۰
تاریخ انتشار
يکشنبه ۷ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۰۶:۳۰
کد مطلب : ۳۲۲۹۵

چه کسی «شهید» مرا دزدیده است؟! مهدی نورمحمدزاده،

چه کسی «شهید» مرا دزدیده است؟! مهدی نورمحمدزاده،
  
چه کسی «شهید» مرا دزدیده است؟!
چند وقتی می شود که موضوع حذف عنوان شهید از اسامی کوچه ها و خیابان های برخی شهرها خبرساز شده است.نکته عجیب ماجرا، همزمانی وقوع این اتفاق تلخ در چندین کلانشهر(تهران،تبریز و شیراز) است که قبول غیرعمدی و اتفاقی بودن این موضوع را سخت می کند. لزوم حساسیت و واکنش جدی در قبال چنین جسارت های آگاهانه و یا حتی بلاهت های ناآگاهانه، ناشی از اهمیت و جایگاه خاص فرهنگ شهادت در جامعه ما است. جستارهای فرهنگی ذیل، تاکید و البته هشداری است دوباره در خصوص چیستی و چرایی فرهنگ دفاع مقدس و لزوم پاسداری از آن!
1-از همان روزهای پایان جنگ در سال 1367 تا به امروز، عده ای بودند و هستند که دوست دارند «شهیدان انقلاب» را با «قربانیان جنگ» مترادف بدانند! از منظر فکری این جریان، جنگ روایتی تلخ و سیاه است که باید آن را فراموش کرد تا جامعه بتواند در مسیر توسعه قدم بردارد و نشاط اجتماعی را تجربه کند! افراد متصل به این جریان فرهنگی، الزاما یک گروه و دسته سیاسی نیستند، از هر طیف و جناح سیاسی می توانند باشند.این جریان فرهنگی گاهی شمشیر از رو می بندد و با نمادها و نشانه های شهدا در می افتد، گاهی هم از در تزویر وارد می شود و با چفیه ای بر گردن و ریشی بلندتر از ریش حاج همت، تیشه به ریشه آرمانها و فرهنگ دفاع مقدس می زند، با روایتهای مقدس مابانه، ماورایی و صرفا نوستالژیک از جنگ و شهدایش همه تلاش ها برای الگوگیری عملی از شهدا و ترویج فرهنگ شهادت را ابتر می کند و نگاه پوسته ای به دفاع مقدس را باب می کند! این جریان سیال در سیاست و فرهنگ، دوره ای عکس شهدا را از در و دیوار شهر پاک می کند و به جایش عکس گل و بلبل می کشد، دوره ای هم خیابانها را پر از بنرهای شهدا می کند و فرماندهان شهید را به نام حزب و دسته سیاسی خود مصادره می کند، البته دم انتخابات هم برای رای گرفتن از مردم چه مایه هایی که از شهدا نمی گذارد!
پس حذف عنوان شهدا از تابلوی کوچه ها، نه اولین نمونه از فعالیت های فاصله گیری از فرهنگ شهادت در کشور ما است و نه آخرینش خواهد بود! فقط این بار آقایان انگار ترمز بریده اند در سرازیری روشنفکربازی، یکی باید در گوششان داد بزند:«کمی یواش تر! به خودتان رحم کنید!».
2-در سفر اربعین، با چند جوان در یک ون عراقی همسفر شده بودم. چند دقیقه بعد حرکت، خودم را لعنت می کردم که چرا به تور این «زوار دررفته»ها افتادم! از هر خلافی که به تصور آدم می آید خاطره داشتند و باهم حرفش را می زدند.می خواستم وسط راه پیاده شوم، ترسیدم از صاحبخانه ای که سفره کرم باز کرده بود و هر جور مهمانی را هم دعوت کرده بود. موقع پیاده شدن، جوان بغل دستی ام گفت:«برای شادی روح شهدامون صلوات!».همه با صدای بلند صلوات فرستادند.من گیج و منگ برگشتم سمتش، جوان رو به من کرد و گفت:«حاجی! اگر شهدا نبودند ما کجا و اینجا کجا؟! الان داشتیم به صدام، دایی جون می گفتیم! والله به خدا!».
باید تاسف خورد به حال آنهایی که هنوز هم نمی دانند شهدا برای مردم ما عزیز و محترم اند.این احترام هم ربطی به سیاست و گرانی و تحریم و آمریکا ندارد.در جامعه ما کتابهای شهدا پرفروش اند، فیلم های فرماندهان شهید پر بیننده اند و حتی تصاویر، خاطرات و جملات قصار شهدا همچنان در فضای رسانه ای کشور دست به دست می چرخد و پرمخاطب است. مضحک نیست در چنین جامعه ای، عده ای دانسته یا نادانسته قصد کنند برای پاک کردن نام و یاد شهدا از در و دیوار شهر؟!
3- عجیب است که شهدای ما برخلاف غالب تجربه های تاریخی مشابه که قربانیان جنگ صرفا به عنوان بخشی از تاریخ گذشته ثبت می شوند و فقط در موزه ها و سخنرانی های رسمی مقامات به شکل کلیشه ای از آنها یاد می شود، همچنان در متن و نبض جامعه حضور دارند و محل مناقشه و بحث و جدل هستند. با استناد به حرفها و وصیت های شهدا، تلنگری به ناهنجاری های جامعه امروزمان می زنیم و با اشاره به رفتار و اخلاقشان، مسئولان و مدیران جامعه مان را به نقد می کشیم! حتی مرور تاریخ دوران پس از جنگ نشان می دهد همه افراد و جریانهای سیاسی از بازیگران سلبریتی گرفته تا بوکسرهای سنگین وزن و از گروههای انقلابی و سلطنت طلب گرفته تا احزاب اصلاح طلب و اصول گرا، لاجرم مجبور بوده اند «له یا علیه» شهدا و دفاع مقدس موضعی بگیرند و حرفی بزنند. این پویایی و تحرک بخشی به جامعه، چه معنایی جز حیات می تواند داشته باشد؟! چه دلیلی بهتر از این برای زنده بودن شهدا؟!
4-واژه «شهید» یک نشانه و نماد از فرهنگ شهادت است، فرهنگ شهادت نیز بخشی کوچک از فرهنگ دفاع مقدس است و این فرهنگ غنی نیز آینه ای است که آرمانها و ارزشهای انقلاب اسلامی در آن منعکس شده است.نگرانی ما بیشتر از فاجعه حذف واژه شهید از تابلو کوچه ها، باید از بابت فراموشی و کم رنگ شدن ارزشها و آرمانهای انقلاب و شهدا در متن جامعه باشد. متاسفانه در سالهای اخیر این فاجعه فرهنگی تاحدی واقعیت یافته است.اگر ظلم ستیزی، یاری مستضعفان، مطالبه گری، سخت کوشی، دنیاگریزی و مسئولیت پذیری اجتماعی را از شخصیت و سیره شهدا حذف کنیم، دیگر به چه کارمان می آیند؟! صرف دلخوش بودن با عکسهای جذاب و لبخند مهربانشان، دردی از جامعه پردرد ما درمان نمی کند! در کنار نگرانی از حذف نام شهدا، باید نگران فاصله گرفتن از مرام شهدا نیز باشیم! که اگر اصلاح آن بلاهت شهرداری ها با چند قوطی رنگ و نصب چند تابلو میسر می شود، جبران این غفلت فراگیر معلوم نیست با صرف چه هزینه های هنگفتی امکان پذیر باشد!
الف 
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما

تازه ترين عناوين