۰
تاریخ انتشار
سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۴۶
کد مطلب : ۳۴۱۶۸

دست مريزاد ترامپ به بازيگران اروپايی

دست مريزاد ترامپ به بازيگران اروپايی
به گزارش بیان ما؛ «حمید غفاری» طی یادداشتی در «روزنامه رسالت» نوشت :
کاخ سفيد رسما اعمال تعرفه‌هاي تنبيهي بر بخشي از محصولات کشاورزي اروپا را ( به دليل حمايت اتحاديه اروپا از شرکت هواپيماسازي ايرباس) آغاز کرد.اقدام تنبيهي آمريکا شامل اعمال تعرفه ۱۰ درصدي بر واردات هواپيماهاي ايرباس و تعرفه ۲۵ درصدي بر واردات برخي محصولات کشاورزي است.اين اقدام درست در زماني صورت مي گيرد که تروئيکاي اروپايي، بيش از هر زمان ديگري قاره سبز را به متغيري وابسته به ايالات متحده و دولت ترامپ تبديل کرده اند: مصالحه پشت پرده سه کشور انگليس، آلمان و فرانسه با کاخ سفيد بر سر برجام و ايران، عدم اقدام متقابل و جدي کشورهاي اروپايي در برابر سياست‌هاي حمايت گرايانه
و تنبيهي ترامپ در حوزه اقتصاد بين الملل،انفعال افرادي نظير آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان و امانوئل ماکرون رئيس جمهور فرانسه در برابر سياست‌هاي يک‌جانبه‌گرايي واشنگتن در ناتو و…..جملگي سبب شده است تا اتحاديه اروپا و منطقه يورو به مضحکه دست مقامات آمريکايي تبديل شوند! بدون شک اين بازي نقطه پاياني ندارد.مقامات اروپايي تحت تأثير حضور سياستمداران غير مستقل و ناکارآمد، در حال حرکت به همان سمت و سويي هستند که ترامپ هدفگذاري کرده است: انحلال و چند پارچه شدن اتحاديه اروپا!
بهتر است مقامات اروپايي به جاي کشف فرمول «چگونگي جلوگيري از فروپاشي اتحاديه اروپا»، تنها اندکي بر روي رويکردهاي مبنايي خود در برابر کاخ سفيد متمرکز شوند! آنچه مسلم است اينکه سياست‌هاي سران سه کشور آلمان، انگليس و فرانسه و برخي کشورهاي اروپايي ديگر، خود به کاتاليزور و عواملي تسريع کننده در روند اضمحلال اروپاي امروز تبديل شده است. در چنين شرايطي بايد به ملت‌هاي اروپايي حق داد که به دنبال بازگشت به دوران قبل از تشکيل اتحاديه اروپا باشند!
هم اکنون ترامپ بار ديگر بر روي نقطه ضعف اتحاديه اروپا، يعني وابستگي اقتصادي – امنيتي اين مجموعه به واشنگتن دست گذاشته است.همگان به خاطر دارند که وقوع بحران اقتصادي سال ۲۰۰۶ ميلادي در ايالات متحده آمريکا ـ که با ايجاد بحران مسکن در اين کشور کليد خورد ـ و تسري آن به اتحاديه اروپا، حتي براي برخي اقتصاددانان اروپايي نيز مايه تأسف بود. ايجاد پيوستگي اقتصادي و تجاري کشورهاي عضو اتحاديه اروپا با ايالات متحده آمريکا از يک سو و ناتواني سران اروپايي در مواجهه با بحران بدهي هاي خارجي خود سبب شد تا بحران اقتصادي آمريکا به بدترين نحو ممکن به همه کشورهاي اروپايي سرايت کند.به راستي اتحاديه اروپا براي رهايي از اين وابستگي چه اقدامي صورت داده است ؟ شايد مقامات اروپايي اين گونه استدلال کنند که با توجه به غلبه توان بخش خصوصي بر بخش دولتي در اروپا، چنين رهايي و استقلالي متصور نيست. اما سؤال اصلي اينجاست که آيا سران اروپايي ، در حوزه اقتصاد دولتي و نيمه دولتي و مواردي که در برابر واشنگتن قدرت مانور داشته اند، اقدامي در اين خصوص صورت داده اند ؟!
واقعيت امر اين است که اروپاي به اصطلاح واحد،جهت از بين بردن هزينه هاي ناشي از بازي در زمين آمريکا، چاره اي جز پوست اندازي کامل و تغيير جهت ملموس خود در حوزه هاي اجتماعي، سياست داخلي، اقتصادي و سياست خارجي ندارد.با اين حال در ميان سران محافظه کار و سوسيال دموکرات اروپايي کمترين اراده اي در اين مسير مشاهده نمي شود. در چنين شرايطي بهتر است سران اروپايي در گوشه اي نشسته و به دست خود، مشغول حفر و آماده سازي گورستاني شوند که سران آمريکا براي کالبدها و اجساد ۲۸ کشور عضو اتحاديه اروپا آماده کرده اند!
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما

تازه ترين عناوين