، چند نمونه از خواسته های به حق مردم را یادآور می شویم:
خواست عموم مردم این است که عده ای که نه تنها برنامه 100روزه، که برنامه ی مناسب پنج ساله و 8 ساله هم برای اداره ی کشور ندارند نباید مردم را فریب دهند و بعد بگویند ما چنین حرفی نزدیم؟ اگر خلاف وعده ی خود عمل کردند حتماً محاکمه شوند؛
خواست عموم مردم این است که برادر و نزدیکان مسئولین، به عنوان خط قرمز حساب نشوند و اجازه ی حسابرسی و برخورد با آنان وجود داشته باشد؛ و بازخواست آنان، به نام تسویه ی حساب سیاسی تمام نشود؛
خواست عموم مردم این است که ایرانخودرو و سایپا با سیاست بازی دولت اداره نشود و بازار خودروی کشور به دلیل حمایت های نا به جای دولت، در گروگان این دو شرکت ورشکسته نباشد؛ پول دولت هم به بهانه ی حمایت از کارگر ایرانی و تولید ملی – بخوانید میلی - به حلق این دو خودروساز نالایق سرازیر نشود.
خواست عموم مردم این است که بانک ها از بنگاه داری و رباخواری بیرون بیایند و خون مردم را درون شیشه نکنند و شعبه های اضافی آنان تعطیل شود؛ به گونه ای نباشد که جوانان برای چند میلیون وام ازدواج مشکل داشته باشند اما عده ای به راحتی وام های کلان بگیرند.
خواست عموم مردم این است که  مابه التفاوت حاصل از خرید و عرضه ی اینترنت به مردم، به جیب گروه و یا عده ی خاصی نرود و همچنین به گونه ای نباشد که استفاده از پیامرسان های خارجی و دانلود عکس و فیلم توسط مردم، برای ارائه دهندگان اینترنت سود آوری بیشتری داشته باشد.
 اگر رئیس جمهور راست می گوید، دخل و خرج های حاصل از توافق با تلگرام و قراردادهای حوزه ی ارتباطات را برای مردم با سند ارائه دهد؛ به یقین این موضوع با اهمیت تر از موضوع فیلتر است که در همه جای دنیا حتی در آمریکا و چین هم  به صورت موجبه ی جزئیه پذیرفته شده است.
رئیس جمهور و وزیر به زعم او موفق ارتباطات، بگویند که چه تعداد سرور و چه مقدار پهنای باند به جاسوس افزار تلگرام داده شده و چه مقدار در اختیار شرکت های ایرانی  قرار گرفته است؟
     مردم باید بدانند آیا از تلگرام و اینستاگرام هم مانند بقال سرکوچه، مالیات دریافت می شود؟ یا شأن آنها اجل از این حرف هاست؟
خواست عموم مردم این است که به جای خصوصی سازی، اختصاصی سازی و رانت سازی صورت نگیرد؛ امتیازات دولتی به عده ای خاص داده نشود؛ تا چه اندازه دولت این موارد را رعایت کرده و با متخلفین برخورد کرده است؟
خواست عمومی این است که بدانند دولت در بحران ارزی امسال کجای قضیه بوده است؟ آتش بیار بوده یا به عمد، خود آتش آن را روشن کرده و یا در اداره ی آن بی عرضه بوده است؟
خواست عموم مردم این است که دولت به جای بازی با فکر و ذهن آنها و گره زدن اداره ی کشور به برجام و fatf، به نیروی داخلی و جوان کشور، به معنای واقعی – نه لفظ پردازی - تکیه کند.
خواست عموم مردم تحقق کامل- نه سلیقه ای - جمهوری اسلامی امام خمینی ره است؛ رئیس جمهور و دولت چقدر در مسیر تحقق آن قرار دارند؟
 از آنجایی که رئیس جمهور دغدغه ی رعایت شرع دارند!، گمان نمی کنم با وجود این همه ابهامات بتوانند شب ها به راحتی سر به بالین بگذارند؛ زیرا شرعاً باید پاسخگوی مردم باشند!
* انحصار تدبیر در روحانی و دوستان!
جناب روحانی در جای دیگر می گوید که : «  انحصار در هیچ پدیده ای جواب نمی دهد؛ چه در رسانه و چه در فناوری »
سوال اینجاست که در کشور ما چه کسانی موافق انحصار و یا رانت هستند؟ چه کسانی به نام خصوصی سازی، کارخانه های کشور را با قیمتی پایین تر به عده ای خاص واگذار کرده و رشت الکتریک و امثال آن را با خاک یکسان کردند؟ نام آنها را به زبان بیاورد؛ چه کسانی با سکوت خود از این دسته افراد حمایت می کنند؟ آیا جناب روحانی جرأت برخورد با آنان را دارد؟
 چه کسانی در زمانیکه باید برای تولید و حمایت انواع  پیامرسان ها زحمت می کشیدند، وقت را هدر داده، با تلگرام مذاکره کرده و موجب رشد و اشتغال برای جوانان خارجی شدند!؟ چه کسانی باعث شدند فضای مجازی کشور به انحصار خارجی ها دربیاید؟
 به راستی مصرف کننده بودن و امضاء توافق با یک شرکت خارجی چه تخصص پیچیده ای می خواهد که یک بی سواد هم ازآن ناتوان باشد؟ اتفاقاً گاهی اوقات یک بی سواد هم می تواند منافع و مضرات پدیده ای را پیش بینی کند و بعد قرارداد بنویسد، اما شاهد هستیم که برخی از مسئولین هنوز نمی توانند.
بزرگترین انحصار این است که دولتی خود را عقل کل و سلطان تدبیر بداند و انتقاد دلسوزان نظام را هم، پشت گوش خود بگذارد؛
* به نام جوانان به کام ژنرال های بازنشسته
رئیس جمهور می گوید : « هر کجا مسئولیتی به جوانان و بانوان واگذار شد، ضرر نکرده‌ایم؛»
سؤال اینجاست که بر اساس وعده ی رئیس جمهور در انتخابات مبنی بر استفاده از جوانان، چند وزیر کمتر از 40 سال،  در کابینه حضور دارند؟ اگر ایشان می خواستند فرصت را به جوانان بدهند باید جوانان نخبه ی سی ساله را به عنوان وزیر و رئیس و استاندار معرفی می کردند؛
 در حالیکه ما شاهد هستیم  برخی از وزرا و مسئولین در دولت تدبیر و امید! براثر سونامی قحط الرجال و بر اساس قانون پایستگی انرژی!!!، هیچ گاه خالی از  مسئولیت نیستند و از شکلی به شکل دیگر تبدیل می شوند و پست می گیرند؛ حتی به دلیل کمبود منابع انسانی! – به زعم رئیس جمهور -، برخی از آنان چندین پست را هم اشغال کردند.
چگونه است که ایشان از واگذار کردن امور به جوانان ضرر نکرده اند اما هنوز هم دولت دوازدهم یکی از کهنسال ترین دولت های جمهور ی اسلامی محسوب می شوند؛ باید گفت که یا جوانان عرضه ی اداره ی امور را ندارند – که خلاف ادعای شما و تجربه ی دفاع مقدس است – و یا لیاقت دارند و شما از آنها استفاده نمی کنید و به اطرافیان خود بها می دهید؛ در هر دو صورت رئیس جمهور در حق آنها ظلم کرده است؛ اگر جوانان خوب هستند چرا به آنها مسئولیت ندادید و اگر قدرت اداره ی امور را ندارند، چرا چنین سخن دروغی برای فریب آنان به زبان می آورید؟
جایگاه جوانان ایرانی که مدل های زیبای خودرو را نیز هم اکنون طراحی کرده اند در کجای ایرانخودرو و سایپا است؟ در کجای جلسات دولت حضور دارند؟
* دیکتاتوری رسانه ای و تناقض رسانه ی آزاد!
در مورد رسانه ها، روحانی گفته است : « رسانه ی آزاد نداریم »
اما باید گفت که رسانه ی آزاد مورد نظر رئیس جمهور و دوستان ایشان، عین دیکتاتوری و استبداد است؛ هفته نامه ها و روزنامه بارها و بارها به دلیل شکایت دولتی ها توقیف شده اند؛
 صدا و سیما فرصت های زیادی برای دفاع از برجام در اختیار دولت گذاشت اما وقتی همگان مزه ی پوسیده ی گلابی های برجام را با تمام وجود چشیدند، رئیس جمهور انتظار چه نوع وارونه نمایی از  رسانه ها دارند؛ رسانه ها نه صدای دولت، که باید صدای مردم باشند؛ ؛ بعد از فتنه ی 88 برخی از معترضان، به مناظره دعوت می شدند اما به دلایلی به مناظره نمی آمدند؛ ممکن است که رئیس جمهور در سخنرانی ها، از خود تصویر قهرمان بسازد اما هیچ گاه نباید انتظار داشته باشد که رسانه ی ملی به رسانه ی میلی دولت تبدیل شده و چشم از واقعیت ها ببندد.
 اگر ایشان صدای مردم را هنوز نشنیده اند بهتر است کمی از جای گرم و نرم خود بلند شده و در خیابان ها و سفرها  از ماشین خود پیاده شوند تا صدای همه ی آنها را بشنوند؛ مطمئن باشند که کسی ایشان را ترور نمی کند؛ زیرا نه مانند شهید بهشتی کار کرده و نه مانند شهید مطهری فکر می کنند؛ اما ظاهراً قرار است ایشان انگشت اشاره در یک گوش خود گذارده و با گوش دیگر فقط صدای اطرافیان خود را بشنوند.
هم اکنون مدت زمان زیادی است که دولت، سخنگو ندارد؛ بنابراین دولتی که  به اندازه ی کافی برای رسانه ها ارزش قائل نیست و گفتگوی رئیس جمهور در تلویزیون نیز کانالیزه شده و به خواست مکتب اعتدال! است، رسانه ی آزاد به چه کارش می آید؟ شاید منظور جناب روحانی، رسانه ای آزاد از مردم و چسبیده به غرب گرایان باشد؛ بنابراین بهتر است ایشان برای به کرسی نشاندن حرف های خود به رسانه هایی که در موقع انتخابات مردم را فریب می دادند، توجه بیشتری داشته باشند؛ چون آنها در این زمینه آزاد ترین رسانه ها هستند!
*  چه خبری در راه است؟
 بعد از این سخنان رئیس جمهور، برایمان سؤال پیش آمده که چه برنامه و یا عملیات روانی ای در دست اجراست که دوباره ایشان به کانال حجاب، آزادی و فیلترینگ زده اند؟ بهتر است جناب روحانی بداند که تاکتیک « می خواهند در پیاده روها دیوار  بکشند » برای همیشه به زباله دان تاریخ سپرده شد و همان یک بار بود که  جواب داد.
 بعد از آنکه رحم اجاره ای مورد نظر اصلاح طالبان، دچار سقط جنین شد، دست و پا می زنند تا خود را از دولت جدا نشان دهند! صاحب نظریه ی « تکرار می کنم » نیز فعلاً پیدایش نیست.
 انتخاباتی هم وجود ندارد که برخی از سلبریتی ها ی سطحی نگر، به عنوان پیاده نظام، مردم را فریب دهند؛ آنها بعد از انجام نقش خود در فیلم انتخابات، هم اکنون مشغول توئیت بازی و سلبریتی گری و یا مشغول بازی با سگ ها و گربه های خود هستند؛ اگر حجت اشرف زاده هم بخواهد « دوباره ایران » خود را برای حمایت از جناب روحانی بخواند باید تغییر قافیه داده و مرثیه ی « دوباره ویران » را به عنوان پاداشی برای تلاش های غرب گرایان سطحی نگر بخواند.
اینجا دیگر نه آخر خط، که بعد از آخر خط است؛ بنابراین بهتر است که دولت بیش از این خودزنی نکرده و به فکر حل مشکلات مردمی باشد که از بی تدبیری ژنرال های آن! جانشان به لب رسیده است؛ اگر فرصت مقام معظم رهبری به دولت و احترام به رأی مردم نبود، مردم هم اکنون پاستور و سعد آباد را بر سر روحانی و تدبیر های او خراب می کردند؛ زیرا دیگر نه تنها اکثریت بلکه حتی اقلیتی هم برای روحانی باقی نمانده است که برای او به خیابان بیایند و برقصند.
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما

تازه ترين عناوين
دریچه افکار