۰
تاریخ انتشار
چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۸ ساعت ۱۴:۲۶
کد مطلب : ۳۹۷۰۲

«پرستار» سنگ صبوری از جنس شیشه/ شغلی که با «هم‌دلی» خانواده انجام پذیر است

«پرستار» سنگ صبوری از جنس شیشه/ شغلی که با «هم‌دلی» خانواده انجام پذیر است

به گزارش بیان ما؛  سنگ صبورند و مرهم دل کسانی که بیماری، آنها را به تخت‌های بیمارستان دوخته است. پرستاران، کسانی هستند که در اوج درد و ناراحتی بیماری، نقطه اتصالی می شوند بین توکل به خدا  و توسل به تدبیر پزشک و  دست های نوازشگر وحامی شان، می تواند رنج مریض را التیام دهدو حالا 11 دی ماه امسال، مصادف با روزی شده برای بزرگداشت این مقام بزرگ.
هر شغلی، مشقت‌های خودش را دارد ولی وقتی نجات جان انسان، بهانه ای شود برای کسب روزی حلال، اهمیتش دوچندان می شود. کم نیستند دخترانی که در خانه، فرشته نگهبان سلامتی اعضای خانواده می شوند و وقتی پای انتخاب راه و روش زندگی وسط می‌آید، پرستاری را انتخاب می کنند تا با این روحیه برای جامعه هم مفید باشند.
کم نیستند همسرانی که پا به پای فعالیت در خانه و روشن نگه داشتن آتش عشق در منزل، گرمای حضورشان را با مراقبت از بیماران به آنها نیز تسری می دهند و البته بی شمارند مادرانی که حس ناب مادری را فقط برای فرزندانشان خرج نمی کنند و مادرند و دلسوز برای کسانی که حالشان را بیماری دگرگون کرده است.
روز پرستار بهانه ای شد تا با زهرا خانی به گفت وگو بنشینیم. پرستاری که سال‌هاست بیمارستان، خانه دومش شده و بیماران همچون خانواده‌اش.

 
 پرستاری فقط یک شغل نیست
بعضی از مردم فکر می‌کنند که پرستاری یک رشته است که از طریق آن می‌توان کسب درآمد کرد ولی اصل موضوع این است که ما برخلاف دیگر شغل‌ها در پرستاری ارتباط مستقیم با انسان‌ها داریم لذا غیر از خدماتی که به بیماران داده می‌‌شود باید احساسات و عواطف آنها نیز در نظر گرفته شود و برای آرامش آنها از هیچ خدمتی فروگذار نکرد.
در سابقه 22 ساله‌ای که در اتاق عمل قلب و بخش آنژیوگرافی دارم با افرادی در ارتباط بودم که مشکلات قلبی آنها به دلایل مختلفی نظیر استرس به وجود آمده بود. در بخش آنژیوگرافی مریض‌هایی بستری می‌شوند که پراسترس هستند و بخش زیادی از مشکلات قلبی آنها به خاطر استرس‌شان است. پرستار این گونه بیمارها بودن همت زیادی را می‌طلبد که با ارتباط خوب برقرار کردن و استفاده از راه‌هایی برای کاهش استرس به آنها کمک کنیم تا بر بیماری غلبه کنند. 
روحیه دادن به بیماران، اولویت اول کاری من
در طی این سال‌ها هر بیماری که برای پرستاری به من واگذار می‌شود برای اولین ارتباط با وی سلام و علیک گرمی می‌کنم و طوری رفتار می‌کنم که استرس‌شان کاهش پیدا کند چرا که بر اساس تحقیقات علمی کاهش استرس باعث پایین آمدن نرخ ضربان قلب می‌شود و با این کار فعالیت‌هایی درمانی و دارویی بهتر انجام می‌شود و سهولت بیشتری هم در فرایند بهبود حاصل می‌شود.

 
همه بیماران را به یک چشم می‌بینم
یکی از مهمترین موضوعاتی که در پرستاری باید رعایت شود این است که پرستاران نباید به بیماران به شکل یک شیئی نگاه کنند و برای هر بیماری با هر سنی به یک میزان احترام و مراقبت را داشته باشند، مثلاً نگویند چون فرد سن بالایی دارد کم اهمیت‌تر از جوانی است که دچار بیماری قلبی شده است، من همیشه با خودم می‌گویم همه بیمارانی که در بیمارستان بستری می‌شوند خانواده‌هایی دارند که دل‌نگران آنها بوده و عزیز خانواده‌هایشان هستند. 
 
امروز حالم بده، نداریم!
پرستاری از آن شغل‌هایی است که حتی اگر از نظر احساسی و درونی آمادگی برای مراقبت از بیمار در فرد وجود ندارد اما وقتی در بیمارستان و بالای سر بیمار حضور پیدا می‌کند باید خودش را با محیط وفق داده و به قولی روی خودمان پا گذاشته و مریض را در اولویت قرار دهیم. من روزهایی که حال مناسبی ندارم به خودم بارها تکرار می‌کنم که امروز حالم بده نداریم و تو الان فقط برای خودت نیستی و بیمارانی در بیمارستان انتظار مراقبت کامل تو را می‌کشند. 
 
 اندر مصائب پرستار شدن
مشکلاتی که در محیط کار برای هر فردی به وجود می‌آید برای پرستاران دو چندان می‌شود چرا که مشکلات احساسی، روانی و جسمی با هم توأم می‌شود و تعداد پرستارانی که از زانو درد و پا درد و کمردرد رنج می‌برند کم نیست همچنین شغل پرستاری از آن شغل‌هایی است که شیفت‌بندی شده و گاهی اوقات مجبور هستیم که شیفت شب در بیمارستان حضور پیدا کنیم.

 
وقتی پای درک خانواده به پرستاری باز می‌شود
از زمانی که مجرد بودم تا زمانی که ازدواج کردم شغل پرستاری مشکلاتی را برای من به وجود آورده بود، در زمان ازدواج یکی از شروط من پذیرفتن شغلم و این موضوع بود که هر ماه برخی از شب‌ها به صورت شیفت شب در بیمارستان مشغول کار هستم. خوشبختانه تعداد پرستارانی که همسرانشان با این موضوع کنار نیامده کم هستند ولی باز هم نبود ما در خانه مشکلاتی را به وجود می‌آورد.
 
زمانی که فرزندم متولد شد با وجود آنکه دوست داشتم در کنار کودکم در خانه بمانم پا روی این احساس گذاشتم و دوباره پرستاری را ادامه دادم. آن روزها فرزندم که تازه به زبان آمده بود از نبودن‌های من می‌رنجید و وقتی برای شیفت شب روی او را می‌بوسیدم و خداحافظی می‌کردم بیشتر از همیشه دلتنگ می‌شد. به همین دلیل می‌گویم که انتظاراتی که کودکان از والدین خود دارند برای پرستاران به ویژه پرستاران خانم کامل برآورده نمی‌شود. 

فرزندم 11 ساله شده و با آموزش‌هایی که به وی دادم بیشتر از همیشه من را درک می‌کند و با سختی‌های کار ما آشنا شده است. در حال حاضر می‌تواند بسیاری از فعالیت‌های مربوط به خودش را به صورت مستقل انجام دهد ولی باز هم در شب‌هایی که برای کار ترکش می‌کنم ناراحت است. 
 
همسرم همراه و پشتیبان من در مسیر پرستاری است
آرامش فکری در خانواده می‌تواند کمک زیادی به موفقیت در شغل کند به خصوص که پرستاری شغلی است که با روح و جان و جسم انسان‌ها سروکار دارد. وجود  همسری که هم شرایط شغل را درک می‌کند و هم برای کاری که انجام می‌دهم ارزش و احترام قائل است کمک زیادی کرد تا بتوانم مشکلات کار را تحمل کنم.
 
 استرس، حقوق پایین و مشکلات جسمی
پرستاری یکی از رشته‌هایی است که مورد علاقه من بود و با وجود تمام مشکلات باز هم به آن عشق می‌ورزم، حقوق پایینی برای این کار در نظر گرفته شده و باید این موضوع را گوشزد کنم که بیشتر فعالیت‌هایی که پرستاران در بیمارستان‌ها انجام می‌دهند فراتر از مراقبت و دارو دادن ساده است. ما بیشتر این کارها را برای رضای خدا انجام می‌دهیم چرا که در حقوق ما برای چنین فعالیت‌هایی پرداختی دیده نشده است.
استرس برای بیمارانی که هر لحظه ممکن است حالشان رو به وخامت باشد و مسؤولیت اینکه پرستار باید نجات‌دهنده آنها باشد را نباید فراموش کرد. 
 
 قانون مشاغل سخت و زیان‌آور، قانونی که برای پرستاران اجرا نشد
در سال‌های گذشته شغل پرستاری یکی از مشاغل سخت و زیان‌آور شناخته شد تا زنان و پرستاران پس از 20 سال خدمت و مردان پرستار پس از 25 سال خدمت بازنشسته شوند. در حال حاضر من 22 سال سابقه کار دارم و همچنان سازمان تأمین اجتماعی زیر بار پذیرش بازنشستگی با 20 سال خدمت، نمی‌رود.
این در حالی است که به طور قطع زنان پرستار پس از 20 سالگی دچار فرسودگی شده و مشکلات جسمی آنها بیشتر می‌شود و حتی اگر ما بیشتر از 20 سال خدمت کنیم و به ما گفته شود که در زمان بازنشستگی خسارات آن پرداخت می‌شود باز هم فایده‌ای ندارد چرا که به دلیل مشکلات جسمی باید هزینه‌هایی که پرداخت می‌شود را برای درمان استفاده کنند. ما یک عمر صادقانه کار کردیم تا بتوانیم در دوره بازنشستگی خدمت بیشتری به خانواده کنیم. چه بخواهیم و چه نخواهیم شغل‌مان روی نظارت و همراهی‌مان با خانواده تأثیر گذاشته است. 
 
 گله از سازمان تأمین اجتماعی
گله‌ای که دارم این است که این همه نیروی جوان در کشور وجود دارد که می‌توان استخدام کرد و با وجود آنکه این نیروها برای ماهر شدن نیاز به زمان دارند ولی می‌توان از آنها استفاده کرد. در حالی که ما با مشکلات جسمی و کم‌کاری‌هایی که در خانواده داشتیم تحت فشار هستیم و این حق خانواده‌های ما است که پس از 20 سال خدمت، ما را بیشتر از قبل در محیط خانواده ببینند.
 
مریض‌های کم تحمل و بی‌طاقت
به واسطه آنکه در یک بیمارستان دولتی مشغول خدمت‌‌رسانی هستم افراد از نقاط مختلف کشور با هر زبان و لهجه و فرهنگی برای معالجه حضور پیدا می‌کنند، مریض‌هایی داشتیم که به دلیل سن بالا تحمل کمتری دارند و تند تند پرستار را صدا می‌زنند، من تلاشم را می‌کنم تا جایی که بتوانم با این گونه بیماران کنار بیایم و آنها را آرام کنم.

 
برای کاهش استرس بیماران خانمی که در بخش ما بستری می‌شوند و من مسؤول مراقبت از آنها هستم، از روش‌های مختلف استفاده می‌کنم از نوازش گرفته تا صحبت کردن با آنها و مرتب کردن روسری یا کلاه اتاق عمل‌شان و همه این کارها برای این است که آنها احساس ناراحتی نداشته باشند و بتوانند با آرامش مراحل درمان را طی کنند. 
 نوازش بیمار، معجزه کرد
یکی از خاطرات خوبی که از دوران پرستاری‌ام دارم این است که یک خانم جوان به دلیل ریتم قلبی نامنظم در بخش بستری شده بود این بیمار کانون نابجایی در دهلیز قلبش داشت که موجب می‌شد تا ضربان قلبش 160 بار در دقیقه باشد. از همان نگاه اول فهمیدم که این مریض فوق‌العاده پراسترس است به همین دلیل شروع کردم به صحبت و نوازش این بیمار.
عجیب این بود که وقتی با وی صحبت کردم و با نوازش او را به آرامش دعوت کردم ضربان قلبش از 160 به 100 رسید و روزی که از بیمارستان‌ مرخص شد مصادف با روز تولد من بود. این بیمار با وجود اینکه تازه عمل آنژیوگرافی انجام داده بود اما خودش را به من رساند و گفت فرشته؛ تولدت مبارک. این خاطره در ذهن من پررنگ است و هر بار که به آن فکر می‌کنم خوشحال می‌شوم.
 ابراز محبت به شیوه خاص!
یکی دیگر از خاطراتم مربوط به پیرزنی اهل شمال کشور بود که از همان ابتدای ورودش به او گفتم که من مانند دختر تو هستم و هیچ نگرانی نداشته باشد و سعی کردم تا با مراقبت و ارتباط کلامی هم از استرس وی بکاهم و هم پیش از عمل آرامش بیشتری داشته باشد. پس از اینکه از اتاق عمل خارج شد او را به همراه دخترش در راهروی بیمارستان دیدم و با وجود آنکه دیگر مریض بخش ما نبود اما کنارش ایستادم و احوال‌پرسی کردم، در همین حین احساس کردم همراه بیمار چیزی را در جیب من قرار داد. وقتی نگاه کردم یک اسکناس 10 هزار تومانی دیدم که بیمار اصرار می‌کرد تا این پول را بپذیرم. برایم خاطره جالبی بود که محبت به بیمار برای برخی از افراد طوری تعریف شده که انگار پرستاران برای این محبت انتظار جبران از طرف بیمار دارد. 
 ایران گلستان می‌شود اگر ...
کاش هر فردی در هر مسؤولیتی که در کشور به عهده گرفته است سعی کند بهترین خدمات را به مردم ارائه دهد، مردم از ما هستند و ما باید در هر لباسی که باشیم بهترین خدمت را به آنها ارائه دهیم، مشکلات اقتصادی و اجتماعی برای همه وجود دارد ولی اگر دلسوزانه به یکدیگر نگاه کنیم می‌توان این مشکلات را تحمل کرد. بهتر است به خاطر رضای خدا هم شده برای هم‌میهنانمان مسؤولیت‌پذیر باشیم و شرایط همدیگر را درک کنیم اگر چنین اتفاقی بیفتد ایران گلستان می‌شود. 
 پرستاری شغل صبر و بردباری است
برخی از پرستاران رفتار مناسبی با بیماران ندارند و همین امر باعث می‌شود که جامعه این تصور را داشته باشد که همه پرستاران افرادی هستند که برای بیمار ارزش قائل نمی‌شوند و بداخلاق هستند البته برخی از افراد هستند که من به عنوان همکار نیز نمی‌توانم با آنها ارتباط برقرار کنم و اخلاق مناسبی ندارند اما نباید این موضوع را به تمامی پرستاران تعمیم داد. پرستاران با صبر و تحمل مشکلات بیمار را سنجیده و به اطلاع پزشک می‌رسانند، مسلماً پرستاران خانم که نقش‌هایی نظیر مادر و همسر را تجربه می‌کنند بیشتر از هر شخص دیگری به مشکلات روحی و روانی بیمار آگاهند و سعی می‌کنند تا آن را برطرف کنند.
 
انتهای پیام/
 
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما

تازه ترين عناوين