تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ۱۴۰۰ ساعت ۱۷:۰۶
جالب است ۰
حضرت سکینه (س) دختر امام حسین (ع) که در واقعه عاشورا حضور داشت در پنجم ربیع‌الاول سال ۱۱۷ هجری قمری در مدینه درگذشت.
حدیثی که حضرت سکینه (س) از امام حسین (ع) روایت کرد
به گزارش بیان ما ، امروز پنجم ربیع الاول مصادف است با سالروز وفات حضرت سکینه(س) دختر امام حسین (علیهما السلام). حضرت سکینه که در روز عاشورا بین ۱۰ تا ۱۳ سال سن داشتند، نخستین راوی حدیث معروف «شیعتی ما إن شربتم ماء عذب فاذکرونی» است. وفات حضرت سکینه (ص) در سال ۱۱۷ ه. ق در مدینه یا دمشق اتفاق افتاد.
حضرت سکینه، دختر ابى عبدالله الحسین (ع) و رباب، دختر امرء القیس است. نام اصلى وى، " آمنه" بود و مادرش رباب او را به " سکینه" ملقّب ساخت.

این بانوى شریف علوى در دامن مهرانگیز پدر ارجمندش حضرت امام حسین (ع) و مادر گرانمایه ‏اش حضرت رباب (س) و عمه بزرگوارش حضرت زینب کبرى (س) پرورش یافت و از راهنمایى و تربیت ناب برادرش حضرت على بن الحسین (ع)، در ایّام امامت آن بزرگوار، بهره ‏هاى وافر یافت.
وى از زنان خردمند و داناى عصر خویش بود. علاوه بر بهره ‏مندى کامل از حُسن جمال، از فضایل معنوى مانند تعّبد، تدیّن و تقواى الهى برخوردار بود و در زمینه شعر، سخنورى و فصاحت بیان از ممتازان عصر و خانه وى، همیشه مجمع ادبا، شُعرا و سخن سرایان عرب بود.
امام حسین (ع) به تمامى فرزندانش، از جمله سکینه، عشق و علاقه داشت و آنان را به خاطر برخوردارى از فضایل و کمالات نفسانى، بسیار دوست مى‏ داشت.
آن حضرت، پس از واقعه کربلا، به مدت ۵۷ سال زندگى کرد. در آغاز، تحت کفالت برادر بزرگوارش امام زین العابدین (ع) قرار داشت تا این که ازدواج نمود و به خانه همسرش نقل مکان کرد.
نمونه‌هایی از ویژگى هاى این بانوى بزرگ حضرت سکینه (س)
۱- مدافع ولایت
حضرت سیکنه پس از حادثه کربلا و در عصر امامت برادرش، امام على بن الحسین (علیهما السلام) نیز از مدافعان امامت و ولایت بود وبار‌ها براى تقویت بنیه مالى امامت، اموالى را تقدیم امام سجاد (علیه السلام) مىکرد. نیز هنگامى که شنید ابن مطیر، خالدبن عبدالملک، حاکم مدینه در روزهاى جمعه به هنگام خطبه هاى جمعه بر فراز منبر، امیرالمؤمنین على (علیه السلام) را سبّ مى کند، به همراه کنیزان خود به مسجد مى آمد و مقابل ابن مطیر موضع مى گرفت و هرگاه آن خطیب، حضرت را سب و دشنام مى داد، حضرت سکینه به همراه کنیزان و همراهان خود، ابن مطیر را سب و لعن مى کردند و جواب وى را مى دادند. حاکم مدینه در مقابل شجاعت فرزندعلى (علیه السلام) ناتوان گشته بود و به جهت موقعیت و پایگاه اجتماعى او، قدرت رویارویى با وى را نداشت، دستور مى داد تا کنیزان آن حضرت را بزنند!
۲- فنا در بحر عظمت الهى
از دیگر مشخصه هاى روحى حضرت سکینه، عبادت و معنویت بود که از وى چهره اى ممتاز ساخت. او جز به خدا نمى اندیشید.
