۰
تاریخ انتشار
سه شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۴۳
کد مطلب : ۲۰۲۶۸

امام خمینی/ ایجاد روحیه یأس از انقلاب توسط دشمنان ـ ره آوردهای انقلاب ‏

امام خمینی/  ایجاد روحیه یأس از انقلاب توسط دشمنان ـ ره آوردهای انقلاب ‏
 
‏‏حضار: ورزشکاران و اهالی قزوین‏
‏‏بسم الله الرحمن الرحیم‏
‏‏اجتناب ناپذیری مشکلات در انقلابها‏‏  
‏‏     من خوشحالم که با شما ورزشکارهای عزیز، ورزشکارهایی که برای ملت ما‏‎ ‎‏پشتوانه هستید، امروز مواجه هستم. من به شما دعا می کنم، به همۀ ملت و به‏‎ ‎‏شما ورزشکارها که که قدرت جسمی و ان شاءالله قدرت روحی هم دارید.‏‎ ‎‏البته مشکلات هست و مشکلات دنبال هر انقلابی اجتناب ناپذیر است، لکن‏‎ ‎‏مشکلاتی نیست که نشود جبران کرد. مشکلاتی است که با یک فرصتی قابل جبران‏‎ ‎‏است، لکن باید این احساس در ملت ما باشد که بعد از آنکه طاغوت رفت؛ یعنی قدرتی‏‎ ‎‏که هر چه می خواست برای خودش می خواست و همه ثروت ما و ذخایر ما را به نفع‏‎ ‎‏خودش و اربابهای خودش چپاول کرد، بعد از رفتن یک همچو طاغوتی، کشور به دست‏‎ ‎‏خود شما افتاده است؛ یعنی مال شماست. هر جایی دیگر مال خود اهالی آنجاست. باید‏‎ ‎‏اهالی هر ناحیه ای، اهالی هر شهرستانی، اهالی هر روستایی کوشش کند برای ساختن‏‎ ‎‏همان جایی که هست. اگر همه دست به هم ندهید و همه قشرها کمک نکنند، به این‏‎ ‎‏زودی نمی شود این کشور را که پنجاه سال اقلاً در خرابی اش کوشیده شده است آباد‏‎ ‎‏کرد.‏
‏‏تبلیغات دشمن در مأیوس نمودن ملت‏‏ 
‏‏     الآن دستهایی، قلمهایی، زبانهایی در کار است که ملت ما را مأیوس کند.‏‎ ‎‏اشکالاتی می تراشند و نقل می کنند و می نویسند و می گویند؛ همه اش برای این است‏ که روح یأس در شما، در جوانهای ما، در قشرهای ملت ما ایجاد کنند. اگر روح یأس‏‎ ‎‏پیدا بشود در یک جامعه ای، آن جامعه سست می شود و اگر سست شد، نمی تواند به‏‎ ‎‏پیروزی برسد. آنها هم چون به حسب شناخت روانشناسی خودشان به اینجا رسیده اند که‏‎ ‎‏باید این ملت را مأیوس کرد، هر چه بشود، هی می گویند هیچ نشد. همین که تبلیغات و‏‎ ‎‏بوقهای تبلیغاتی شان درصدد این است که بگویند خوب، انقلاب شد و هیچ کاری نشد.‏‎ ‎‏این برای این است که شما را از این انقلاب مأیوس کنند. این یک مطلبی است که‏‎ ‎‏شیاطین، الهام به اینها کرده که این ملتی که با عزم راسخ خودش یک همچو قدرت بزرگی‏‎ ‎‏را شکست، در صورتی که هیچ در دستش نبود و با ایمان راسخ خودش و اجتماع و‏‎ ‎‏وحدت کلمه این سد را شکست. آنها یک همچو قدرتی از کشور ما و جوانهای ما دیدند‏‎ ‎‏و این خوف درشان پیدا شد که اگر این طور پیش برود، دیگر امکان ندارد که آنها بتوانند‏‎ ‎‏باز آن چپاولگری خودشان را اعاده بدهند، پس چه بکنند؟ از طریقهای مختلف شروع‏‎ ‎‏کردند به سمپاشی. هر جا توانستند عملاً هم خرابکاری کردند، مثل کردستان، خوزستان،‏‎ ‎‏اینجاها عملاً هم مشغول به فساد و مَفْسَده شدند. چنانچه می دانید اخیراً هم جنایت‏‎ ‎‏بزرگی کردند و عده ای از سربازها به شهادت رساندند و همین طور باز جنایت دومی را‏‎ ‎‏که اشاره کردید که مرحوم آقای قاضی طباطبایی ـ رحمه الله ـ که از دوستان سابق من‏‎ ‎‏هستند و سوابق دارم با ایشان، ایشان حبسها رفته است، مجاهدات کرده، تبعیدها شده‏‎ ‎‏است. آنها این طور اشخاص را یکی یکی ترور می کنند و منظور این است که مأیوس‏‎ ‎‏کنند شما را. آنجا هم که عملاً دست به کار نمی توانند بشوند، شروع می کنند با تبلیغات.‏
‏‏ره آوردهای عظیم انقلاب‏‏ 
‏‏     هر روز ما مشاهد این مطلب هستیم که یک دسته ای می آیند اینجا شکایت می کنند که‏‎ ‎‏مثلاً فرض کنید که در بلد ما، در طرفهای ما کارهایی نشده است و پیشرفتهایی نکرده اند.‏‎ ‎‏و گاهی هم به طور کلی می گویند که این انقلاب شد، اما چیزی به دست نیامد.‏
‏‏     از این جهت من باید به شما عرض بکنم که انقلاب هشتماهه ـ حدود هشت ماه است‏ ‎‏علی الظاهر ـ باید شما ببینید که در این انقلاب هشتماهه باید چی به دست ما بیاید. چه‏‎ ‎‏آمده است تا شکایت از آنهایی که نیامده است بکنیم. آمده ها را هیچ، اصلاً این‏‎ ‎‏نویسنده ها توجه به آن نمی کنند؛ یعنی توجه دارند، لکن برای ایجاد روح یأس در مردم‏‎ ‎‏آنها را اصلاً ذکر نمی کنند. هِی از آن چیزهایی که باید بَعد بشود و حالا نشده، هِی آن را به‏‎ ‎‏رخ می کشند. آن چیزهایی که شده اصلاً از آن ذکری نمی کنند. هِی می گویند چه شده؟‏‎ ‎‏حالا من عرض می کنم که آن چیزی که به تصدیق همۀ ملت شده است و آن اینکه دزدها‏‎ ‎‏را بیرون کردند. اشخاصی که سرمایه های این مملکت را می دزدیدند و به خارج‏‎ ‎‏می بردند و نفت ما را، گاز ما را و سایر معادن را به خارج می فرستادند، در اِزایَش هم چیز‏‎ ‎‏مختصری می گرفتند، آن هم برای خودشان، به ملت کاری نداشتند. خوب، این کار شده‏‎ ‎‏است. این را کسی می تواند بگوید که این کار نشده است و محمدرضا باز مشغول به‏‎ ‎‏خرابکاری است؟ یا امریکا باز در ایران مستشار دارد و مشغول به بردن و خوردن است؟‏‎ ‎‏یک همچو کار بزرگی که سابقه در دنیا ندارد که یک ملت بدون هیچ ساز و برگی مثل‏‎ ‎‏امریکایی که اینجا را در حلقومش بلعیده بود، از حلقومش بیرون کشیدند. این را هیچ‏‎ ‎‏ذکر نمی کنند که یک همچو کاری شده است. می توانند بگویند نشده است؟ نمی توانند‏‎ ‎‏بگویند. اما اصلاً این را هیچ حرفش را نمی زنند. حرف نمی زنند که ما امروز یک‏‎ ‎‏وضعیتی داریم که مملکت مان دست خودمان است. شما این آزادی که الآن دارید‏‎ ‎‏می توانستید در پنج سال پیش از این، پیش من بیایید؟ اگر یک همچو اجتماعی قاچاقی‏‎ ‎‏می آمد بیرون، سرنوشتش جز این بود که باید برود حبس؟ خوب، این یک نعمتی نیست‏‎ ‎‏که برای ما حاصل شده است که حالا ما باهم که سالهای طولانی ـ شاید هیچ وقت هم ـ ما‏‎ ‎‏خدمت شما نرسیده باشیم، حالا در یک مجلس نشسته ایم با هم صحبت می کنیم، مسائل‏‎ ‎‏کشورمان را، مسائل مملکت مان را داریم می گوییم؟ این کار شده است. این شده ها را‏‎ ‎‏اصلاً ذکری از آن نمی کنند، می گویند انقلاب چه کرده است؟ انقلاب اسلامی چه کرده‏‎ ‎‏است؟‏
‏‏     این انقلاب اسلامی برای خاطر اسلامی بودنش با انقلابهایی که در دنیا واقع شده‏
‏‎
است، فرقها دارد:‏
‏‏     یک فرقش این است که در انقلابهایی که می شده، در کودتاهایی که می شده ـ همین‏‎ ‎‏چند روز کودتایی که شده است در یک جایی، تمام مطبوعات و تمام احزاب و تمام‏‎ ‎‏اجتماعات را قَدَغَن کردند ـ انقلاباتی که شده است، گاهی یک میلیون، دو میلیون‏‎ ‎‏جمعیت کشته شده است. بعد از انقلاب، کشتار دستجمعی می شود. این انقلابْ چون‏‎ ‎‏اسلامی بود، هیچ بعد از انقلاب، کشتاری که مردم را بکشند، و مثلاً اینهایی که حالا غلبه‏‎ ‎‏کرده اند، چون غلبۀ خود ملت بود، غلبه مال خود ملت بود، آن هم ملت اسلامی، آن هم‏‎ ‎‏با اسم اسلام؛ دنبال این نه مطبوعات قدغن شد و نه اجتماعات قدغن شد و نه احزاب‏‎ ‎‏قدغن شد. تا چند ماه بعد، بعضیها را دیدند مشغول توطئه اند، الآن هم مشغول اند. بعضیها‏‎ ‎‏را دیدند که از خارج چیز اخذ می کنند و دارند توطئه می کنند. بعض مجلات این طوری و‏‎ ‎‏بعض مطبوعات این طوری را دادگاه جلو گرفت، برای اینکه ملت را داشت به تباهی‏‎ ‎‏می کشید. اما باز همۀ مطبوعات هستند سرجایشان. احزاب هم هستند سرجایشان. و‏‎ ‎‏درهای این مملکت هم بازِ به همه جا. ‏
‏‏نعمت بزرگ آزادی‏‏ 
‏‏     این یک نعمتی است که ما از اسلام داریم و از این انقلاب اسلامی؛ نعمت بزرگ‏‎ ‎‏آزادی. شما الآن دیگر نمی ترسید از اینکه سازمان امنیت شب بیاید بهانه بگیرد، شما را‏‎ ‎‏بگیرد ببرد و حبس کند و اصلاً معلوم نشود که چه شد. چقدر جوانهای ما در حبس رفتند‏‎ ‎‏که معلوم نشد چه شد. آنهایی که معلوم شد و ماها مطلع از آن هستیم چقدر زیاد هست و‏‎ ‎‏چقدر جوانهای برومند ما را کشتند و چه کردند. اما عدۀ کثیری اصلاً اطلاع از آنها حاصل‏‎ ‎‏نشد. عدۀ زیادی را اینها آن طوری که آنوقتها که حمله می کردند به هر طرف، می گفتند‏‎ ‎‏می نشانند آنها را توی هلیکوپتر یا چی، می برند بالای دریا، باز می کنند و می ریزند آنجا.‏‎ ‎‏اینها حالا هست دیگر؟ اینها از آثار این انقلاب نیست؟ این بی انصافها که می گویند که‏‎ ‎‏انقلاب شد و چیزی نشد، اینها را نمی بینند؟ کورند اینها؟ یا می بینند و خائن اند؟‏
‏‎
 
‎‏اشکالتراشیهای دیگر که برق، آب، ـ نمی دانم ـ خرابی، چه، چه، چه. خوب، اولاً ما به‏‎ ‎‏آنها می گوییم که اینها در انقلاب حاصل شده یا از اول بوده؟ آیا آنهایی که اسفالت‏‎ ‎‏نداشتند، آنهایی که آب آشامیدنی نداشتند، آنهایی که بهداری نداشتند، آنهایی که‏‎ ‎‏حمام نداشتند، این از چیزهایی است که در انقلاب، این ناداری حاصل شده است یا‏‎ ‎‏نداشتند؟ قبلاً نداشتند. ما از هر کس می پرسیم که خوب، شما اسفالت می گویید نداریم،‏‎ ‎‏از کِی نداری؟ می گفت: اصلش از اول هیچ برای ما اسفالت درست نکرده اند. راست هم‏‎ ‎‏می گویند. خوب، آنها نکردند و خراب گذاشتند و رفتند، از ناحیۀ انقلاب این ضرر وارد‏‎ ‎‏نشده، منتها شما می گویید باید انقلاب این کار را بکند. انقلاب مال همۀ شماست، انقلاب‏‎ ‎‏را همۀ شما کردید، مملکت هم مال همۀ شماست. همه باید کمک بکنید. دولت هم یکی‏‎ ‎‏است. ننشینیم ما به اینکه همه کارها را دولت بکند. آن کارهایی که شده است که از‏‎ ‎‏ناحیه های مختلف، باز می آیند به ما می گویند که فلان کارها شده است، چقدر عمارت‏‎ ‎‏ساخته شده، چقدر خانه برای مستضعفین ساخته شده، چقدر زمینها اسفالت شده است،‏‎ ‎‏چقدر زمینها را دِرو کرده اند، چقدر این جهاد سازندگی خدمت کرده، اینها را هیچ ذکر‏‎ ‎‏نمی کنند، اینها را جزء اینکه چیزی نشده ذکر می کنند. همین پریروز از جهاد سازندگی قم‏‎ ‎‏آمدند پیش من و گفتند که الآن در تمام اطراف قم و چیزهایی که مربوط به قم است،‏‎ ‎‏دیگر ما نقیصه نداریم، همه را درست کردیم. اینها را هیچ ذکر نمی کنند. چقدر حمام،‏‎ ‎‏چقدر اسفالت، چقدر ـ عرض بکنم که درو، چقدر فلان. اینها را اصلاً ذکر نمی کنند.‏
‏‏حسن تعاون از برکات انقلاب‏‏ 
‏‏     این برکتی که از ناحیۀ انقلاب پیدا شده است که خود ملت مشغول اند، این احساسی‏‎ ‎‏که در ملت ما پیدا شده است که باید تعاون کند، باید اعانت کند، این از برکات این انقلاب‏‎ ‎‏است. اینها را اصلاً ذکر نمی کنند. می گویند چی شده، هیچی نشده. اما فرض کنید که یک‏‎ ‎‏نفر آدم یا چند نفر آدم حالا دارای قرض هستند، دارای نمی دانم چی هستند، می گویند‏‎ ‎‏خوب، بعد از انقلاب قرض ما ادا نشده. مگر انقلاب که می شود باید قرضها ادا بشود؟‏
‏‎
بتوانند، ادا می کنند. اگر بتوانند، قرض هم ادا می کنند. ‏
‏‏     اما این بهانه گیریها برای این است که شماها را، جوانهای ما را مأیوس کنند. اگر‏‎ ‎‏مأیوس کنند جوانهای ما را، این نهضت پیش نرود. کار زیاد شده است و خدمت به‏‎ ‎‏مملکت زیاد شده است. و این خدمتهایی که شمردم در رأس همۀ خدمتهاست. بالاترین‏‎ ‎‏خدمت، بیرون کردن این دزدها از مملکت بود که شده است این، این را انقلاب کرده.‏‎ ‎‏نشده یعنی چی؟ چه چیز نشده؟ اینها می گویند که باز سازمان امنیت ما داریم؟ باز‏‎ ‎‏اویسی‏‎[1]‎‏ و نمی دانم کذا هستند سر کار؟ نصیری‏‎[2]‎‏ و امثال اینها؟ خوب، همۀ اینها از بین‏‎ ‎‏رفتند. کی این کار را کرد؟ ملت این کار را کرد برای انقلاب اسلامیش. این انقلاب است‏‎ ‎‏که این کارها را انجام داده است و مشغول اند الآن به کار. هم ملت مشغول است و هم‏‎ ‎‏دولت مشغول است. این جهاد سازندگی که می روند برای خدمت به مردم؛ گاهی وقتها‏‎ ‎‏من در تلویزیون می بینم خیلی من خوشحال می شوم از این روحیۀ اینها. البته این‏‎ ‎‏خانمهای ضعیف، ضعیف البُنْیه‏‎[3]‎‏ نمی توانند بروند یک زمین بزرگی را درو بکنند، لکن‏‎ ‎‏حضور آنها در این مزرعه ها موجب این می شود که خود صاحبان آنجا تقویت می شوند‏‎ ‎‏و کارهاشان دو چندان می شود. این دکترها و مهندسین و تحصیلکرده ها و اینها که وارد‏‎ ‎‏می شوند در یک جایی و مشغول می شوند به ساختمان یک چیزی و مشغول می شوند به‏‎ ‎‏کار یک چیزی، اینها اسباب این می شود که خود آن اهالی آنجا هم به کار واداشته‏‎ ‎‏می شوند، کار زیاد شده. اینها کارهایی است که در سطح مملکت دارد می شود و شده‏‎ ‎‏است، لکن این بی انصافها می خواهند مأیوس کنند شما را، یأس ایجاد کنند، تا اینکه به‏‎ ‎‏واسطۀ ایجاد یأس، هِی کم کم دست بردارند از کار و بگویند که کاری نشده. خوب،‏‎ ‎‏تبلیغات تأثیر دارد در انسان. خوب، تبلیغ، هِی تبلیغ، تبلیغ که کاری نشده، این کارهایی که‏‎ ‎‏شده را آدم یادش می رود.‏
‏‎‏     شما قوی باشید، چنانچه هستید. شما ورزشکارید و ورزشکارها قوی اند و مؤمن.‏‎ ‎‏ایمانتان را حفظ کنید و از این حرفهایی که اینها می زنند و گفتگوهایی که می کنند ابداً‏‎ ‎‏خوف به خودتان راه ندهید. و توجه به این داشته باشید که مملکت مال خود شماست و‏‎ ‎‏مال خودتان را خودتان باید حفظ بکنید. و کسانی که در هر جا هستند باید مملکت را به‏‎ ‎‏عنوان اینکه مال خودشان است، خودشان حفظ بکنند. ‏
‏‏سازندگی توأم با آرامش
‏‏     و اینهایی که شلوغکاری می کنند باید به آنها یا بی اعتنایی کرد یا مشت توی دهانشان‏‎ ‎‏زد و از بین برد اینها را، تا مملکت آرامش پیدا کند. و با آرامش، آن وقت ساختنِ حسابی‏‎ ‎‏نهایی خواهد شد. مادامی که آرامش در یک مملکتی نباشد و شلوغکارها و آن‏‎ ‎‏اشخاصی که ریزه خوار آن رژیم سابق بودند و خدمتگزار به آن رژیم سابق بودند‏‎ ‎‏مشغول شدند به اینکه شلوغکاری بکنند و نگذارند آرامش پیدا بشود. وقتی آرامش‏‎ ‎‏نباشد نمی شود سازندگی صحیح بشود. در یک شهری که آرامش نیست، نمی شود در‏‎ ‎‏آن شهر دیگر ساختمان بشود یا در آن شهر اسفالت بشود یا در آن ناحیه اسفالت بشود.‏‎ ‎‏باید آرامش حفظ بشود تا به دنبال این کارها بروند. و من امیدوارم که شماها با قدرت‏‎ ‎‏جسمی و روحی که دارید در این نهضت پیش بروید و ابداً به خودتان هیچ یأس راه‏‎ ‎‏ندهید که یأس از جنود شیطان است. یکی از جنود شیطان، یأس است. و این شیاطین که‏‎ ‎‏یأس را دارند ایجاد می کنند اینها هم از جنود شیطان هستند. و شما یأس به خودتان راه‏‎ ‎‏ندهید. امیدوار باشید. پشتوانۀ شما خدای تبارک و تعالی است. و مملکت، مملکت امام‏‎ ‎‏زمان است. و شما ان شاءالله پیروز خواهید بود. خداوند شما ورزشکارها را و
اهالی‏‎ ‎‏قزوین را که سوابق دارند و سوابق دینی دارند، خداوند همه را حفظ کند.‏
صحیفه امام جلد10
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما

تازه ترين عناوين