۰
تاریخ انتشار
چهارشنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۴۰۰ ساعت ۰۲:۴۴
کد مطلب : ۷۱۳۸۴

شصت مد طلا!

شصت مد طلا!

در ادامه چند مسأله شرعی در باب روزه‌داری را بازخوانی می‌کنیم:

۱. می‌گفت از دبیر دینی‌مان پرسیدم: آقا تو این روزا که روزه می‌گیریم خیلی تشنه می‌شیم چی کار کنیم؟ گفت کاری ندارد. مثل شتر آب ذخیره کن! ­(به عمرم این قدر قانع نشده بودم.)
 
 ۲. می‌گفت مادرم زنگ زده دفتر امام جمعه پرسیده: جریمه‌ی کسی که عمداً روزه نگیره چیه؟ حاج آقا هم جوابش رو داده. از آن روز به بعد مادرم همه جا می‌گوید هر کس عمداٌ روزه نگیره غیر از قضا که باید بگیره شصت مد طلا هم باید بده. ما هم هر چه می گوییم: مادر گرامی، حاج آقا گفته شصت مد طعام حرفمان را باور نمی‌کند.
 
۳. می‌گن یارو زنگ زده پاسخ‌گویی به سؤال‌های شرعی و گفته ببخشید حاج آقا روزه بر مسافر واجبه؟ اونم گفته نه. یارو گفته آخیش خیالم راحت شد. حاج آقا گفته چطور؟ آخه من خودم از تلویزیون شنیدم یه حاج آقا می‌گفت ما تو دنیا مسافریم!
 
۴. کارنامه‌ام را که گرفتم دیدم نمره‌هام پنجاه پنجاه‌س؛ یعنی پنج درس رو قبول شده بودم و پنج درس را افتاده بودم. خوشبختانه توی خانة ما سواد روانشناسی بالاست برای همین کسی به روم نیاورد. فقط تو ماه رمضون داداشم ازم پرسید روزه‌ای؟ گفتم: خب آره. چطور مگه. گفت آخه تو رساله خوندم که روزه بر معلولان ذهنی واجب نیست؛ یعنی شما می‌گین بهم متلک انداخته. من که خودم هنوز مطمئن نیستم.
 
۵. می‌گفت برای اقامة نماز جماعت ظهر رفته بودم یه دبیرستانی. بعد از نماز داشتم از مدرسه می‌آمدم بیرون که یکی از بچه‌ها بدو بدو آمد و نفس زنان پرسید حاج آقا ببخشید به خدا دهنم درد گرفته دیگه بس که آب دهنم رو نگه داشتم پایین نره. گفتم خب قورتش بده. گفت: بچه‌ها می‌گن روزه رو باطل می‌کنه. گفتم: نه بابا. شوخی کردن باهات. آب دهنش را قورت داد و داشت می‌رفت گفت ای سرب تو روحت بهزاد!

جیم جواتی
 
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما