۰
تاریخ انتشار
يکشنبه ۲۵ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۲۸
کد مطلب : ۱۲۱۷۹
سید مهدی سیدی

​​​​​​​اعتراض انقلابی به زورمندان ساکت و بی‌تفاوت

​​​​​​​اعتراض انقلابی به زورمندان ساکت و بی‌تفاوت
اعتراض انقلابی به زورمندان ساکت و بی‌تفاوت
امام حسین(ع) دو سال قبل از واقعه عاشورا، بزرگان جهان اسلام را در سرزمین منا جمع کرده و نکاتی را برای آنها بیان می‌کنند. ایشان حضار را سوگند می‌دهند که پس از بازگشت به سرزمین‌های خود، این حرف‌ها را برای مردم نقل کنند.
چیزهای کم‌‌شماری است در عالم که «بیش از اندازه» می‌ارزد. از ارزشمندترین‌های عالم وجود، جان امام معصوم است. می‌ارزد عالم و آدم، جان‌فدای حجت خدا شوند تا یک ثانیه بر عمر او افزوده شده و در مقابل، زمین و زمان برقرار باقی بمانند. چه آنکه بزرگانی در دعاهای خود می‌گفتند: بارالها از عمر ما بکاه و بر عمر مهدی فاطمه(س) بیفزا.
حال چه می‌شود که حضرت ثارالله، در مقام حجت خدا بر عالم، جان پربهای خود را به قربانگاه می‌برد و وجود خود را به مسلخ عشق می‌کشاند؟ چه می‌شود که خانواده‌اش غارت می‌شوند، سرش از بدن جدا و بر نیزه‌ها منزل به منزل، حرکت داده می‌شود و بدنش زیر سم اسب‌ها، لگدکوب حقد و کینه دشمن می‌شود و مزار شریفش بارها در تاریخ تخریب و ویران و به آب بسته می‌شود؟ حتماً چیزهای مهم‌تری هست که می‌ارزد حسین(ع) جان خود را برای آن هزینه کند. حتماً حسین(ع) پیغامی مهم برای تاریخ به یادگار گذاشته است که باید برای فهمیدن آن، قربانی دهد. آن پیام و پیغام چیست؟
بنا بر نقل محققان، بیش از 20 سخنرانی و خطبه از حضرت حسین بن علی(ع) به دست ما رسیده است که از مهم‌ترین آن‌ها خطبه سال 58 (یعنی دو سال و نیم مانده به قیام عاشورا) در سرزمین منا است. او در سفر حج، همه بزرگان جهان اسلام را گرد هم می‌آورد و در میانه جمعیتی چندصد نفره از صحابه بزرگ و تابعین خوش‌نام، سخنرانی می‌کند. او حضار را سوگند می‌دهد که پس از بازگشت به سرزمین‌های خود، این حرف‌ها را برای مردم نقل و مردم وفادار را به آرمان‌های حسین(ع) دعوت کنند.
آن وقت بزرگان قوم را هشدار می‌دهد که مبادا آنچنان که خداوند علمای یهود را نکوهش کرده و مورد لعن قرار داده، شما را نیز مورد عذاب قرار دهد. دانشمندان یهود، بدی‌ها و گناهان را در میان قوم خود می‌دیدند، اما از آن بازنمی‌داشتند. چراکه یا دچار طمع‌ورزی شده و به منفعت خود می‌اندیشیدند و یا از مردم، می‌ترسیدند. اما به هرتقدیر خداوند با بدترین وجه آنان را شماتت می‌کند. شاید حرف اصلی حسین(ع) در این اجتماع تاریخی، یک چیز است که ای بزرگان! چرا امر به معروف و نهی از منکر را رها کرده‌اید. امر به معروف آن فریضه‌ای است که اگر برپا شود همه فرائض دیگر برقرار و بردوام می‌ماند.
در ادامه، حضرت، جماعت حاضر را با عبارت «ای گروه نیرومند» خطاب می‌کند و دلسوزانه آنان را با یک سؤال جدی مواجه می‌سازد. اینکه خداوند به خاطر دینش به شما آبرو داده و مورد احترام مردم قرار گرفته‌اید؛ بی آنکه برای دین خدا هزینه‌ای کرده باشید، یا با کسی درافتاده باشید و یا جان خود را به مخاطره انداخته باشید؛ اما همه این احترام از طرف توده مردم نسبت به شما فقط برای یک خواست مهم است؛ اینکه مردم به شما امیدوارند که به حق خدا قیام کنید. اما شما از بیشتر حقوق خداوندی کوتاهی کرده‌اید و با این حال به بهشت خدا امیدوارید. ولی در خور مسئولیت خود کاری نمی‌کنید و آنانی را که در این مسیر گام برمی‌دارند حمایت نمی‌کنید.
قیام امام حسین(ع) فریادی بر سر همه ساکتین بود؛ آنان که به بیماری بی‌تفاوتی دچار شده و در برابر استحاله ارزشی جامعه سکوت کرده‌اند؛ برخی علما، اندیشمندان، امرا، سیاستمداران و اهالی دیار قدرت که می‌بینند پیمان‌های خدا شکسته می‌شود، اما هرگز به خود نگرانی راه نمی‌دهند، غیرت وجودشان را فرانمی‌گیرد و به منفعت‌طلبی عافیت‌طلبانه خود ادامه می‌دهند. گویی دین خدا را با منفعت‌های زودگذر دنیایی معاوضه می‌کنند و از لباس دین برای خود آبرویی دست و پا می‌کنند تا در دایره تمرکز محرومان و مستضعفان قرار بگیرند.
حسین (ع) در خطبه منا، دردمندانه فریاد می‌کشد و درست چند سال بعد، فریادش را با شمشیر حماسه به انتها می‌رساند. انتها که نه؛ فریاد حسین(ع) ابتدای حق‌خواهی است در طول تاریخ، تا آن زمان که ساکتان و نشستگان از گردونه قدرت خارج شده و میراث قدرت و عدالت به دستان مستضعفان تاریخ درآید؛ درست آن هنگام که فریادی از حاشیه کعبه برخیزد که: یا اهل العالم انا الامام القائم.
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما