۰
تاریخ انتشار
پنجشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۹۹ ساعت ۰۷:۱۲
کد مطلب : ۴۵۰۸۳

جدال جان و نان پیرمرد شریف دست‌فروش در کرونا و سخنی با دولت و بسیج دانشجویی

جدال جان و نان پیرمرد شریف دست‌فروش در کرونا و سخنی با دولت و بسیج دانشجویی


 به گزارش بیان ما به نقل از تسنیم ،روز گذشته کلیپی در فضای مجازی منتشر شد که حاوی گلایه‌های یک پیرمرد دستفروش از عدم‌توجه دولت به این قشر در شرایط اجرای طرح فاصله‌گذاری اجتماعی بود. این کلیپ واکنش یک مقام دولتی را در پی داشت.
 روز گذشته کلیپی در فضای مجازی به‌سرعت منتشر شد که حاوی درددل‌های یک پیرمرد دستفروش در شرایط ایجاد طرح فاصله‌گذاری اجتماعی و دغدغه معیشت قشری بود که گذران زندگی آنها به فعالیت روزانه‌شان بستگی دارد و با یک روز عدم حضور در محل کار، با مشکل امرار معاش روبه‌رو می‌شوند.
در پاسخ به توییتی درباره این درددلهای غم‌انگیز این پیرمرد شریف، محمدرضا نوروزپور دبیر شورای اطلاع‌رسانی دولت در توئیتی نوشت: این تنها یکی از دلایلی است که رئیس‌جمهور و دولت معتقدند چاره‌ای جز مواجهه با کرونا نداریم و قرنطینه و تعطیلی سراسری راه علاج نیست. وقتی می‌گوییم هر کشوری باید براساس ویژگی‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی خود تصمیم‌گیری کند، یعنی فقط حواسمان به همه‌جا حتی این بخش از جامعه باشد.
این‌که قرنطینه مانند آنچه در چین و ایتالیا انجام شده است تا چه‌حد در ایران نیز قابلیت اجرا دارد، محل بحث است و نیازمند یک کارشناسی است که باید شرایط اقتصادی، اجتماعی و میزان مبتلایان را درنظر گرفت و این مطلب درصدد این نیست که اساساً به این موضوع بپردازد که آیا باید سخت‌گیری‌های بیشتری در موضوع کرونا انجام شود یا خیر؛ چراکه این مسئله، موضوع جداگانه‌ای است. اما توئیت این مقام دولتی درباره گلایه‌های این مرد شریف نیز یک مغالطه است و در واقع به این معناست که دولت برای اینکه نان این پیرمرد بریده نشود، مجبور است بگذارد جان او به خطر بیفتد! درحالی که دولت نمی‌تواند به‌بهانه به خطر افتادن معیشت بخشی از جامعه، سلامت آنها را نادیده بگیرد و به‌تبع آن سلامت سایر افراد جامعه نیز به خطر بیفتد.
آزاد گذاشتن کسب‌وکار امثال این پیرمرد یا دستفروشان، رانندگان، کارگران روزمزد و... به این بهانه که با مشکل معیشت روبه‌رو نشوند اما هرلحظه مشکل سلامت آنها را تهدید کند، امر اخلاقی نیست. در شرایطی هم که بخشی از جامعه به‌راحتی می‌تواند برای هفته‌ها با استفاده از پس‌انداز یا حقوق ماهیانه خود در قرنطینه خانگی باشد اما برخی تنها راه گذران زندگی‌شان حضور در محل کار است، چنین استدلالی علاوه بر غیراخلاقی بودن، غیرعادلانه است.
بخش قابل‌توجهی از جامعه در شرایط عادی کشور نیز به قشر آسیب‌پذیر معروف‌اند و در وضعیت فعلی که فعالیت‌های اقتصادی با رکود و تعطیلی روبه‌رو شده است، آسیب‌پذیرتر می‌شوند و  در شرایط غیرقرنطینه نیز، دولت باید فکری برای رسیدگی به زندگی این افراد که تعدادشان نیز کم نیست، کند چراکه  با گذشت دوهفته قطعاً با بحران مواجه خواهند بود و این بحران گریبان دولت را هم خواهد گرفت.
یکی از راهکارها در مدیریت این بحران، ساماندهی این افراد است تا جان آنها به‌خاطر نانشان به خطر نیفتد.
 حتی اگر دولت به‌لحاظ منابع مالی در مضیقه است و نمی‌تواند بسته‌های حمایتی برای این قشر در نظر بگیرد، لااقل با بسیج خیرین و امکانات مردمی و روی آوردن به گروه‌های جهادی حداقلی از گذران زندگی را به‌لحاظ مواد خوراکی برای این افراد تأمین کند تا احساس نشود دولت توجهی به این قشر ندارد.
اساساً دولت‌هایی که حق مداخله‌گری در اقتصاد را به‌رسمیت می‌شناسند، در چنین شرایطی باید ورود جدی داشته باشند و با بهره‌گیری یا راه انداختن ابزارهایی که تأمین منابع می‌کند، بتوانند نیازهای قشر آسیب‌پذیر و در معرض بحران را مرتفع کنند. یکی از کارهایی ضروری که البته باید پیش‌تر انجام می‌شد، مالیات بر عائدی سرمایه بود که می‌توانست منابع مالی زیادی را برای دولت ذخیره کند و اکنون نیز دولت می‌تواند با اخذ مالیات از برخی سرمایه‌داران منابع خود را در مدیریت این بحران تأمین کند.
حتی می‌توان مبالغ جمع‌شده از  جریمه خودروهایی را که طرح فاصله‌گذاری اجتماعی را رعایت نمی‌کنند برای این قشر در نظر گرفت.
این اقدامات نه‌تنها در دولت‌هایی که حق مداخله در اقتصاد را دارند پذیرفته شده است، بلکه در دولتهای نئولیبرال که اساساً هرنوع ورودی توسط دولت به اقتصاد را منفی می‌دانند هم باسابقه است، مثلاً چند دهه پیش در برخی از همین کشورهای نولیبرال، با اخذ مالیات سنگین از افرادی که سود یک‌شبه از گرانی مسکن به جیب زدند، به بخشی از افرادی که صاحب خانه نشدند کمک شد.
این استدلال که دولت به قرنطینه روی نمی‌آورد چون "حواسش به این بخش از جامعه است"، تنها متوجه معیشت این قشر می‌شود و به سلامت آنها مانند سایر اقشار جامعه که توصیه می‌شود در خانه بمانند توجهی ندارد.
سخن دیگر با دوستان بسیج دانشجویی است که روز گذشته  عنوان کردند حجمی از کمک‌های مردمی به مردم آمریکا را می‌خواستند تحویل سفارت سوئیس (حافظ منافع آمریکا در ایران) بدهند. اگرچه احتمالاً قابل حدس است که چنین اقداماتی بیش از آنکه معنای اقتصادی داشته باشد، مفهوم بشردوستانه و توجه دادن مردم دنیا به برخی نابسامانی‌های درمانی در آمریکا در دوره کرونا دارد، اما اولاً معلوم نیست این تأثیر سیاسی ــ روانی آن‌قدر که این دوستان تصور می‌کنند به وقوع بپیوندد و ثانیاً بهتر است این دوستان همچون بسیاری دیگر از اقدامات جهادی و بی‌نظیر که برای محرومان و مستضعفان انجام می‌دهند، همین مقدار امکانات را هم برای افرادی همچون همین پیرمرد شریف دست‌فروش کنار مترو صرف کنند، که قطعاً به ثواب و صواب نزدیک‌تر است.
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما

تازه ترين عناوين