۰
تاریخ انتشار
پنجشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۰۷:۳۵
کد مطلب : ۲۲۳۹۷

نگاهی متفاوت به نبرد هوایی در همسایگی ایران/الهام یا عزت

نگاهی متفاوت به نبرد هوایی در همسایگی ایران/الهام یا عزت

با اینکه فرانسوی ها طراحی، روسیه آزمایش بخشی از تسلیحات، اسراییل رادار و غلاف هدفگیری و آمریکا موتور را در اختیار هندوستان قرار دادند اما هیچ وقت "تجاس"، جنگنده مورد اطمینان یک ارتش واقعی نشد.
 پس از بروز درگیری مرزی بین هند و پاکستان و نحوه مواجهه ارتش هندوستان برابر پاکستان چه در بحث نتایج حمله تلافی جویانه درون کشور همسایه و چه رزم هوایی بین دو طرف که در نهایت به سرنگونی میگ ۲۱ هندی و اسیر شدن خلبان آن انجامید، انتقادات زیادی نسبت به سیستم فرماندهی، استفاده از جنگنده مناسب و عدم مدرن سازی ارتش این کشور مطرح شد در حالی که کشور هندوستان از هر نظر بخصوص از جهت آمار و ارقام تجهیزات هوایی بر پاکستان برتری کامل دارد.
علی رغم موارد مهمی چون برتری هندوستان از جهت تعداد جنگنده‌ها و نیروهای رزمی، قدرت اقتصادی، روابط خارجی و جایگاه علمی و صنعتی این کشور شاهد بودیم که این بار هند بود که در بسیاری از موارد قابل مقایسه، در این رویارویی شکست خورد. ریشه یابی کامل آنکه چرا این حوادث رخ داده کاری بسیار طولانی خواهد بود اما در این مجال قصد داریم دو برنامه شبیه به هم در هند و پاکستان را با هم مقایسه کرده و به شما تصویری کلی از واقعیت‌ها را ارائه کنیم.
تجاس؛ بیش از سه دهه تلاش بی نتیجه
هر دو کشور درگیر در نبرد اخیر، طی سالهای گذشته سراغ پروژه تولید جنگنده در داخل کشور رفتند و بر این اساس، جنگنده "تجاس" حاصل تلاش های هند برای توسعه یک جنگنده سبک وزن بومی بود که استارت آن به نوعی از دهه ۱۹۶۰ میلادی زده شد. مشکلات زیاد در حوزه فناوری در آن دوران، هند را از رسیدن به یک طرح جامع دور کرد. در نهایت طرح نهایی و الزامات آن در اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی آماده شده و پروژه موسوم به تجاس، عملاً کلید خورد. هندی ها در ابتدا به دنبال توسعه یک جنگنده واقعاً بومی بودند و حتی در این میان به توسعه یک موتور جت هندی نیز دست زدند. این موتور در جریان آزمایش های ارتفاع بالا که با کمک روسیه انجام شد نتایج لازم را بدست نیاورده و در نهایت هم هندی ها موتور اف ۴۰۴ ساخت شرکت جنرال الکترونیک آمریکا را انتخاب کردند.

اما به دلایلی که در ادامه خواهیم پرداخت، هر مرحله که هندی ها پیش رفتند با مشکلات بیشتری رو به رو می شدند و البته نکته تعجب برانگیز اینجاست که در این پروژه روسیه، آمریکا، فرانسه و رژیم صهیونیستی، هند را به اشکال مختلف کمک کردند. فرانسوی ها در بحث طراحی اولیه هندی ها را کمک کردند. روسیه در بحث آزمایش موتور و تامین بخشی از تسلیحات، اسراییلی ها رادار و غلاف هدفگیری را تامین کرده و آمریکایی ها نیز موتور را در اختیار هندوستان قرار دادند. در حقیقت جمعی از بزرگان هوانوردی جهان در این برنامه به هند کمک کردند و جالب اینجاست که از زمان اولین پرواز این جنگنده در ژانویه ۲۰۰۱ میلادی تا به الان، با احتساب نمونه های غیر عملیاتی و پیش نمونه های آزمایشی، در کل فقط ۳۲ فروند تجاس تولید شده است!
اسراییل در این پروژه رادار مدل EL/M-2032 و غلاف هدف گیری لایتنینگ را تامین کرده، روسیه تسلیحاتی مثل توپ GSh-23 و موشک آر ۷۳ را آورده و کمک های فرانسه و آمریکا نیز که در بالا مشخص شده است. این جنگنده تک موتوره ۱ میلیارد دلار در بخش توسعه هزینه برده و قیمت هر فروند از آن نیز به بسته به مدل بین ۲۵ الی ۶۰ میلیون دلار برآورد می شود.

این جنگنده برای استفاده روی ناوهای هواپیمابر هندی نیز پیشنهاد داده شده بود ولی در نهایت محاسبات نشان داد که این پرنده، وزن بیشتر از حد نیاز برای عملیات از روی ناو هواپیمابر را دارد. نکته جالب اینجاست که این جنگنده با وجود همه کمک های بین المللی در بحث طراحی و حتی قطعات اصلی، در مسئله تعمیر و نگهداری هم به نسبت برخی از هم کلاس های خود یک کابوس برای یگان های تعمیر و نگهداری محسوب می شود چراکه یک جنگنده تجاس به ازای هر یک ساعت پرواز، نیاز به ۲۰ ساعت اقدامات تعمیر و نگهداری دارد. این اعداد برای جنگنده سوئدی گریپن حدود ۶ ساعت و برای اف ۱۶ آمریکایی ۳.۵ ساعت است.
تجاس در مقایسه با این دو جنگنده در بحث های دیگری مثل ماندگاری در هوا و میزان مهمات قابل حمل نیز در حد پایین تری قرار می گیرد. تجاس می تواند نزدیک به ۱ ساعت ماندگاری در هنگام پرواز داشته باشد در حالی که گریپن سوئدی ۳ و اف ۱۶ حدود ۴ ساعت است. میزان حمل مهمات نیز در این پرنده ۳ تن است در حالی که در رقیب سوئدی ۶ و رقیب آمریکایی می تواند تا ۷ تن مهمات حمل کند.
کارشناسان روی این مسئله تاکید دارند که بخشی از این نتایج سوال برانگیز، در نتیجه بوکراسی عجیب و غریب و البته فساد بسیار گسترده در نیروهای مسلح و سیستم صنایع دفاعی و وزارت دفاع این کشور نهفته است. تقریباً خرید هر نوع سلاحی در این کشور چه داخلی و چه خارجی مدتی بسیار بیشتر از حد استاندارد طول کشیده و همیشه با افزایش هزینه رو به رو بوده است. در نهایت هم این کشور با ارتشی با سلاح هایی بسیار مختلف در یک کلاس رو به رو شده که در نهایت هم در روز حادثه توان استفاده درست از آنها را ندارد.
به عنوان مثال، طرح بزرگ هند برای خرید ۱۲۶ فروند جنگنده میان وزن به بن بست رسید، اخیراً قرارداد این کشور برای خرید ۳۶ فروند جنگنده رافال فرانسوی و بحث های مربوط به رشوه خواری و عدم شفافیت درباره جزییات آن تبدیل به توپی شده که سیاسیون هندی به زمین یکدیگر پرتاب می کنند.

نکته دیگر نیز در خصوص مشخص شدن نتایج یک اعتماد نابجا به کشورهای دیگر است در حالی که در داخل کشور هندوستان، شرکت ها و متخصصان فراوانی وجود دارند که برای صنایع کشورهای مهم جهان، محصولات فناورانه و با استاندارد بالا تولید می کنند اما نگاه مسئولان دولتی و نظامی آن به خارج از مرزها بویژه غرب باعث شده تا پروژه ای همچون ساخت یک جنگنده، علی رغم گرفتن کمک از آمریکا و اروپا و اسرائیل، به نتیجه نرسد. به نظر می رسد اروپایی ها و آمریکایی ها نیز با علم به وجود چنین مشکلاتی در طراحی و محاسبه و سپس ساخت، صرفاً به کسب درآمد از ارتش هندوستان فکر کرده اند و هم در این پروژه سود مناسبی به جیب زده و هم در نگاهی آینده نگرانه تر، هندی ها را از ساخت جنگنده پشیمان کردند تا دوباره روی به خرید محصول بیاورند و چه بازاری بزرگتر از کشور ۷۲ ملت.
جی اف ۱۷؛ نشانی از یک مدیریت صحیح
اما از سوی دیگر، پروژه جی اف ۱۷ در حقیقت حاصل یک سری حوادث تاریخی بود که در نهایت باعث نزدیک شدن چین و پاکستان به هم شد. جنگنده تک سرنشین و تک موتوره JF-17 محصول مشترک صنایع نظامی چین و پاکستان بوده که به منظور جایگزینی ناوگان قدیمی جنگنده های میگ ۱۹، اف ۷ و میراژ ۳ نیروی هوایی پاکستان طراحی و ساخته شد.
تاریخچه اصلی این طرح به دهه ۱۹۸۰ میلادی باز می گردد؛ زمانی که چین قصد داشت تا با کمک شرکت گرومن آمریکا دست به طراحی و ساخت یک جنگنده بزند اما این طرح به علت مشکلات مالی و سیاسی بین طرفین لغو شد. در این شرایط، پاکستان به عنوان شریک جدید وارد طرح شد و قراردادی به ارزش ۳ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار برای بدست آوردن ۲۵۰ فروند هواپیما برای نیروی هوایی پاکستان به امضاء رسید. مبلغ توسعه کل این برنامه نظامی ۵۰۰ میلیون دلار بوده است.

موتور این جنگنده RD-93 روسی است که سرعتی مناسب را برای این جنگنده فراهم می کند. رادار این هواپیما یک رادار چینی مدل KLJ-7 بوده که توانایی شناسایی و تعقیب همزمان ۱۰ هدف در بردهای فراتر از میدان دید را داراست. همچنین این هواپیما با سیستم های جنگ الکترونیک ساخت چین مجهز شده است.
JF-17 قابلیت حمل ۳۷۰۰ کیلوگرم مهمات را داراست که از جمله این مهمات می توان به موشکهای هوا به هوای چینی SD-10 و موشکهای هدایت گرمایی PL-5 و طیف وسیعی از بمبهای غیر هدایت شونده و مهمات هدایت لیزری و ماهواره ای اشاره کرد. موشک های ضد کشتی و ضد رادار نیز از جمله تسلیحات قابل نصب بر روی این هواپیما است. برد این هواپیما در حدود ۲۰۰۰ کیلومتر و سقف پروازی آن ۱۵۲۴۰ متر می باشد. مدل موسوم به بلوک ۳ این هواپیما نیز مجهز به رادار آرایه فازی فعال و البته سیستم رهگیری و کشف هدف فروسرخ خواهد بود. بر اساس اخبار موجود توسعه مدل بلوک ۳ در حال حاضر تمام شده و چین به همراه پاکستان آماده تولید مدل جدید می شوند.

جی اف ۱۷ نیروی هوایی میانمار
پاکستانی ها در دهه ۱۹۹۰ میلادی با علم به کمبود منابع مالی و البته تحریم تسلیحاتی از طرف آمریکا به دنبال یک شریک جدید رفته و یک پرنده ارزان قیمت را به سرعت با کمک چین توسعه دادند. تابستان ۱۹۹۹ میلادی زمانی بود که قرارداد بین دو طرف برای توسعه این جنگنده امضاء شد و اولین پرواز در آگوست ۲۰۰۳ میلادی به انجام رسید. تا به امروز بالای ۱۰۰ فروند از این جنگنده تولید شده و میانمار نیز به عنوان اولین مشتری صادراتی ۱۶ پرنده از این مدل را سفارش داده که تا به الان ۶ فروند از آن را تحویل گرفته است. نیجریه نیز ۳ فروند از این جنگنده را سفارش داده است تا سود مناسبی نیز از این شراکت به دست تولیدکنندگانش برسد. اخبار درباره عملکرد جی اف ۱۷ در جنگ اخیر بسیار مبهم و نا مشخص است ولی برخی ادعا می کنند که میگ ۲۱ هندی توسط این جنگنده ساقط شده اگر چه که احتمال قوی تر مربوط به جنگنده اف ۱۶ پاکستانی است.
البته همچنان ارتش پاکستان در برخی بخش ها، از کمک ها و مشاوره های ارتش آمریکا استفاده می کند و نباید چنین موضوعی را کتمان کرد اما نشان داده با شناخت نیازهای خود و انتخاب شریک مطمئن تر، هم نیاز خود را تامین می کند و هم به صادرات محصول می رسد. موضوعی که هندوستان به رغم داشتن شرایط بهتر روی کاغذ، در اجرای آن ناتوان است.
چنین مصداقی نشان می‌دهد داشتن پول بیشتر یا دسترسی‌های بین المللی بهتر و بالاتر با وجود همه نکات مثبت درون خود، کافی نخواهد بود تاجایی که در داخل، یک مدیریت صحیح و اجرای متعهدانه وجود نداشته باشد. تربیت نیروی انسانی و مدیرانی لایق مسئله ای است که پاکستان را با وجود مشکلات بسیار زیاد، در این عرصه موفق کرده تا بتواند در برابر همسایه بسیار قوی تر خود با قدرت ایستادگی و حتی در صحنه نظامی و بین المللی، او را وادار به سکوت و صلح کند. این نیروی انسانی و فکر درست در مواجهه با مشاوره ها و پیشنهادهای ظاهراً چشمگیر غربی بود که موفق شد با حداقل هزینه، حداکثر فایده را برای ارتش پاکستان به وجود بیاورد و آنها را تبدیل به مثال مناسب در اتخاب نوع همکاری با کشوری دیگر و تولید محصول مورد نیاز کند.
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما

تازه ترين عناوين
دریچه افکار