۳ - وداع با پدر
هنگامی که امام حسین (علیه السلام) برای وداع باسکینه آمد، به وی فرمود: «ای سکینه، پس از شهادت من گریه تو طولانی خواهد بود. مرا با اشک خویش مسوزان، مادامی که جان در بدن دارم و هنگامی که کشته شوم، تو اولی هستی که در سوگ من بنشینی.» هنگامی که کاروان اسیران از کنار قتلگاه عبور می‌کرد، حضرت سکینه خود را بر روی بدن مطهر او انداخت، آن را بوسید و ناله و گریه سر داد، به گونه‌ای که همه حاضران را به گریه انداخت. کسی توان نداشت که وی را از بدن مطهرپدرش جدا سازد تا انکه سپاه دشمن به زور این کار را انجام داد.
حدیث معروفی که حضرت سکینه از امام حسین (ع) روایت کرد /  ماجرای خواب دختر امام حسین (ع) در دمشق
ایشان می فرماید: بعد از شهادت پدرم به هنگام عبور از جسد‌های مطهر آن بدن نازنین را در برگرفتم و بی هوش شدم، در آن حال شنیدم که پدرم می‌فرمود:
شیعتی ما إن شربتم ماء عذب فاذکرونی أوسمعتم بغریب أوشهیدفاندبونی
وَ أَنَا السّبط الّذی مِن غیر جُرم قتلونی وبجُردِالخیلِ بَعْدَالْقَتلِ عَمداًسَحقونی
لَیتکُم فی یَومِ عاشُورا جَمیعاً تَنظرونی کَیفَ أَسْتَسْقِی لِطِفلی فَأَبَواأَنْ یَرْحَمُونی
«شیعیان من هر گاه آب خوش گوارایی می‌نوشید مرا یاد کنید (که تشنه لب شهید شدم) و هر گاه خبر غربت وشهادت شهیدی را شنیدید بر من سوگواری کنید. من نواده پیامبرم که بى گناه مرا کشتندو پس از کشتن به عمد بدنم را زیر سم اسبان کوبیدند. کاش همه در روز عاشورا بودید ومى دیدید که چگونه براى کودکم طلب آب کردم و دشمن از دادن آب دریغ ورزید. آن‌ها به جاى آب گوارا با تیر ستم او را سیراب کردند، واى بر آن‌ها که دل رسول جن و انس را جریحه دار ساختند، شیعیان! در هر زمان هر چه در توان دارید آنان را لعنت کنید.»
حضرت سکینه در کاروان اسیران آل محمد (علیهم السلام)
سکینه دختر امام حسین (علیه السلام) با دلى خونین، به همراه کاروان اسیران آل محمد (علیهم السلام) کربلا را به قصد کوفه و شام ترک کرد. وى همچون دیگر خواهران و دختران حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) شاهد فاجعه خونین کربلا بود. سکینه تمام وقایع عاشورا را باچشم خویش دید. صداى «هَلْ مِنْ مُعِین» پدر را مى شنید که به آسمان بلند بود. بانوان حرم رسالت و پرده نشینان خاندان امامت را شاهد بود که، چون خصم بداندیش آتش به خیمه هاشان افکنده بود. اما با این همه مصیبت و بلا، او ناشکیبایى نورزید و ازجاده تسلیم خارج نشد. در طول دوران اسارت، براى رساندن پیام شهیدان و برملاء ساختن ماهیتِ حکومت ستم پیشه امویان تلاش کرد.
همچنین او در وضعیت دشوار اسارت، که از جهات گوناگون در عجز و ناتوانى از انجام تکالیف بوده اند، درصیانت از حجاب و حفظ حریم آل عصمت مى کوشید.
روایت شده است که حضرت سکینه(س) از سهل بن سعد ساعدى، صحابى پیامبر، مى خواهد که با پرداخت درهم و دینارى از حاملان سرشهیدان درخواست کند که اندکى سر‌ها را از کاروان اسیران آل محمد (صلى الله علیه وآله) فاصله دهند تا نگاه هاى آلوده شامیان به حریم حرم حسینى خیره نگردد.
حدیث معروفی که حضرت سکینه از امام حسین (ع) روایت کرد /  ماجرای خواب دختر امام حسین (ع) در دمشق
خواب سکینه (س)  در دمشق
در برخی از منابع خوابی از حضرت سکینه(س) در دمشق نقل شده است. به گفته ابن نما حلی، او خواب دیده بود که پیامبر اسلام، حضرت آدم، حضرت ابراهیم، حضرت موسی و حضرت عیسی برای زیارت امام حسین(ع) به کربلا می‌روند در حالی که پیامبر اسلام محاسنش را به دست گرفته و گاهی به زمین می‌افتاد و گاهی از زمین بلند می‌شد. همچنین حضرت فاطمه، حوا، آسیه، مریم و خدیجه نیز آمده بودند در حالی که حضرت زهرا (س) دست بر سر گذاشته بود و گاهی به زمین می‌افتاد و گاهی برمی‌خیرد. او خود را به حضرت زهرا(س) رساند و شروع کرد به گریه کردن حضرت زهرا به او گفت. سکینه جان بس است که ناله‌ات جگرم را آتش زد و بندهای قلبم را قطع کرد. این پیراهن آغتشه به خون پدرت حسین است که از آن را خود جدا نمی‌کنم تا خدا را ملاقات کنم.
بازگشت به مدینه
پس از پایان اسارت سکینه (س)  نیز به همراه کاروان اسرا به مدینه بازگشت، اما از چند و چون زندگانی او در مدینه تا وفات ایشان در منابع خبر موثق و مورد اطمینان چندانی در دست نیست. شاید بتوان گفتگوی سکینه (س)  با دختر عثمان را از معدود خبرهای مورد اعتماد در این دوره دانست.
نقل شده که سکینه  (س) روزی با دختر عثمان در مجلسی حاضر بود، دختر عثمان برای فخرفروشی گفت: «أنا بنتُ الشهید: من دختر شهید هستم» سکینه (س)  جوابش را نداد تا زمانی که صدای اذان برخاست، همین که مؤذن گفت: «أشهدُ أنّ محمداً رسول الله(ص)» سکینه(س) گفت: «این پدر من است یا پدر تو؟» دختر عثمان شرمسار شد و گفت: «دیگر به شما فخر نخواهم فروخت».
وفات
در چگونگی و محل وفات سکینه اختلاف شده است. بنا بر نقل بسیاری از منابع و مآخذ وفات ایشان در روز پنجم ربیع الاول سال ۱۱۷ هجری قمری در زمان امارت خالد بن عبدالله بن حارث و به نقلی خالد بن عبدالملک در مدینه اتفاق افتاده است. بنا بر نقل منابع اهل سنت، خالد بن عبدالله بر او نماز خواند و او را در قبرستان بقیع به خاک سپردند.
محل دفن
بعضی بر این باورند که حرم حضرت سکینه (س) در کشور سوریه شهر شام(دمشق) است، مرحوم علامه سید محسن امین عالم بزرگ شیعه، بر این باور بودند که حرم سکینه ای که در دمشق است، هیچ ارتباطی به حضرت سکینه(س) دختر امام حسین(ع) ندارد و تنها تشابه اسمی میان این دو، شبهه ی دفن دختر امام حسین(ع) در شام را به وجود آورده است. این حرم مربوط به سکینه دختر یکی از ملوک شام است، زیرا بر صندوقی که بر قبر نهاده‌اند به خط کوفی مشجر عنوان سکینه لقب الملک نوشته شده است. مرحوم حاج شیخ عباس قمی نیز نظر مرحوم سید محسن امینی را تصدیق نموده است.
بنابر این آن گونه که مورخان نوشته‌اند، حضرت سکینه(س) در مدینه مقیم بوده و در آنجا رحلت نموده است. short_url/vdchq6n6.23nmvdftt2.html
bayanema.ir/vdchq6n6.23nmvdftt2.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما