۰
تاریخ انتشار
چهارشنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۰۵:۵۹
کد مطلب : ۲۴۹۳۶
سلسله جلسات ماه رمضان، شرح کلمات عرفانی آیت الله پهلوانی؛

لزوم داشتن مربّی سلوکی جهت جلوگیری از آفات راه/ شیوه اثباتی، بهترین راه مقابله با عرفانهای نوظهور/ مطمئن‌ترین مکتب سلوکی برای راهیابی به کمال کدام است؟

لزوم داشتن مربّی سلوکی جهت جلوگیری از آفات راه/ شیوه اثباتی، بهترین راه مقابله با عرفانهای نوظهور/ مطمئن‌ترین مکتب سلوکی برای راهیابی به کمال کدام است؟
سلسله جلسات ماه رمضان، شرح کلمات عرفانی آیت الله پهلوانی؛ جلسه دوم
لزوم داشتن مربّی سلوکی جهت جلوگیری از آفات راه/ شیوه اثباتی، بهترین راه مقابله با عرفانهای نوظهور/ مطمئن‌ترین مکتب سلوکی برای راهیابی به کمال کدام است؟
اگر تو تا این اندازه مراقب احوال و اخلاص در اعمالت هستی به گونه¬ای که برایت تشخیص این مطلب مشکل شده که نماز شب افضل است یا مطالعه و تحصیل علم، چگونه اوقاتت را به کشیدن قلیان که در این باب اقوال مختلف است، می¬گذرانی!؟
شب‌های ماه مبارک رمضان در مسجد لولاگر محفل ذکر و موعظه با موضوع«مبانی تربیت سلوکی فقیه عارف آیت‌الله پهلوانی» شامل شرح کلمات اخلاقی و عرفانی این عالم ربانی در کتاب «عید وصال»، برقرار است. متن پیش رو حاصل سخنرانی جلسه دوم از این سلسله جلسات است:
 
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله الذی هدانا سبل السلام و نهانا عن اتباع خطوات الشیطان و الصلاه و السلام علی افضل من دعا الی سبیل ربه بالحکمه و الموعظه الحسنه سیدنا ونبینا ابی القاسم المصطفی محمّد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.
 
الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمه و تصیر ارواحنا معلقه بعز قدسک الهی واجعلنی ممن نادیته فاجابک و لاحظته فصعق لجلالک فناجیته سرا و عمل لک جهرا.
 
در شب گذشته عرض کردیم که محور بحث ما کلمات فقیه عارف استاد بزرگوار، مرحوم آیت الله پهلوانی است که در این کتاب "عید وصال" جمع آوری شده و در ضمن توضیحاتی که نسبت به کلمات ایشان داریم، بنا داریم مبانی مکتب تربیتی ایشان را تبیین کنیم. در شب قبل مطالبی را مطرح کردیم و عرض شد که دو سه شب را باید به مقدمات این بحث بپردازیم که این مقدمات اهمیتش از ذی المقدمه اگر بیشتر نباشد کمتر نخواهد بود.
 
کلام رسید به موارد تزاحم. عرض کردیم که یکی از اموری که سالک، نیازمند به معرفت و شناخت هست، موارد تزاحم بین خیرات است. یعنی دو امر خیر در برابر او قرار میگیرد، حالا کدام از اینها را باید انجام دهد؟ یکی را هم بیشتر نمیتواند انجام دهد. این را میگویند تزاحم. در اینجا سالک، نیازمند به معرفت و شناخت است. چرا؟ چون عرض کردیم که تمام بنای سلوکی سالک، این است که "وَاجْعَلْنِی مِنْ أَحْسَنِ عَبِیدِک" محقق بشود. چون میخواهد بنده­ای باشد که در پیشگاه الهی، أحسن بندگان هست، لذا در مقام عمل و انجام فعل باید در موارد تزاحم به دنبال این باشد که کدامیک از این خیرات در نزد حضرت حق محبوب­تر هست. روایاتی هم در این زمینه عرض شد. عرض کردیم که این گونه مباحث آفاتی هم دارد که باید به مسئله آفات به خوبی توجه بشود.
 
لزوم داشتن مربّی سلوکی جهت جلوگیری از آفات راه
از اموری که بر هر انسانی خصوصا سالکین طریق قرب الهی لازم هست، این است که در مباحث اخلاقی و در توصیه­ها و در دستور العمل­های سلوکی، آفات اینها را بشناسند. اینجاست که داشتن یک مربّی ضرورت پیدا میکند. چون مربی است که در موارد پیچیده میتواند راهنمایی کند. مثلا بحث زهد مطرح میشود، روایات زهد خوانده میشود، دستور به زهد و بی رغبتی به دنیا داده میشود، اینجا آفتی دارد. آفت این است که شخص ممکن است کارش به سختگیری به خانواده بیانجامد! این خودش یک آفت است. یا وقتی که توصیه میشود که انسان باید مراقبت از دلش داشته باشد، حبّ دنیا را از خانه دلش بیرون کند، محبت دنیا سرآغاز هر خطایی هست، از آن طرف گرفتار آفاتی بشود! محبت به همسرش و فرزندانش کاهش پیدا کند! لذا باید بداند که چگونه بین آن دستور سلوکی و توصیه­های اخلاقی جمع کند و از این طرف هم مبتلای به آفات نشود.
عرض کردیم که در باب آن روایتی که امر دائر شده بود بین حضور در تشییع جنازه یا حضور در مجلس علم، وقتی آن مرد انصاری از رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) سئوال کرد که کدام یک از این دو مجلس را شرکت کنم؟ حضرت فرمودند "اگر کسی هست این جنازه را تشییع کرده و به خاک بسپارد، در مجلس علم حضور پیدا کن." این که حضرت فرمودند اگر کسی هست تشییع و دفن کند، به این دلیل است که اگر کسی نبود امر دائر میشد بین حضور در مجلس علم که امر مستحبی است، یا دفن میّتی که واجب کفائی است. اینجا معلوم است که انسان باید امر واجب را انجام دهد. اما حالا که کسی هست که او را تشییع کند، و از سوی دیگر مجلس علمی هم برپا شده، حضرت فرمودند که در این مجلس علم و معرفت حضور پیدا کن و آن تفصیلی که حضرت بیان کردند که ارزش حضور در مجالسی که معارف دینی برپا میشود، بیشتر از هزار تشییع جنازه و هزار قیام شب و هزار روزه است که روایتش در شب قبل مفصل عرض شد.
 
یک نمونه از آفات سلوک
در اینجا آفتی پیش می­آید و آن آفت این است که وقتی بحث مجلس علم این طور ارزشش بیان شد که حتی برتر است از هزار شب که انسان به تهجّد و نماز مشغول بشود، ممکن است که در اینجا برای انسان مجلس علم پررنگ بشود و تهجّد شبانه کم رنگ. تا آنجایی که در نیمه شب بلند شود، ولی به جای تهجّد شبانه، مشغول مطالعه و مباحثه علمی بشود! این همان آفت است. مرحوم آیت الله میرزا جواد آقای ملکی تبریزی (رضوان الله تعالی علیه) ما را به این آفت توجه دادند. ایشان در کلمه هفتم کتاب "باده گلگون" می­فرمایند که: "شیخ ما مرحوم علامه انصاری خاتم الفقهاء و المجتهدین [صاحب رسائل و مکاسب] در جواب کسی که از او سوال نمود که آیا نماز شب افضل است یا مطالعه و تحصیل علم؟"
آن چیزی که در حوزه­های دینی و در بین مردم پیرامون مرحوم شیخ انصاری (رضوان الله تعالی علیه) مطرح است، بیشتر همان جهت علمی و فقهی ایشان است نه جهت تهذیبی ایشان. در حالی که ایشان در مسائل سلوکی، شاگرد جمال السالکین مرحوم آیت الله آقا سیّد علی شوشتری بودند که مرحوم آقا سید علی شوشتری، استاد مرحوم آیت الله ملّا حسینقلی همدانی بودند. لذا از جهات معنوی ایشان، کمتر چیزی به دست ما رسیده.
 
به جای دو بار قلیان کشیدن، نماز شب بخوان!
مرحوم میرزا جواد آقا می­فرمایند که : "مرحوم شیخ انصاری در جواب کسی که از او سوال نموده بود که آیا نماز شب افضل است یا مطالعه و تحصیل علم؟ مرحوم شیخ چه نیکو جواب گفته است که خطاب به او فرموده بود: آیا تو قلیان میکشی؟ او در پاسخ گفته بود: بلی من اهل قلیان هستم. مرحوم شیخ فرموده بودند: به جای دو بار قلیان کشیدن، نماز شب بخوان." سپس مرحوم میرزا جواد آقا این سئوال و جواب را به تفصیل باز میکنند و می­فرمایند: "این جوابی متین و محکم است که در آن به فساد این خیال هم اشاره شده [یعنی این سئوالی که میکنی، اصلاً یک سئوال فاسدی است.] و گویا شیخ چنین گفته است که اگر تو تا این اندازه مراقب احوال و اخلاص در اعمالت هستی به گونه­ای که برایت تشخیص این مطلب مشکل شده که نماز شب افضل است یا مطالعه و تحصیل علم، چگونه اوقاتت را به کشیدن قلیان که در این باب اقوال مختلف است که یا حرام است یا مکروه است و یا مباح، [و ما نداریم که مستحب است] و چه طور میشود که بین دو عمل که هر دو مستحب است [یکی مطالعه و تحصیل علم یکی هم نماز شب] به بهانه کمی وقت، یکی را میخواهی انتخاب کنی. در حالیکه در جای دیگر وقتت را به کاری که یا حرام است و یا مکروه است  و یا لا اقل مباح است صرف میکنی."
 
علمی که انسان را بر تهجّد و شب زنده­داری بر نمی­انگیزاند، خیری ندارد.
آنهایی که مثل مرحوم میرزا جواد آقا، اهل راه هستند و این خیالات فاسده را می­شناسند و میدانند که شیطان چه القائاتی دارد، این مسائل را تشخیص می­دهند. لذا مرحوم میرزا جواد آقا در ادامه توضیح داده و می­فرمایند: "باید از این مصیبت عظمی و فضیحت آشکار به خدا پناه برد که شیطان پلید این گونه علما را فریب میدهد [لذا معلوم است که این سائل، عالم بوده است. علما را اینگونه فریب میدهد تا چه رسد به غیر علما] که اشتغال به مطالعه این علوم رسمی که برای اغلب آنها نمیتوان قصد شرعی که به وجهی از وجوه صحیح باشد، یافت. آن وقت انسان بیاید و آن را از استغفار در سحرگاهان و خلوت با خداوند عزیز غفار، افضل بداند! و چگونه میشود که چنین باشد در حالیکه آن علمی که [این را خوب دقت کنید خصوصا اهل علم] انسان را بر تهجد و شب زنده داری بر نمی­انگیزاند، علمی است که نور و بهره و خیری در آن نیست." یعنی اگر انسان طلبگی میخواند قال الصّادق و قال الباقر میخواند، اما تهجد شبانه ندارد، "العلمُ نورٌ" را نداشته و محروم از این کمالات است.
 
ایشان در ادامه آورده­اند که : "علم واقعی آن علمی است که به فرموده امام صادق (علیه الصلاة و السلام) ملازم با خشیّت باشد که الخشیة میراث العلم. که از وسائل خشیت آن است که کسی که ترس از عظمت الهی دارد، نمیتواند ترک شب زنده­داری کند و همان بیم و ترس او را به انجام این عمل وامیدارد."
 
پس ببینید آن شخص با یک القای شیطانی رو به رو شد و آمد در محضر شیخ انصاری شبهه خودش را مطرح کرد و مرحوم شیخ هم به او راهنمایی کرد. همه این مطالبی که ما تا اینجا عرض کردیم، در توضیح این کلام راهگشای امیرالمومنین (صلوات الله و سلامه علیه) بود که "ما مِن حرکةٍ الّا و أنتَ محتاجٌ فیها إلی معرفه." هر کاری که انسان میخواهد انجام دهد، احتیاج به معرفت دارد.
 
شیوه اثباتی، بهترین راه مقابله با عرفانهای نوظهور
موضوع دیگری که باید در مقدمه به آن بپردازیم این است که بهترین شیوه مقابله با عرفانهای نوظهور و کاذب و یا عرفانهای حقیقی که تحریف و انحراف به اینها راه پیدا کرده است، چیست؟ اینکه حالا دستگاههای امنیتی چه وظیفه­ای دارند، کار آنهاست. آن کاری که بر عهده ما هست، این است که بهترین شیوه مقابله با چنین عرفانهایی، شیوه اثباتی است. یعنی وقتی شما آب زلال را نشان دادی، دیگرانی که جام­های آلوده در دست دارند، تشخیص میدهند و متوجه خواهند شد که اینها پوچ و آلوده بوده و انحراف در آن راه پیدا کرده است. پس ما باید یک برخورد اثباتی داشته باشیم.
 
برخورد اثباتی یعنی چه؟ یعنی عرفان حق که مبتنی بر کتاب و سنّت هست و مرّ آیات و روایات است را معرفی کنیم و الگوهای شایسته و مطمئن را در دسترس نسل جوان قرار بدهیم. بگوییم از کلمات اینها استفاده کنید و در مجلس اینها حضور پیدا کنید.
 
مطمئن­ترین مکتب سلوکی، برای راهیابی به کمال کدام است؟
اینکه عرض کردیم که "تبیین مبانی مکتب تربیتی مرحوم آیت الله پهلوانی و همین طور توضیح کلمات ایشان" به همین جهت هست که مکتب تربیتی ایشان و همینطور مرحوم آیت الله سیّد عبداللّه جعفری تهرانی و مشایخ سلوکی ایشان، مطمئن­ترین مکتب برای راهیابی به کمال قرب و عبودیت است. در مورد این این مکتب باید گفت که وقتی شما مشایخ این بزرگان را بررسی میکنید به این نتیجه می­رسید که مثلاً مرحوم آیت اللّه پهلوانی آن دریافتهایی را که داشتند، از استادشان مرحوم علامه طباطبائی بوده. مرحوم علامه هم دریافتهای عرفانی و سلوکی­شان از مرحوم سید علی آقای قاضی بوده. مرحوم سید علی آقای قاضی دریافتهایشان از مرحوم آقا سید احمد کربلایی بوده است. مرحوم آقا سید احمد کربلایی هم از شاگردان مرحوم آقا میرزا حسینقلی همدانی بوده. مرحوم آقا میرزا حسینقلی همدانی هم از شاگردان مرحوم سید علی آقای شوشتری بوده. بنای این مکتب تربیتی در دوران مرحوم آقا میرزا حسینقلی همدانی استحکام ویژه ای پیدا کرد و ایشان شاگردان برجسته­ای را تربیت کرد که از اعجوبه­های دهر بودند که یکی­شان مرحوم میرزا جواد آقای ملکی (رضوان الله تعالی علیه) بودند. این شاگردان در عین شهرت­گریزی، آوازه­شان دنیا را پر کرده است. لذا وقتی که شما به وادی السلام نجف می­روید یکی از جاهایی که الان خیلی به آن مراجعه میشود خصوصاً از جانب نسل جوان، مزار جمال العارفین مرحوم سید علی آقای قاضی است. نه بارگاهی دارد و نه ضریحی. در یک فضایی مثل یک حیاط، افرادی می‌آیند و مؤدب کفشهای خود را در می‌آورند و در کنار قبر ایشان بهره می­برند. اینها را نباید دست کم گرفت. کنار قبر اولیای الهی که میرویم، مثل قبرهای دیگر حساب نکنیم. اینها یک نورانیّتی دارد.
 
این خاطره را عرض کنم که در دوران صدام یکی از رفقای ما که مشرف شده بود بر سر مزار مرحوم سید علی آقای قاضی ر(ضوان الله تعالی علیه)، یک دستمالی را به قبر ایشان کشیده بود. بعد که از آنجا آمدند در جلسه­ای که با استاد بزرگوارمان مرحوم آیت اللّه پهلوانی داشتیم، تعریف کردند که "من مشرف شدم در کنار قبر ایشان و این دستمال را هم به قبر ایشان متبرک کرده­ام." مرحوم آیت اللّه پهلوانی دستمال را گرفتند و به چشمان مبارکشان مالیدند و فرمودند: "بدهید به تک تک کسانی که در جلسه حضور دارند تا تبرک کنند و روی چشمشان بگذارند و ببوسند." به هر حال در این دنیای دون که رقابت مادی بین انسانها برقرار است، اینها یک راه دیگری را انتخاب کرده­اند و دلداده حضرت حق شده­اند.
 
مقام معظم رهبری (روحی فداه) در باب همین برخورد اثباتی با عرفانهای نوظهور و عرفانهای کاذب توصیه­ای دارند. ایشان می­فرمایند: "احتیاج داریم ما. حاج میزرا جواد آقای ملکی تبریزی باید معرفی بشود. هویت حقیقی این شخص بزرگوار پخش بشود در میان جوانهای ما. می­بیینید اقبال جوانها به این چیزها را. این تشنگی را باید با آب زلال برطرف کرد. ما چنانچه آب گل آلود یا آب مسموم هم بدهیم، این تشنگی برطرف خواهد شد اما با چه چیز؟ نباید بگذاریم که این تشنگی این عطشی که وجود دارد با این آبهای مسموم گل آلود متعفن، برطرف بشود. باید این تشنگی بماند و با آب زلال و گوارای عرفان حقیقی و معنوی برطرف بشود." این توصیه مقام معظم رهبری در رابطه با برخورد اثباتی.
 
و اما اینکه عرض کردیم که این راه متقن­ترین و بهترین و مطمئن­ترین راه است، در این زمینه هم مباحثی هست که اگر عمری باقی باشد ان شاء الله فردا شب عرض خواهیم کرد.
منبع:گروه معارف - رجانیوز
 
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما

تازه ترين عناوين
دریچه افکار