تاریخ انتشار : ۱ شهريور ۱۴۰۰ ساعت ۰۸:۴۷
جالب است ۰
علامه محمدرضا حکیمی از فقها و مجتهدین شیعه و صاحب دائرةالمعارف اسلامی الحیاة در ۸۶ سالگی دار فانی را وداع گفت.
علامه محمدرضا حکیمی درگذشت
به گزارش بیان ما؛  علامه محمدرضا حکیمی از مفسران و محدثان حوزه علمیه خراسان و از مولفان دائره المعارف الحیاة  درگذشت.
الحیاة، نخستین دائرة المعارف مدون حدیثی شیعی با رویکرد طرح کلی اندیشه اسلامی بر اساس معارف اهل بیت (ع) است. این مجموعه عظیم از جمله آثار توصیه شده درباره موضوع سبک زندگی و زیست مسلمانی و به تعبیر متفکران معاصر، عرضه عصری و تمدنی قرآن و روایات معصومین (ع) است.
الحیاة، کتابی ۱۲ جلدی به زبان عربی، نوشته محمدرضا، علی و محمد حکیمی است که آغاز نگارش آن در سال ۱۳۵۳شمسی بوده و آخرین جلد آن در سال ۱۳۹۴ شمسی منتشر شد.
هدف نویسندگان، ارائه سیمای اسلام و تشیع، بر محور عدالت اجتماعی و آزادگی فردی بوده و منبع اصلی خود را قرآن و حدیث دانسته‌اند. احمد آرام ۶ جلد اول آن را به فارسی ترجمه کرده است.
علامه محمد رضا حکیمی در سال ۱۳۲۰ تحصیلاتش را آغاز کرد. در سال ۱۳۲۶ وارد حوزه علمیه خراسان شد و تا ۲۰ سال از عمر خود را در این حوزه به تحصیل دروس مقدمات و سطح، خارج، فلسفه، ادبیات عرب، نجوم، تقویم گذراند.
محمد تقی ادیب نیشابوری، شیخ مجتبی قزوینی خراسانی، سید محمدهادی میلانی، احمد مدرس یزدی، اسماعیل نجومیان، حاج سید ابوالحسن حافظیان و حاجی‌خان مخیری از مهمترین اساتید وی بودند.
او علوم غریبه، رمل و اوفاق را نزد ابوالحسن حافظیان و شیخ مجتبی قزوینی آموخت.
علامه حکیمی اجازه اجتهاد را از آقا بزرگ تهرانی در سال ۱۳۴۸ شمسی دریافت کرد.
خودداری از دریافت جایزه فارابی
پس از انتخاب علامه حکیمی به عنوان یکی از اساتید برگزیده برای خدمت پنجاه ساله به علوم انسانی در جشنواره فارابی (آذر ۸۸) وی رد پذیرش این عنوان و جایزه را طی پیامی اعتراضی اعلام کرد.
در قسمتی از این پیام آمده‌است: همان گونه که پیشتر هم یادآور شده‌ام، بار دیگر تأکید می‌کنم که تا هنگامی که در جامعه ما فقر و محرومیت مرئی و نامرئی بیداد می‌کند، برگزاری چنین جشنواره‌هایی از نظر اینجانب در اولویت نیست. در این جشنواره از فاضلان و استادانی، به نام خدمت ۵۰ ساله به علوم انسانی تجلیل شده‌است. پرسش این است آیا این علوم برای ثبت در کتاب‌ها و در دنیای ذهنیت است یا برای خدمت به انسان و حفظ حقوق انسان و پاسداری از کرامت انسان است در واقعیت خارجی و عینیت؟...
دیدگاه مقام معظم رهبری به علامه حکیمی
مقام معظم رهبری ۱۳ اسفند سال ۱۳۷۰ در دیدار اعضای گروه ویژه و گروه معارف اسلامی صدای جمهوری اسلامی ایران فرمودند: به سراغ شخصیتهایی هم که کنار هستند و در صحنه‌ی معارف مذهبی خیلی حضور پیدا نمیکنند، اما آماده هستند که به شما کمک کنند، بروید؛ مثلاً سراغ آقای محمّدرضا حکیمی بروید و از ایشان استفاده کنید. بنابراین، یک گروه مشاوره درست کنید و از اینها خوراک فکرىِ محتوایی بخواهید؛ اینها هم برنامه‌ریزی کنند و اصلاً به شما بگویند که امروز چه چیزی لازم است.
دیدگاه امام خمینی به علامه حکیمی
امام خمینی (ره) در پیامی به تاریخ ۱۳۴۸/۸/۲۸ او را با این جملات خطاب کرد «جناب مستطاب ثقة الاسلام آقای محمدرضا حکیمی - دامت افاضاته».
کتاب الحیاة وی که یک دائرةالمعارف اسلامی است، از شهرت و اعتبار خاصی در جهان اسلام برخوردار است.
وی از مُجَدِّدانِ مکتب معارفی خراسان، مشهور به مکتب تفکیک است که معتقد به جدایی دین از فلسفه و عرفان است. علی شریعتی وی را به عنوان وصی خود جهت هرگونه دخل و تصرف در آثارش انتخاب کرده بود. حکیمی اعتقاد دارد «اسلامی که در آن عدالت نباشد، اسلام نیست.»
آثار استاد حکیمی:
حدود پنجاه اثر از این استاد فرزانه تاکنون منتشر شده است:
* منهای فقر
* «الحیاة» پیرامون مسایل اسلامی با همکاری دو برادرش: محمد حکیمی و علی حکیمی (ترجمه به فارسی: احمد آرام)
* خورشید مغرب
* شیخ آقا بزرگ تهرانی
* دانش مسلمین
* بیدارگران اقالیم قبله
* هویت صنفی روحانی
* مکتب تفکیک
* آنجا که خورشید می‌وزد
* اجتهاد و تقلید در فلسفه
* ادبیات و تعهّد در اسلام
* الهیّات الهی و الهیّات بشری (مَدْخَل)
* الهیّات الهی و الهیّات بشری (نظرها)
* امام در عینیت جامعه
* انذار
* بعثت، غدیر، عاشورا، مهدی (عج)
* پیام جاودانه
* جامعه سازی قرآنی
* حماسهٔ غدیر
* سپیده باوران
* سرود جهش‌ها
* شرف الدین
* عقل سرخ
* فریاد روز‌ها
* قصد و عدم وقوع (نامه‌ها)
* قیام جاودانه
* گزارش (برگرفته از الحیاة)
* کلام جاودانه
* معاد جسمانی در حکمت متعالیه
* مقام عقل
* میر حامد حسین
* نان و کتاب
* یکصد و پنجاه سال تلاش خونین
* عاشورا: مظلومیتی مضاعف
* مرام جاودانه
* علی (علیه السلام)
* پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم)
* از زندگی تا ابدیت
*‌ای آفتاب
* عاشورا؛ عدالت
* فاطمیات
* عاشورا؛ غزه
* استغفار
* سه یار خراسانی در انقلاب
* امواج غدیر
* نان و کتاب.
عاشورا از منظر استاد فقید علامه محمدرضا حکیمی 
 
علامه حکیمی : عاشورا یعنی نفی آنچه به نام اسلام جریان دارد اما خلاف اسلام است
 
استاد محمدرضا حکیمی توحید و عدالت را سرآمد ارزش ها می‌داند و عاشورا را فریاد و دفاع امام حسین علیه السلام از این دو حقیقت ازلی و ابدی. 
عاشورا برای حکیمی، در بستر تاریخ و برای همیشه روزگاران جریان دارد و مانند رودی خروشان، ویرانگر موانع رسیدن جامعه مظلوم به حقوق خود است. 
در نگاه وی، مصیبت خوانی در رثای شهدای طف گرچه پیوند انسان با غم های بزرگ را صورت‌بندی می‌کند و این امر رشد دهنده روح انسان است اما در حقیقت عاشورا، پرچم اجرای عدالت است که بر قله خورشید نصب شده است، و اگر شیعه کوتاهی نکرده بود و عاشورا را به جهانیان شناسانده بود، امروز عاشورا همه محیط های انسانی را با عدالت و انصاف آشنا کرده بود. به شرط اینکه خود طرفداران عاشورا و حکومت های مدعی اعتقاد به عاشورا، به عدالت و انصاف معتقد باشند و جامعه را بر اساس عدل و داد بسازند،  این همه تفاوت های جهنمی و «دره های فقر» و «قله های ثروت» وجود نداشته باشد، و یزیدیانی که در زیر نام حسین(ع) خود را پنهان کرده اند در میان نباشند.
حکیمی رسالت اصلی عاشورا را جداسازی حق از باطل و عدل از ظلم به منظور پایداری حق و عدل و نابودی باطل و ظلم می‌داند.
در نظر حکیمی عاشورا قیامی جاودانه و زنده است،به همین دلیل با هیچ حاکمیتی در طول تاریخ بیعت نکرده است و همیشه پشتوانه حرکت های اصلاحی عظیم و سرود جهش های آزادی بخش در طول تاریخ بوده است. 
شهادت عاشورا به تعبیر حکیمی: نفی است و اثبات. نفی آنچه به نام اسلام مطرح بود و اثبات آنچه از اسلام فراموش گشته و انکار شده بود. و این هر دو باهم یعنی احیای اسلام در دوران تاریکی‌ها و جهالت ها و انکار توحید و عدل.
از این رو حکیمی با صراحت رسالت پیروان عاشورا را آگاهی بخشی و هوشیار کردن مردم می‌داند تا مردم با اهداف عاشورا آشنا شوند و هرگز تسلیم طاغوتیان سیاسی و اقتصادی نشوند و با موعظه های توجیه گرانه و تخدیرکننده منبرهای حکومتی تسلیم بی عدالتی ها نشوند. اما از نظر وی به دلیل سیر وقایع این بعد عاشورا کم رنگ شده است و حکیمی برای توجه دادن اذهان بیدار به این انحراف نوشت: «عاشورا، مظلومیتی مضاعف.»
نامه علامه حکیمی به فیدل کاسترو
قسمتی از نامه علامه محمد رضا حکیمی به فیدل کاسترو به شرح زیر است:
اگر بخواهیم همه تعالیم قرآن و اسلام را در دو کلمه، خلاصه کنیم، چنین می‌شود:
۱. توحید ۲. عدل
«توحید» یعنی: «تصحیح رابطه انسان با خدا» و «عدل» یعنی: «تصحیح رابطه انسان با انسان» و اکنون شما به هر شناخت اسلامی یا حکم اسلامی، یعنی اسلام از جنبه‌های نظری و جنبه‌های عملی آن که نگاه کنید، هیچ چیز را خارج از دو موضوع بالا نمی‌بینید؛ و خوب توجه داریم که برای سعادت کامل (یعنی دنیوی و اخروی، یا به تعبیر دیگر: سعادت فانی و سعادت باقی) انسان، همین دو اصل و رعایت دقیق نظری و عملی آن - در ضمن انواع تربیت‌ها و برنامه‌ریزی‌هایی که باید عملی گردد - کافی و بسنده‌است. انسان، پس از اعتقاد به خدا، با ادای تکلیف نسبت به آفریدگار خویش، در بعد ابدی کامیاب است؛ و پس از اعتقاد به اهمیت عدالت و اجرای آن (که آزادی معقول نیز در دل آن خفته‌است)، در سعادت اجتماعی و رسیدن به زندگی سالم اجتماعی به چیزی نیازمند نیست. کدام جامعه‌ای است که در آن به فریاد قرآن، دربارهٔ توحید و عدل ترتیب اثر دهند و از سقوط‌های بزرگ نرهند؟ و در هر کشور اسلامی و در هر مجتمع قرآنی که دیده شود، وضع جز این است که گفته شد. در آنجا اسم اسلام است نه رسم اسلام. درگیری‌ها به نام اسلام است نه برای اسلام. در این گونه اجتماعات، ایمان توحیدی و عمل عدلانی از قوت و قدرت افتاده‌است؛ و باید - در آنجا‌ها - فریادگران فریاد توحید و عدل سر دهند تا جامعه‌های خراب را بیدار کنند و حاکمیت‌های غافل را بلرزانند. در رسالت قرآنی، دو مسئله، دو رکن بنیادین است.
تربیت سالم، یعنی «فردسازی» (به منظور جامعه‌سازی).
سیاست عدل، یعنی: «جامعه‌پردازی» (به منظور فردسازی)؛ و بطور خلاصه، جامعه قرآنی، «جامعه قائم بالقسط» است، و حاکمیت قرآنی، «حاکمیت عامل بالعدل». هر چه جز این باشد، نام اسلامی و قرآنی بر آن روا نیست.
  short_url/vdcguy97.ak9qx4prra.html
bayanema.ir/vdcguy97.ak9qx4prra.html
مطالب مرتبط
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما