۰
تاریخ انتشار
چهارشنبه ۱۸ فروردين ۱۴۰۰ ساعت ۲۳:۰۷
کد مطلب : ۶۹۷۵۱

کی توان حق گفت جز زیر لحاف!

کی توان حق گفت جز زیر لحاف!

یکی از تفریحات دلچسب دولت محترم آقای روحانی تعطیل کردن برنامه‌ها و سریال‌های تلویزیونی است؛ اوووف اگر بدانید چقدر کیف می‌دهد و چقدر آدم احساس قدرت می‌کند؛ قشنگ می‌گویی: ما اینیم، می‌تونیم. هیچ‌کس هم هیچ غلطی نمی‌تواند بکند؛ اگر هم زِر زیادی زدین، حقوق یک ماه تا بی‌نهایت کارکنانتان را پرداخت نمی‌کنیم تا دیگر غلط زیادی نکنید.
 
وقتی به برنامه‌هایی مثل جهان‌آرا و ثریا و سریال گاندو فکر می‌کنم، یاد داستانی از مولانا در دفتر پنجم مثنوی می‌افتم؛‌ ماجرا از این قرار است که پادشاهی با دلقکش شطرنج‌بازی می‌کرد و اتفاقاً دلقک شاه را مات کرد و از خوشحالی با صدای بلند شروع کرد به گفتن «شه شه» (مخفف شاه شاه که یعنی شاه را بردم) شاه عصبانی شد و شروع کرد به پرت کردن و کوبیدن مهره‌های شطرنج به طرف دلقک و سر و روی او.
 
کمی بعد دوباره به دلقک گفت: بیا یک دست دیگر بزنیم و دوباره همین اتفاق افتاد ولی این دفعه دلقک جرئت نمی‌کرد چیزی بگوید و از طرفی طاقت نداشت ابراز خوشحالی نکند؛ برای همین اول رفت گوشه‌ی تالار زیر چند تا لحاف و بالش و نمد و بعد شروع کرد با صدای بلند «شه شه» کردن.

شاه با دلقک همی شطرنج باخت         مات کردش زود خشم شه بتاخت
گفت شه شه و آن شه کبرآورش          یک یک از شطرنج می‌زد بر سرش
دست دیگر باختن فرمود میر                      او چنان لرزان که عور از زمهریر
باخت دست دیگر و شه مات شد            وقت شه شه گفتن و میقات شد
برجهید آن دلقک و در کنج رفت              شش نمد بر خود فکند از بیم تفت
زیر بالش‌ها و زیر شش نمد                        خفت پنهان تا ز زخم شه رهد
کی توان حق گفت جز زیر لحاف                   با توای خشم‌آور آتش‌سجاف
 
جیم جواتی
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما